مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.بانک شعر مذهبی.بانک اشعار سبکی
عرض تسلیت بمناسبت سالروز تخریب قبور ائمه بقیع*جهت دسترسی راحت تر به مطالب بروز شده از آرشیو مطالب استفاده کنید
بوی پیراهن حسینـ ع


پیراهن تو بوی گل یاس می دهد
بوی علیُّ و مادر احساس می دهد

مانده هنوز خون تو بر آن به جا حسین
خونی که بوی روضه ی عبّاس می دهد

من تشنه ی وصال تو هستم نه جام آب
زرگر کجا به جای مس الماس می دهد؟!

الماس تکـِّه تکـِّه ی من خاک کربلا
نورت به هر حسینیِّه ای پاس می دهد

اجر کسی که گریه به تو کرده را خدا
با دست نیمه جان به دستاس می دهد

تنها دعای زینب تو لحظه ایست که
مهدی جواب ضربه ی آن داس می دهد
---------------------------
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها!

کلیه حق وحقوق این وبلاگ متعلق است به موسسه آموزشی علمدار وهدیه تمام استفاده مطلبی از این وبلاگ بدون ذکرمنبع و صلواتی جهت سلامتی آقا حجه ابن الحسن امام زمان(عج) بلا مانع است .جهت ارتباط با بنده حقیر میتونید از طریق پیامک با شماره
(10005112700853)
یا از طریق همین وبلاگ تماس داشته باشید.
التماس دعا خادم شما.
دستـ به دامان توام
مناسبت بعدی !
    هشتم شوال روز بقیع
ویدئو منتخبـ
وصیتـ نامه شهداء
پیام نگار

سرود شور ولادت حضرت امام مجتبی ع

بهمراه سبک قابل دانلود

سه بند آزاد      سروده1435مجمع لبیک

 

اومدم دوباره در خونت کریم ال طاها

 رونگردونی از من ای اقا تو رو بحق زهرا

 

امام حسن 

**متن کامل شعر ودریافت سبک در ادامه مطلب**


برچسب‌ها: سرود ولادت امام حسن, سبک ولادت امام حسن, کف زنی میلاد امام حسن, تولد امام حسن مجتبی, سبک سرود ولادت امام حسن مجتبی

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...
قلم به دست گرفتم به سوختن بنویسم

کنار سوختن سینه ساختن بنویسم

قلم به دست گرفتم پس از دو ماه حسینی

یکی دو روزه یِ آخر حسن حسن بنویسم

هزار مرتبه دستم بلند شد به گدایی

نشد برای کریم از نداشتن بنویسم

همیشه دست گدا را کشیده برده،چگونه

کنار خانه اش از رنج در زدن بنویسم

مدینه خون جگرت کرده مرد هاشمی ای کاش

از این به بعد برای تو از قَرَن بنویسم

به جای سنگ مزار و حرم رواست برایت

کنار خاک بقیع چند سینه زن بنویسم

فرو نشستن هفتاد و چند تیر سبب شد

دو تا قواره برای شما کفن بنویسم

به من نیامده از غصهء مگوت بگویم

همین بس است که از لختهء دهن بنویسم

حسین قربانچه


برچسب‌ها: اماام حسن28صفر, اشعار شهادت امام مجتبی, امام حسن مجتبی, امام مجتبی شهادت, اشعار شهادت امام حسن مجتبی

در طشت می ریزد جگر اما کمی سبز

انگار می ریزد به زخمش مرهمی سبز

با حرف ها آنقدر می شد سنگباران

آمد کنار اشک سرخش همدمی سبز

باید بگیری چشم های خواهرش را

وقتی سیاهی می رود در ماتمی سبز

ای کاش جز زینب یکی تشخیص می داد

این لخته خون ها را میان عالمی سبز

دارد به خود می پیچد از غصه، بمیرم

از روضه ی قامت کمان، قامت خمی سبز

در کوچه وقتی مادرش می خورد سیلی

شد در کتاب خاطرات او غمی سبز

معلوم شد می ریخته یک عمر از درد

شبنم که نه چشم ترش هرشب، نمی سبز

بسکه غریب افتاد نامش بر زبان ها

گفتند پیدا شد برایش محرمی سبز

شمع و چراغ و زائر و گنبد بماند

خالی است بر خاک مزارش پرچمی سبز

رضا دین پرور


برچسب‌ها: امام حسن مصیبت, مرثیه امام حسن, امام مجتبی, 28صفر شهادت امام مجتبی, امام حسن

