|
| |||||||||||||||||||||||||||||||
|
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.شعر مذهبی.اشعار سبکی
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
خواص سوره های قرآن به اجمال: 1- فاتحه : مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کليد بهبودي-برآورده شدن حاجات- درمان بيماري ها – رهايي از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسيدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشايش گناهان پدر ومادر 3- آل عمران: درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زايمان رفع ديون آسان شدن مشکلات – ازدياد روزي 4- نساء : پاداش الهي – حکم صدقه – رهايي از فشار قبر 5- مائده : استقامت در توحيداعطاي حسنات – بخشش گناهان 6- انعام : رفع بيماري – ستايش فرشتگان تا روز قيامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما ليخوليا – دفع بلايا 7- اعراف : رفع بازخواست روز قيامت – همنشيني با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان 8- انفال : محافظت از نفاق – افتخار شيعه – شرمندگي دشمنان – شفاعت پيامبر در روز قيامت – محافظت در برابر تعدي – پيروزي در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگي گناهان – ارتقاي مقام 9- توبه : جلوگيري از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطاي حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پيري –آشکار شدن عيوب - اعطراف دزد 11- هود علیه السلام : اعطاي حسنات – رستگاري روز قيامت – بر انگيخته شدن در گروه پيامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پيروزي بر دشمنان – بيمناک شدن دشمنان از او – مقام شهيد يافتن در روز قيامت 12- يوسف علیه السلام : چهره زيبا يافتن – رفع هراس – صالح شدن – دوري از زنا – آسان شدن سختي مرگ 13- رعد: رهايي ازصاعقه –ورود به بهشت شفيع شدن براي خانواده – کمک به انقلاب عليه ظالمان اعطاي حسنات استقامت در روز قيامت 14- ابراهيم علیه السلام : رفع فقر وجنون ومصيبت – جلوگيري از گريه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشير مادر –اعطاي حسنات – رفع ناراحتي کودکا ن 15- حجر: اعطاي حسنات- رفع فقر و جنون ومصيبت –ازدياد شير زنان –ازدياد رزق حسن خريد و فروش 16- نحل: عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قيامت 17- اسراء (بنی اسرائیل): شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تير –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختيها 18- کهف: بيدار شدن به موقع از خواب شهيد از دنيا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نوراني شدن –رفع تنگ دستي –امان يافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان 19- مريم: به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عيسي شدن در قيامت –شوکت سليمان يافتن درقيامت –اعطا حسنات-خواب هاي خوش ديدن –جلوگيري از دستبرد دزدان-رفع ترس-خير و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه 20- طه: پاداش در آن دنيا ثواب مهاجرين وانصار را يافتن –شنيدن پاسخ مثبت در خواستگاري-ايجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار يافتن دختر –آسان شدن ازدواج 21- انبيا: ديدن عجايب در خواب –رفع بي خوابي 22- حج: تشرف به مکه –اهداي حسنات –سقوط حاکم ستمگر 23- مومنون: عاقبت به خير شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب 24- نور: بيمه شدن جان و دارايي و زنان –آمريزيده شدن-اعطاي حسنات-محتلم نشدن عدم تمايل به نزديکي 25- فرقان: رهايي ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حيوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات 26- شعرا: اولياي خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطاي حسنات –خواننده ي کتب الهي شدن –شفا از بيماريها –دستيابي به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سيل سخت آمدن طلاق بر زن 27- نمل: اعطاي حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حيوانات موذي 28- قصص: اعطاي حسنات-شهادت به راستگويي- رفع درد ها وبيماري ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد 29- عنکبوت : رفع گناهان –اعطاي حسنات-رفع بيماري ها