 به یمن مِهر تو شد از سراب، آب درست

بدون مِهر تو از آب شد سراب درست

 نگاه کردن تو خلقت است تکویناً

نگاه کردی و شد ماه آفتاب درست

 خدا به طرح تو پرداخت، شد امام درست

خدا به شرح تو پرداخت، شد کتاب درست

 اگر قبول کنی من تراب نعلینم

مرا برای تو کرده ابوتراب درست

 یکی برای حسین و یکی برای حسن

از این دو قطره فقط می شود شراب درست

 بتول در عوض پیرهن برای حسین

برای صورت تو می کند نقاب درست

 بقیع مظهر آبادی است پس عرش است

بهشت نیز شده از همین خراب، درست

 عتاب یار پری چهره را کشیدم من

اگر چه هم نشود کار با عتاب درست

 استاد لطیفیان


برچسب‌ها: امام مجتبی, اشعار امام مجتبی, امام حسن شعر مدح, مداحی امام حسن, شعر مداحی

گر تاب و تبت ذکر حسن جان باشد

گر نان شبت ذکر حسن جان باشد

زهرا نگذارد به دلت غم باشد

گر روی لبت ذکر حسن جان باشد

سید مجتبی شجاع

...

بر درگه این و آن گدایم نکنی

وز طوف حریم خود جدایم نکنی

محتاج به یک نیمه نگاهت هستم

ای حضرت ارباب رهایم نکنی

رضا رسولی

...

اي اهل مدينه فتنه بنيان مکنيد

بر آل علي اين همه عصيان مکنيد

گر لاله نريزيد به تابوت حسن

شرمي ز رسول، تير باران نکنيد

...

روزي که شرار ظلم افروخته شد

يک بار دگر حاصل دين سوخته شد

از بعد شهادتش حسن را از تير

تابوت و تن و کفن به هم دوخته شد

...

آن لاله که عشق و خون بهارش بودند

مرغان بهشت بي قرارش بودند

آن روز که جاي مجتبي خالي بود

در کرب و بلا دو يادگارش بودند

...

مريم به دو ديده ي بهاري

ميگفت كه كاش حي باري

ميداد مرا به جاي عيسي

يك موي حسن به يادگاري

...

تا خدا پرداخت جسم و جان و تن

پر نمودم از غم و درد و محن

روز اول در دلم حك كرد او

هست اين مخلوق مجنون الحسن

...

گذرم بر در میخانه ی مهتاب افتاد

در سرم عطر خوش سیب ومی ناب افتاد

تا که دیدم همگان ذکر حسن می گویند

باز هم مثل همیشه دهنم آب افتاد

وحید قاسمی

...

پروانه شد از پيله درآمد خورشيد

آسيمه تر از هميشه سرزد خورشيد

با نقل و نبات و خنده و شيريني

ميگفت به خورشيد خوش آمد، خورشيد

... 

معناي بهشت خواستن هستي تو

آخر كي قدر فهم من هستي تو

حرف همه شعرهاي كوتاه و بلند

اينست: فقط حسن ، حسن هستي تو

حامد اهور

...

ما شيعه يِ آلِ مرتضا ميباشيم

از خاك بقيع و كربلا ميباشيم

يك عمر اگر حسين حسين ميگوئيم

مديون امام مجتبا ميباشيم

...

آتش به تمام قد بر افروخته دید

مسمار ِنمایان به در سوخته دید

یک لحظه تنفس حسن بند آمد

دیوار و تن و در چو به هم دوخته دید

التماس دعا 


برچسب‌ها: شهادت امام حسن, پیامک مذهبی, پیامک شهادت امام حسن, پیامک28صفر, شهادت امام حسن مجتبی

رسیده ایم كه سرها بـه آستـان بدهیم

به رویِ چَشم بفرما، چگونه جان بدهیم؟

فقط برایِ حسین و فقط برایِ حسن

نیامدیم كه دل دستِ ایـن و آن بدهیم

حسین گفتنِ ما روزِ حشر دیدنی است

قرارِ ماست قیامـت خودی نشان بدهیم

رسیـده ایـم تـسلایِ سینـه­ات باشیم

كه اشك های تو را دستِ آسمان بدهیم

بیار تُربت و بر چَشم های ما عنایت كـن

كه جانِ تازه­ای امشب به دیدگان بدهیم

حراستِ حـرمِ عمّه هـای تـو با ماست

نفس بـده كه بر آن مأذنه اذان بدهیم

شنیده ایم دوبـاره جسارتی شده است

چه می شود به برِ زینبیه جان بدهیم

تمامِ عـمـر نمك گیرِ مجتبی هستیم

شبِ یتیم شده، گـرمِ گـریه ها هستیم

حسن لطفی


برچسب‌ها: مناجات امام زمان, امام حسن امام زمان, امام حسین امام زمان, مدافعین حرم امام زمان, ایام صفر امام زمان امام حسن

دیریست زمین به سوی دیگر رفته ست

از دایره ی مدار خود در رفته ست

با دیدن قبر خاکی اش فهمیدم

مظلومیت حسن به مادر رفته ست

...

همسایه صبر خواهرش بود حسن

دنباله ی زخم مادرش بود حسن

یک کوزه پر از سم  دم افطار خدا 

لب تشنه تر از برادرش بود حسن

...

محدوده ی غم های تو نامعلوم است

ما هرچه سروده ایم نا مفهوم است

یک قافیه تنها به دلم می چسبد

آن قافیه هم مثل خودت مظلوم است

ایوب پرندآور


برچسب‌ها: امام حسن, غریب مدینه حسن, شهادت امام حسن, شهادت کریم ال الله, 28صفر

چه شده بعد صفر ماه محرم شده بود

کوچه بن بست، نفس تنگ، هوا سم شده بود

گرگ و میش است هوا کوچه پر از گرگ شده

روز با شب بنویسید که توأم شده بود

مادری با پسر خویش نمیشد تسلیم

پشت یک پرده علی باز مجسم شده بود

خاطری در وسط کوچه مشوّش میشد

پنجه ای بین هوا بود و مصمّم شده بود

پنجه ای بین هوا بود که یک سیلی شد

فرصتی بود که اینگونه فراهم شده بود

مادر هرکه زمین خورده فقط میداند

که چرا قوت زانوی حسن کم شده بود

من از آن گیسوی خاکی شده اش دانستم

چقدر زود یتیمی ش مسلم شده بود

وا نشد پلک گره خورده ی یک چشم کبود

سیلی سر زده ای وای چه محکم شده بود

تا چهل روز نشد سیر علی را بیند

تا چهل روز علی بود که مبهم شده بود

شیشه ای با تن دیوار ترک هایی خورد

ریشه ی خونی یک مقنعه درهم شده بود

سال ها بود سوال همه ی مردم شهر

پسر ارشد این خانه چرا خم شده بود؟

هیئت


برچسب‌ها: امام حسن, امام مجتبی کوچه, حضرت زهرا کوچه, فاطمیه کوچه, امام حسن حضرت زهرا
هفتم دی 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