ودردها –شادابي قلب – خوش خوابيدن 30- روم: اعطاي حسنات –يافتن گمشده –بيمار کردن دشمن 31- لقمان : حفاظت از شيطان – همنشيني با لقمان در قيامت –اعطاي حسنات – رفع بيماري ها ودردها قطع خونريزي بدن – رفع بيماري درد ورنج 32- سجده: داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قيامت – همنشيني با پيامبر و خاندانش در روز قيامت – ثواب راز ونياز شب قدر –رفع بيماري تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه 33- احزاب: قرار گرفتن کنار پيامبر وهمسرانش در روز قيامت –درامان بودن قبر –افزايش خواستگاران 34- سباء: حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خيرات در دنيا وآخرت –داشتن همنشين سالم در روز قيامت –دور شدن حيوانات و حشرات –بري شدن از ترس 35- فاطر: ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفين –رفع بيماري سردرد – جلوگيري از تخريب هنگام زلزله 36- ياسين: افزايش رزق وروزي حفاظت شدن در برابر خطرات وشيطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونيت از فشار قبر-نورانيت- همراهي فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ايستادن درکنار پيامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشيني با پيامبر(ص)-اعطاي حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهي و ويراني و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفيف وحشت قبر –آمرزش وخشنودي خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقويت حافظه-پيروزي در مناظرات – مصونيت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدياد شير در زنان 37- صافات : تسهيل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلايا – ازدياد رزق – حفاظت از گزند شيطان – مبعوث شدن با شهيدان – اعطاي حسنات – ديدن جنيان و عدم آسيب آنان – آرامش از اضطراب 38- ص: اعطاي خيرات در دنيا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگيري از گناهان صغيره و کبيره – آشکار کردن معايب حاکم يا قاضي- 39- زمر: شرف و بزرگي در دنيا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پيامبران و صديقان – آمرزيده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن 40- مومن (غافر): بخشايش گناهان –کسب تقوا –خيردر اخرت –خرم شدن باغ- خير وبرکت مغازه – شفاي ماليخوليا – درمان دمل – رفع بيماري وحشت زدگي – التيام دل درد – درمان بي هوشي وغش –درمان دردطحال- 41- فصلت (حم سجده): نورا نيت در روز قيامت قيامت – سعا دت در زندگي دنيوي – اعطاي حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد 42- شوري (حمعسق): نورانيت در روز قيامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر 43- زحزف: مصون بودن از گزند حيوانات زمين وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتياج به دارو –رفع مرض صرع 44- دخان: سهولت محاسبه در روز قيامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشيدن گناهان –رهايي از نيرنگ شيطان – خوابهاي نيکو ديد ن –رفع بيماري سر درد – ازدياد ثروت – رونق تجارت –رهايي ازگزند حاکم –محبوبيت نزد مردم – رفع بيماري يبوست 45- جاثيه: نديدن آتش جهنم ونشنيد ن صدا وصيحه ي ان- همراهي حضرت محمد –ازبين رفتن ترس و وحشت در روز قيامت – پوشيده شدن زشتيها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود 46- احقاف : در دنيا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قيامت – به تعداد انسانهاي زمين ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده ميشود –جسمي قوي يافتن –سالم ماندن در برابر بيماري هاي کودکانه – ارامش يافتن از زمان کودکي محبوب شدن نزد مردم – شنيده ها را درک کردن – تسکين و درمان بيماري ها 47- محّمد صلّی الله علیه وآله وسلم : هرگز مشرک نگردد – شک به دين راه نيابد – فقير نشدن – نترسيدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دين تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز مي خوانند – همراهي فرشتگان – در پناه خداوند و پيامبر قرار گرفتن – پس از برانگيخته شدن صورت پيامبر را ديدن – سيراب شدن از نهرهاي بهشتي – مصون ماندن از امور ناپسند و بيماري ها – دوري جنيان از وي 48- فتح: بيمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذيرفته شدن سخن وي نزد مردم – تويت حافظه – کسب خيرو برکت – رفع بيماري هراس – در امان ماندن از غرق شدن 49- حجرات: در شمار زايران پيامبر اکرم قرار گرفتن – اعطاي حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهاي خير و برکت – پيروزي در جنگها خروج شيطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزوني يافتن شير مادر 50- ق: ازدياد روزي – مثبت شدن نامه ي اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدياد شير مادر 51- ذاريات : سا مان يافتن زندگي – ازدياد روزي – روشن شدن قبر – اعطاي حسنات – رفع درد درون – سهولت زايمان – آسان شدن مرگ 52- طور : اعطاي خير و برکت – دور شدن از عذاب الهي – رسيدن به بهشت – ازادي اسير و زنداني – خوشايندي سفر – بهبودي عقرب گزيدگي 53- نجم: زنگي با اوصاف نيک – بخشايش گناهان – اعطاي حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شياطين 54- قمر (اقتربت): رسيدن به بهشت – روسفيدي در قيامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبيت ميان مردم – سهل شدن امور مشکل 55- الرحمن : شفاعت کردن در روز قيامت – شهيد محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفاي چشم درد امنيت يافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بيماري آفات از خانه 56- واقعه : عزت در ميان مردم – رفع بيماري بدبختي و فقر – همنشيني با حضرت علي عليه السلام - نورانيت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خير و برکت خانه – پيروزي و ثروت و موفقيت- بخشش گناهان – سهولت احتضار نقل است که عثمان بن عفان بعیادت عبدالله بن مسعود رفت در مرضی که با آن فوت شد باو گفت که از چه شکوه داری گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل داری گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طیب مرا بیمار کرده گفت:امر نکنم که بتو عطیه بدهند گفت در وقتیکه احتیاج داشتم بمن ندادی الحال که مستغیم میدهی گفت آنچه میدهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشانرا بدان حاجتی نیست جهت اینکه من ایشانرا امر کردم بخواندن سوره واقعه و من شنیدم از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که میفرمود هر که بخواند ای سوره را در هر شب نمیمیرد باو پریشانی هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که هر که بخواند ین سوره را هر شب پیش از آنکه بخوابد ملاقات کند خدای عزوجل را در حالتی که روی آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامی آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت این سوره را بخواند . 57- حديد : عدم عذاب در دنيا – رفع بلايا – درکظهور حضرت قا ئم عليه السلام – نعمت بهشت – آزادي زنداني – مصونيت در جنگ – التيام درد 58- مجادله: تسکين درد –حفظ د فينه – آرامش بيمار – مصونيت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات 59- حشر: درود فرستادن کا ينات به او- در حکم شهيد قرار گرفتن – مصون شدن از بلايا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقويت حا فظه 60- ممتحنه: دفع فقر – نورانيت ديدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهيد قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بيماري طحال – آسودگي در زندگي 61- صف : قرار گرفتن در صف فرشتگان و پيامبران – همنشيني حضرت عيسي عليه السلام - امنيت در سفرها 62- جمعه : پا داش بهشت - اعطاي حسنات –رفع هراس – بخشودگي گناهان – رهايي از وسوسه هاي شيطان از حضرت صادق علیه السلام منقولست که واجبست بر هر مومن هر گاه شیعه ما باشد که بخواند در نماز شب سوره جمعه و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین را و هرگاه این را به عمل آورد چنان است که گویا عمل رسول خدا صلی الله را بجا آورده است و ثواب و جزای او بر خداوند بهشت است . 