وقتی که در عزای شما گریه می کنم

همواره با خدای شما گریه می کنم

 با هر قدم به کوچه ی باریک شهرتان

در بین کربلای شما گریه می کنم

 زخم زبان و کوچه و سیلی و گوشوار

با درد ماجرای شما گریه می کنم

 اندازه ی دوماهِ حسین  این یکی دو شب

آقا فقط برای شما گریه می کنم

 اما نه ، با کیومک حسینی که گفته ای

هم ناله با نوای شما گریه می کنم

 من خمس یک دهه غم و اندوه و آه را

بر رزم بچه های شما گریه می کنم

 حتمی بود که فاطه در روضه می رسد

وقتی که پا به پای شما گریه می کنم

 بر آن مزار خاکی و بی سایبانتان

بر غربت سرای شما گریه می کنم

یاسر مسافر


برچسب‌ها: اشعار امام حسن, شعر امام حسن, مصیبت امام حسن, مرثیه امام حسن, روضه امام حسن

دیگر رها ز غصه و محنت شدم حسین

از خاطرات خویش چه راحت شدم حسین

با کس نگفته ام ز چهل سال پیش من

از کوچه ی مدینه که غارت شدم حسین

از کوچه ی مدینه که مادر به خاک خورد

از کوچه ای که غرق خجالت شدم حسین

قدم نمی رسید که او را کمک دهم

خیلی در آن میانه اذیت شدم حسین

خیلی عزیز بودم و در بین طائفه !

محکوم به شنیدن تهمت شدم حسین

دیدی برادرم جگرم تکه پاره شد

کشته میان خانه به غربت شدم حسین

گفتی که دیگر عطر به مویت نمی زنی

گفتی   " حسن ز داغ تو غارت شدم"  حسین

اما بدان چو روز تو روزی حسین نیست

من گریه کن برای گلویت شدم حسین

رضا رسول زاده

برچسب‌ها: شهادت امام حسن, زبان حال امام حسن, 28 صفر زبان حال, شهادت امام حسن زبان حال, مرثیه امام مجتبی

خون می چکد حسن ز لب تو سخن نگو

گفتی به زینبت تو هر آنچه به من نگو

من مثل تو که صبر ندارم ، فدای تو

از خاطرات کوچه و سیلی زدن نگو

اصلا بیا به فکر خودت باش و این کفن

اصلا بیا ز روز من بی کفن نگو

دیدم تن کبود تو آتش گرفته ام

زود است ، از تنم که شود پاره تن نگو

مادر به دست خواهر من داد امانتش

دیگر تو غصه ام نخور از پیرهن نگو

یک پیرمرد کور به پای تو نیزه زد

حرفی ز قتلگاهم و آن نیزه زن نگو

از غارت تنم سخنی را وسط نکش

از دسته دسته روی سرم ریختن نگو

وقتی به جای گل به تنت تیر ریختند

از زیر نعل ماندنم عریان بدن نگو

طشت مدینه ی تو کجا طشت شام من

از خیزران نشستن بر این دهن نگو

بس کن دگر که زینبم از دست می رود

از آنچه خویش با خبرم ای حسن نگو

رضا رسول زاده


برچسب‌ها: زبان حال شهادت امام حسن, امام حسن مجتبی شهادت, اشعار شهادت امام حسن مجتبی, امام حسن 28 صفر, اخر صفر شهادت امام مجتبی

مرد غریب شهر ، کبود است پیکرت

آهسته تر شده ست نفس های آخرت

آقای من در آن وطن مادری تو

یک مرد هم نبود شود یار و یاورت ؟

تنها تویی که خانه شده قتلگاه تو

تنها تویی که قاتل تو بوده همسرت

چون تکه پاره ی جگرت را به طشت دید

آهی کشید از دل و می گفت خواهرت :

ای بعد مادر و پدرم سر پناه من

آورده زهر کینه ی دشمن چه بر سرت ؟

گفتی : زمان مرگ تو در بین کوچه بود

روزی که بود دست تو در دست مادرت

روزی که پیش چشم تو آیینه ی رسول

افتاد روی خاک مدینه برابرت

خون می چکد ز گوشه ی لبهای تو ولی

تصویر کربلاست در آن دیده ی ترت

معلوم شد فراق تو داغی عظیم بود

با سوگنامه ای که سروده برادرت

عباس با حسین چگونه کشیده اند

بیرون هزار تیر ستم را ز پیکرت

حالا تویی و آن کرم بی نهایت ات

حالا منم گدای قدیمی این درت

یک لقمه نان دهی ندهی شکر می کنیم

ما را نوشته اند بمانیم نوکرت

یک روز اگر که گنبد زردت بنا شود

می خواهم از خدا که شوم من کبوترت

رضا رسول زاده


برچسب‌ها: امام حسن مرثیه, شهادت امام مجتبی, امام حسن 28صفر, دانلود اشعار صفر, امام مجتبی شهادت