63- منافقون : رفتن به بهشت – رفع بيماري نفاق و شک – درمان دمل – رفع دردهاي دروني – شفاي بيمار – درمان چشم درد 64- تغابن: شفاعت شدن – به بهشت رفتن – همجواري پيامبر – درک ظهور حضرت قا ِِيم عليه السلام رفع مرگ ناگهاني – رفع شر حاکم 65- طلاق: رفع آ تش دوزخ –رسيدن به تو به ي نصوح – ايجاد فتنه در محل دشمن 66- تحريم : نصيب شدن توبه نصوح – شفاي گزيده شده – درمان صرع – دفع لرزش- درمان بي خوابي –رفع بي پولي و قرض 67- ملک (تبارک ) : مصون بودن در روز قيامت – رفع عذاب قبر – پاداشي همچون پاداش شب قدر – مونس قبر – شفاعت شدن – رفع گرفتاري روح مردگان از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که بخواند سوره الملک را در مکتوبه پیش از آن که بخواهد پیوسته اندر امان خدایتعالی خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خدای خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود قطب راوندی از بن عباس نقل کرده است که مردی خیمه زد بروی قبری و ندانست که آن قبر است پس خواند این سوره را پس شنید صحیحه زننده را گفت این سوره منجیر است پس این مطلب را بحضرت رسول اکرم عرض کرد آنحضرت فرمود آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر 68- قلم : رفع فقر – دفع عذاب قبر – رسيدن به ثواب اصحا ب کهف – رفع دندان درد – آساني محاسبه درروز قيامت – حفظ جنين هوش و حافظه ي کودک 70- معارج: رفع بازخواست در روز قيامت – هم منزلي با حضرت محمدصل الله عليه و اله وسلم گشايش در کار زندا ني – رفع احتلام در خواب 71- نوح عليه السلام : قرار گرفتن در منزل پاکان ازدواج با حو ريه هاي بهشتي – اجابت دعا –مقدر شدن بهشت 72- جن : عدم ابتلا به چشم زخم و سحر و افسون ونيرنگ جنييان - رسيدن به اجر بزرگ – فرار جنييان – مصون شدن از گزند حاکم – رفع گرفتاريهاي انسان – سهولت مشکلات 73- مزمل : زندگي پاک و نيکو در د نيا – مرگ راحت و خوب - رسين به اجرآزاد کردن فرد گرفتار- در خواب ديدن پيامبر عليه السلام –رفع بيماري سختي هاي دنيا وآخرت- اعطاي حسنات 74- مدثر : مقامي نزديک به مقام پيامبر عليه السلام – مصونيت از سختي وستم دنيا – اعطاي حسنات – سعه قلب – افتخار حفظ قرآن 75- قيامت : همراه پيامبر عليه السلام از قبر برانگيخته خواهد شد – همراهي پيامبر عليه السلام تا عبور از پل صراط – شهادت دادن پيامبر عليه السلام و جبرئيل به ايمان او- نورانيت چهره در روز قيامت – فزوني رزق حفظ در برابر حوادث – محبوبيت نزد مردم – فروتن ساختن قلب – پاک دامن کردن انسان – از هيچ زور مداري نمي هراسد 76- انسا ن (دهر): همنشيني با پيا مبر – به ازدواج حورالعين در آمدن – پاداش بهشت و حرير گرفتن – قوي شدن نفس ضعيف – تسکين درد قلب – تندرستي – هر چه بخواهد پاداش گيرد – سود بردن بدن – نيرومند گشتن جان – قوت بخشيدن به اعصاب تسکين نگراني و اضطراب 77- مرسلات : ميان او و حضرت محمد آشنايي برقرار گردد – در زمره کساني ست که به خداوند شرک نمي ورزند – قدرتمند گشتن بر د شمن در محاکمه – پيروزي بر دشمن – تسکين دل درد 78- نبا ء : مشرف شدن به خانه ي خدا – محا سبه در روز قيامت به اندا زه ي نوشتن سوره خواهد بود – رفتن به بهشت – دفع شپش – قدرت و هيبت يافتن – به خواب نرفتن – حفظ در برابر حوادث 79- نازعات : سيراب از دنيا رفتن – سيراب برانگيخته شدن – سيراب وارد بهشت شدن – در امان ماندن ا ز عذاب خدا وند – نوشيدن شراب گواراي بهشتي – در امان ماندن از گزند دشمنان 80- عبس (اعمی): قرار گرفتن زير سا يه ي کرامت الهي دربهشت – حفظ از رسوايي درقيامت – درمان چشم درد و آب ريزش آن 82- انفطار : ازبين رفتن حجاب ميان او وخدا وند در روز قيامت – مستور ماندن دشتي ها درقيامت – مانع رسوايي در قيامت – آزاد شدن اسير – اصلاح شدن امر انسان در قيامت – بخشوده شدن گناهان – فزوني نور ديدگان – درمان چشم درد و تاري 83- مطففين : در امان ماندن از آتش جهنم – نو شيدن از شراب گواري بهشتي – مصون ماندن انبار از آفت ها – در امان ماندن شي از گزند حشرات 84- انشقاق: از بين رفتن حجاب ميان او و خداوند - درامان ماندن از گرفتن نامه ي عمل از پشت سر – آسان شدن زايمان- درامان ماندن خانه وحيواناتاز گزندحشرات 85- بروج : در محشر همراه پيامبر و صالحان بودن – اعطاي حسنات – نجات يافتن از گرفتاري – پاداش بزرگ – در امان ماندن از ترس - گرفتن از شير آسان شدن بر کودک – در پناه خداوند بودن 86- طارق : مقام والا نزد خدا داشتن – در بهشت همنشين مومنين بودن اعطاي حسنات – محافظت اشياء- چرکي نشدن زخم – شفايافتن 87- اعلي: وارد شدن به بهشت از در دلخواه - فضيلت خواندن مصحف مو سي و ابراهيم عليه السلام را يافتن – دادن پاداش به او – تسکين درد گوش – رفع بواسير – تسکين درد – شفاي شکستگي 88- غاشيه : مشمول رحمت خدا واقع شدن- موصون ماندن از عذاب جهنم – محاسبه اسان –آرام شدن گريه نوزاد –آرام شدن حيوان سرکش –رفع بيماري دندان درد –صحت و سلامت در غذا 89- فجر: در قيامت همراه امام حسين بودن –بخشوده شدن گناهان –اعطاي حسنات فرزند پسر –قرار دادن نور در قيامت –در امان ماندن از گزند هر چيز 90- بلد: مشهور شدن به نيکوکاري در دنيا –يافتن مقام بالا نزد خدا – همنشيني پيامبران و شهيدان در قيامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بيماري –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گريه کودک –دفع درد بيني در کودک – 91- شمس: شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزيز شدن نزد مردم – افزايش رزق – آرام گرفتن لرز بدن 92- ليل: :شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – اعطاي نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابيدن – فضيلت تلاوت ربع قرآن – پذيرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب ديدن – بهبود يافتن صرع و بيهو شي 93- ضحي : شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد – اعطاي حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شيئ مخفي 94- انشراح : شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – اعطاي يقين و سلامتي – درمان سينه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بيماري قلب درد – شفاي زکام و سرماخوردگي – 95- تين : رسيدن به بهشت – رسيدن به پاداش بسيار – رفع ضرر غذا 96- علق : شهيد از دنيا رفتن – همانند کسي است که در رکاب پيامبر جنگيده – پاداش تلاوت يک جزئ از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهاي سفر 97- قدر : گوئي در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پداشي همچو يک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشيني با بهترين مخلوقات در قيامت – درمان لرزه هاي اعضاي بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزايش برکت انبار غقله 98- بينه : بيزاري از مشرکان –پيوستن به دين محمد –در زمره مومنان برانگيخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قيامت قيامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان يرقان –درمان آب مرواريد و پيسي-رفع هر نوع آماس –سود بخشيدن به زن باردار 99- زلزال: رفع زلزله –نمردن با بلاياي دنيايي –خارج شدن اسان روح از بدن –رسيدن به منزلگه بهشتي –همراهي فرشتگان –رسيدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهايي از ترس –دفع لرزش بدن 100- عاديات : مبعوث و همنشين شدن همراه حضرت علي-رسيدن به پاداش تلاوت کل قرآن –اداي سريع قرض –رفع بيماري ترس و تشنگي 101- قارعه: در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگين گشتن ترازوي احسان –گشوده شدن در رحمت –فزوني رزق-اآسان گشتن کار براي انسان محروم –نيکو گشتن تجارت 102- تکاثر: رفع عذاب قبر –مقرر داشتن صواب صد شهيد –ايستادن چهل رديف فرشته در نماز با وي –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن 103- عصر: برانگيخته شدن با چهره خندان و درخشان در قيامت-اعطاي حسنات –عاقبت به خير شدن –از جمله پيروان حق و حقيقت شدن –حافظ اشيائ مدفون 104- همزه: دفع فقر –فزوني رزق-دفع مرگ بد –اعطاي پاداش-درمان درد چشم 105- فيل: شهادت دشت ها بيابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قيامت –بازخواست نشدن در قيامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنيا- توان اينکه هدفش را خورد سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت مي دهد 106- قريش: سوار بر مرکب بهشتي برانگيخته شدن –اغطاي پاداشي چون طواف خانه خدا و اعطکاف در مسجدالحرام – 107- ماعون : همانند کسي شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قيامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت 108- کوثر: از حوض کوثر سيراب شدن –هم صحبتي با رسول خدا –اعطاي پاداش –ديدن پيامبر در خواب 109- کافرون: رسيدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشيده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهيد مردن و شهيد