افتاده بود روی زمین خواهرش رسید

 ام المصائب آمد و بالا سرش رسید

سر را به روی دامن زهرائی اش نهاد

 یک کاسه آب دست امام غریب داد

 سر خود سرش که چادر مادر نکرده است

کم مادری برای برادر نکرده است

 بانوی روضه ها سخنش را شروع کرد

واویلتا حسن حسنش را شروع کرد

 بر روی خاک سر نگذاری سرم فدات

بال و پرت شکسته و بال و پرم فدات

 پا بر زمین نکش جگرم تیر می کشد

پشت و پناه من کمرم تیر می کشد

 دق می کنم که سرفه امانت بریده است

درد جگر به سینه و پهلو رسیده است

 زهرش درست بر جگر تو شراره زد

بر روی زخم گم شدن گوشواره زد

 خیلی قدیم زخم دلت بی شماره شد 

با نامه ی فدک جگرت پاره پاره شد

پایین پات قاسم دلخون نشسته است

 بالا سرت برادر محزون نشسته است

بالا سرت نشسته فقط گریه می کند 

 محزون و دلشکسته فقط گریه می کند

چشمت که باز شد به خدا باز جان گرفت

 با هق هقش کنار تن تو زبان گرفت

سنگینی مصیبت تو پشت من شکست

غارت زده منم که تو را می دهم ز دست

گفتی حسین گریه نکن می کشی مرا

 نور دو عین گریه نکن می کشی مرا

سهم حسن که نیزه و آهن نمی شود

 روزی شبیه روز دوشنبه نمی شود

 فرزند من شریک تو در بین قتلگاه

با سم اسب ها بدنش آه آه آه

 پیراهنت غنیمتی گرگ ها می شود

سهمیّه تن تو فقط بوریا می شود

 خولی سر بُریده چه بی رحم می بَرد

حتّی تنور هم ز سرت سهم می بَرد

محسن حنیفی


برچسب‌ها: شعر شهادت امام مجتبی, اشعار شهادت امام مجتبی, مداحی شهادت امام مجتبی, امام حسن شهادت, شهادت امام حسن کریم اهلبیت

 اشک هایش به مادرش رفته

 سینه ی پر شراره ای دارد

 نه! به یک طشت اکتفا نکنید

 جگر پاره پاره ای دارد

 ...

 از علی هم شکسته تر شده است!

 علتش کینه ها، حسادت هاست

 غربت چشم های مظلومش

 سند محکم خیانت هاست

 ...

 خواهرش را کسی خبر نکند

 مادرش خوب شد که این جا نیست

 لخته خون ها سرِ لج افتادند

 هیچ طشتی حریف آن ها نیست

 ...

 از غرور شکسته اش پیداست

 صبر هم صحبتِ دلِ آقاست

 نه! من از چشم سم نمی بینم

 کوچه ای شوم قاتل آقاست

 ...

کوچه ای تنگ، کوچه ای تاریک

 شده کابوس هر شبِ آقا

 «برگه را پس بده...نزن نامرد...»

 چیست این جمله بر لبِ آقا!؟

 ...

 از صدایِ شکستن بغضش

 چشم دیوارها سیاهی رفت

 مادرش راه خانه ی خود را

 تا زمین خورد، اشتباهی رفت

 ...

 تا که باغش میان آتش سوخت

 میله های قفس نصیبش شد

 کودکی نه! بگو خزانِ بهار

 پیری زودرس نصیبش شد

 ...