بر انگيخته شدن دور ماندن از گزند شيطان –در امان ماندن از وحشت قيامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات 110- نصر: پيروز شدن بر تمام دشمنان –بر انگيخته شدن با کتاب ناطق –پناه از گرماي دوزخ و آتش جهنم -به بهشت رفتن –گشوده شدن درهاي خير و برکت در دنيا-استجابت حاجات – ثواب کسي که در رکاب پيامبر ودر فتح مکّه بوده – پذيرفته شدن نماز در درگاه الهي 111- لهب(مسد): تنفر از ابو لهب –تسکين درد شکم در پناه خدا بودن 112- اخلاص (توحيد): بخشوده شدن گناهان پنجاه سال –اعطاي خير در دنيا و آخرت - بخشيده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –پس از مرگ فرشتگان و جبرئيل بر بدن او نماز مي خوانند-در امان بودن از بديهاي مردم-رفع بيماري شر و زور –پذيرفته شدن توبه –حفاظت از او –گناه نکردن –همچون تلاوت يک سوم قرآن و تورات وانجيل و زبور بودن –در امان بودن مال و ثروت –دور شدن فقر از خانه –تلاوت آن مانند تلاوت تمام قرآن است –نجات از عذاب دوزخ خدا دوستار او خواهد بود –حافظ در برابر هر آفت و بلا بودن –تسکين درد شکم –اعطاي پاداش –پيروزي بر دشمنان 113- فلق: در امان بودن از درد و بيماري –در امن بودن از بيماري کودکان و بيماري تشنگي و بيماري معده –محفوظ و سالم ماندن تا زمان مرگ –پاداش همچون کسي که حج واجب و عمره نموده و روزه گرفته مقرر داشتن دفع چشم زخم و بدي ها و بلايا- رسيدن به پاداش بزرگ همانند کسي که در مکه روزه گرفته بودن 114- ناس: در امان بودن از درد بيماري - امن بودن از بيماري کودکان و بيماري تشنگي و معده –در امان و حفظ خدا بودن –در امان بودن از گزند جنيان و وسوسه –پذيرفته شدن نماز .موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن [ چهاردهم شهریور 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
هر که هر روز ایه 2 و 3 سوره طلاق را بخواند مهمات و گشایش اموربسته خود را خواهد دید..
جهت درد پا ایات 1 تا 7 سوره فتح خوانده شود
قرائت کردن سوره جمعه و منافقون در روز جمعه کفاره گناهان مابین دوجمعه خواهدبود
یا حکیم العلیم=برای کارهای بسته 100 مرتبه خواندن حل میشود
یاصمد= رفع گرسنگی و بیماری قند
یا عالم الغیب=100 مرتبه عالم غیب برایت کشف میشود
ایجاد برکت=موقع وارد شدن به خانه حمد و توحید بخوانید
ذکر القاهر را برای پیداشدن گمشده 200 بار بخواند پیداشود
یا مومن= 100 مرتبه از شر جن و انس در امان می مانی تا میتوانید به خدا خوش گمان باشید زیرا خداوند میفرماید من نزد بنده مومن خویشم اگر گمان او خوب است
رفتار من نیز خوب است و اگر بدگمان به من باشد رفتار من نیز نسبت به او بدخواهد بود
برای رفع تهمت سوره نور را 7 بار بخوانید اگرصبح و عصر101 مرتبه هردو وفت سوره کوثر را برای هر مهمی و حاجتی تا یک هفته بخواند بی شک حاجت برآید مداومت بر ذکر یا جلیل هر روز 73 مرتبه موجب تعظیم و هیبت است
برای کار پیدا کردن= نذر کردن 14000 هزار صلوات به نیت معصومین-هرشب دعای توسل-به تعداد ابجد کبیر اسم خودتان استغفار کردن-بعد از نماز صبح 70 بار یافتاح-هرشب سوره واقعه-مداومت بر صلوات و ذکر عظیم یا علی-روزی 110 مرتبه بعد از اذن مغرب گفتن لعنت کل موجودات از عرش تا فرش بر دشمنان علی (ع) برای در امان ماندن از تصادفات جاده ای یک بار ایه الکرسی و6 بار سوره قدر هنگام سوارشدن مجرب است برای یاد شدن محبت ذکر یاودود هر روز 20 مرتبه گرفتن روزی یا ملک 9 بار در روز برا رفع چشم زخم هر روز سوره فلق و ناس را بخوانید برای کسب و کار و فراهم شدن پول صبح ها بعد از نماز صبح 77 مرتبه یا فتاح جهت فروش خانه ایه 33 سوره الرحمن را 70 مرتبه بخوانید و سوره زلزال را از نزدیک یا دور 7بار خوانده و به سمت آن بدمید و اگر با 7 بار فروش نرفت روزی 70 بار بخوانید برای بخت گشایی روزی 129 بار یالطیف و سوره نور آیه 32 را وقت اذان بخوانید باز شدن ابواب رزق آیه 26 و 27 آل عمران