 نفسش بند آمده ای وای

 به خدا نای روضه خوانی نیست

 شکر دارد که گوشه ی این طشت

 لااقل چوب خیزرانی نیست

وحید قاسمی


برچسب‌ها: شهادت امام حسن, اشعار شهادت امام مجتبی, اشعار 28صفر, امام مجتبی

خدا به هر که شبی عاشقانه تر داده

دو چشم جاری و اشکی روانه تر داده

 زمان خلقت عالم،خدای عشق پسند

به عاشقان جگری پُر زبانه تر داده

 کنار سفرهء اکرام آمدم، دیدم

کریم رزق مرا، دیده گان تَر داده

 اگر چه نسل امامان حسینی است، خدا

به مجتبی نمکی مادرانه تر داده

 

شکوه عشق ز لبهای یار می ریزد

رگ گدا شدنم را چه بر می انگیزد

 

تو آسمانی و می ریزد از تو بال، فقط


یکی دو بال به مرغ دلم بمال، فقط


و بعد خوب تماشا کن و ببین چطور


در آسمان توام من تمام سال،فقط


تو ریسمان بلند خدایی و من هم


رسیده ام که بگیرم نخی ز شال،فقط


اگر که داشته باشد علی هزار پسر


تویی کریم ترین مرد ایل و آل، فقط


نوشته اند که باشی خدای شاه و گدا


نوشته اند که باشم فقط سؤال، فقط


سپیدهء سحرم را تو شام تار مکن


مرا به غیر در خانه ات، دچار مکن

 

کریم، باز کرم کن که باز منتظرم


ببینم از پس پرده تو را به چشم ترم


قلوب منکسر عاشقان که هست، اصلا"


تو احتیاج نداری به بارگاه و حرم


سؤال می کنم از تو، سؤال کن ار من

که جز تو خواهش خود پیش دیگری نبرم


طمع به جود تو امری است لاجرم آقا


یکی دو کیسه بده تا اضافه تر ببرم


به من مگو که بگیر و برو، خداحافظ


من خراب شده چند روزی است، کَرَم


تو مرهمی،تو دوای دل خراب منی


تو میکده، تو بساط می و شراب منی


تو آفریده شدی،تِلوِ کردگار شوی


فرید باشی و خود آفریدگار شوی


من آفریده شدم تا که ریزه خوار شوم


تو آفریده شدی تا که سفره دار شوی


عجیب نیست از این تار و مار دل، زیرا


قرار بود که زیبای روزگار شوی


چقدر پای پیاده به حج سفر کردی


یکی دو مرتبه خوب است تا سوار شوی


شلوغ می شود و راه بند می آید


همین که بر سر کوچه آشکار شوی


خیال می کنم امشب که عابرت شده ام


کنار کوچه نشستی و زائرت شده ام

 


به دست توست کلید همه معماها


بیان توست بَری از چرا و امّاها


تو نور ارض و سمایی، تو گوهر عرشی


حقیقت تو کجا و سرودهء ماها


کنار حومه نشینان شهر بنشین و


بگو زِ آب و هوای محل، بالاها


فتاده پای من از داغتان،هوار زدن


فتاده پای تو آقا، حسابِ فرداها


متابعت بکنند از مزارِ مادرها


اگر ضریح ندارد مزار آقاها

بقیع در دل خود رازها نهان دارد


همیشه غصهء یک مادر جوان دارد

 


کنار ما بنشین، از جفا و کینه بگو

به جای روضهء لا یوم، از مدینه بگو


بیا تو شرح بده، ربنای مادر را


از آن دو پای وَرَم دار و پر ز پینه بگو


بگو چه شد زِ رُخِ مادر تو رنگ پرید؟


از آبروی گرانی که شد هزینه بگو


بگو مگر کسی از حال او نبود آگاه


بگو چرا تَرَک افتاده روی سینه؟ بگو


چرا لب از لب خود وا نمی کنی آقا


اقلّا" آه بکش ماه بی قرینه، بگو


از آن وقایع کوچه علی خبر دارد؟


نبود جز تو کسی گوشواره بردارد؟


حسین قربانچه


برچسب‌ها: شعر امام حسن, اشعار شهادت امام حسن, اشعار ولادت امام حسن, امام حسن ماه رمضان, امام حسن 28 صفر

ای هاشمی نسب ، پسر حضرت بتول

ما را برای جیره خوری کن شها قبول 


ای دلبری که دل ز همه دهر می بری

ای آنکه شد خدا به صدای تو مشتری

ای خلق عالمین به یمن وجود تو

حالا خدا که نه،ولی آن سوی باوری

از اشک چشم پاکتری و شبانه روز

در چشمهای حضرت زهرا شناوری

می لرزد از خشیّت رحمان تمام تو

وقتی که در نماز به قبله برابری

امشب سری به خانه ی جود تو می زنیم

مهمان رسیده  بار کن آقا سماوری

ای سفره دار بین همه سفره دارها

جان خودم قسم که تو یک چیز دیگری

سائل جدا ز سفره ی سلطان نمی شود

دردی بدون اذن تو درمان نمی شود

ساقی نصیب ما دوسه جرعه شراب کن

مِی نوشمان کن و همه مان را خراب کن

با دل سخن بگو کمی از زندگانی ات

و از ماجرای خود دلمان را کباب کن

یا ذالکرم کرامتی از خود بروز ده

ما را برای خود بخر، آقا ثواب کن

بعداً برای اینکه نگردیم از تو دور

محکم به دست و پا و گلومان طناب کن

حالا که بین ما و شما سنخیت کم است

ما را جزامیان مسیرت حساب کن

مگذار تا خطاب به بی صاحبی شویم

اندیشه ی بدان همه نقش برآب کن

تحت لوای قاسم تو سینه میزنیم

پس جز به دست تو به کسی جان نمی دهیم

پایین پلک چشم تو دائم پر از نم است

چشمت قشنگ، سوی نگاهت ولی کم است

از بسکه اشک ریخته ای در عزای یاس

از بسکه کوچه پیش نگاهت مجسم است

رد شراره بر رخ تو نقش بسته است؟

یا ردپای ضربه سیلی محکم است؟

سنّت زیاد نیست ولی پیر گشته ای

این ارث مادری است که قدشما خم است

آقا فدات شم چقدر غصه میخوری

تصویر لحظه لحظه عمرت چه پر غم است

این گریه ها که میکنی از بهر مادرت

پایه گذار اشک عزای محرّم است

در روضه های حضرت ارباب، یاحسن

سرمشق یا حسین حسین دمادم است


هرکس که سائل کرم مجتبی نشد

شایسته ی بکاء به شه کربلا نشد

حسین قربانچه


برچسب‌ها: شهادت امام مجتبی, اشعار شهادت امام مجتبی28صفر, شعر امام مجتبی, امام حسن مجتبی مدح ومرثیه, مرثیه ومدح امام مجتبی
پنجم دی 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

روضه برپاشده وباز به هم ریخته ام

اشک بسیار ز دوری حرم ریخته ام

آنقدر سینه زدم که بدنم خسته شده

پر چو فطرس به هواخواهی غم ریخته ام

تابچسبد به خودم روضه این چند دهه

هرچه را داشته ام پای علم ریخته ام

برده اند عرش ملائک که تبرّک بشوند

عرقی راکه دم شور و دو دم ریخته ام

مطمئن می شوم از این عطش بی پایان

اشک در محضرچشمان تو کم ریخته ام

مثل اسپند  دلم ریخت میان آتش

بسکه از عشق تو آتش به دلم ریخته ام

آنقدر ناز کشیدی توکه از رو رفتم

آبرو را که تو دادی چه کنم؟ریخته ام

 به سرم خورده بگیرم دم و بر سر بزنم

روضه برپا شده و باز به هم ریخته ام

رضا دین پرور


برچسب‌ها: حضرت زهرا, امام حسین, حضرت زینب, امام حسن, امام رضا
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>
آرشیو موضوعات
آمــار زائرینـ
کلام نابـ
 
 
همه زندگیم خرج حسینـ استـ | : ایــمانـ غلامی
 

پیچک