اگر کسی میخواهد در کارهایش عیب و نقص پدید نیاید211 بار یا صانع بخواند (سازنده) اگر کسی گمشده ای دارد اسم یا فالق را 211 بار برای پیدا کردنش بخواند(شکافنده) برای باطل کردن سحر و جادو و دعای شر 206 بار یا جبار (فرمانروا -امر کننده به خوبی) درمان وسواس 120 مرتبه یا مومن(اگر ترس از کسی در دل وجود دارد برای رفع آن 662 بار ذکر یا متکبر(صاحب رفعت و عظمت و جلال خارج از تصور) اگر کسی میخواهد بر دشمن خود غالب شود در وقت وضو بگوید یا قدیر(بسیار و همیشه توانا) اگر میخواهید تاریکی های زندگی ازدل پاک شود و به صفای دل برسد هر روز 256 بار ذکر یانور اگر میخواهید عاقبت به خیر شوید ذکر یا آخر را 801 بار بخواند(واپسین) برای ایجاد محبت بین زن و شوهر هر روز ذکر با رئوف 10 بار (بسیار مهربان) روزی یا عزیز 100 مرتبه جهت عزیز شدن در این عالم نزد مردم هر روز گفته شود
اسم خداوند(الرافع) را در نیمه شب یا نیمه روز 100 بار بخوانند خداوند اورا برگزیند و عزیز و مکرم گرداند اسم الولی را 46 بار بخوانند بعد از هر نماز همه خلق دوست و مهربان اوشوند برای ایجاد محبت شرعی بین زن و شوهر حروف ابجد اسم هر دویتان راحساب کرده و بعد به تعدادآن ایه الکرسی رابخوانیدبه شرطی که سعی کنید سر جای خود بنشینید و بی ضرورت بلند نشوید و با حضور قلب و بعد از توبه کردن موضوعاتــ مرتبط: مطالب خواندنی، قرآن [ دوم شهریور 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||
| در قرآن به زمان نماز و احکام مربوطه در آیات زیر اشاره شده است |
|
و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مىبرد اين براى پندگيرندگان پندى است اى كسانى كه ايمان آوردهايد قطعا بايد غلام و كنيزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامههاى خود را بيرون مىآوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است و چون نماز را به جاى آورديد خدا را [در همه حال] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده ياد كنيد پس چون آسودهخاطر شديد نماز را [به طور كامل] به پا داريد زيرا نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون به [عزم] نماز برخيزيد صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين [هر دو پا] مسح كنيد و اگر جنبايد خود را پاك كنيد [=غسل نماييد] و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان نزديكى كردهايد و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمم كنيد و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد خدا نمىخواهد بر شما تنگ بگيرد ليكن مىخواهد شما را پاك و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد كه سپاس [او] بداريد بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد براى او نامهاى نيكوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهستهاش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى اى كسانى كه ايمان آوردهايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مىگوييد و [نيز] در حال جنابت [وارد نماز نشويد] مگر اينكه راهگذر باشيد تا غسل كنيد و اگر بيماريد يا در سفريد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آميزش كردهايد و آب نيافتهايد پس بر خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را مسح نماييد كه خدا بخشنده و آمرزنده است و چون در زمين سفر كرديد اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيدهاند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است |
| قرآن مشخصا توصيه به خوردن چيزهاي پاک مي کند. چيزهاي حلال و حرام در آيات زير شرح داده شده اند |
|
بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورندهاى كه آن را مىخورد هيچ حرامى نمىيابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشتخوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زيادهخواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است پس از آنچه خدا شما را روزى كرده استحلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمتخدا را اگر تنها او را مىپرستيد شكر گزاريد جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشتخوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زيادهخواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشتخوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز كسانى كه كافر شدهاند از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديدهاند پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را برايتان كامل و نعمتخود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم و هر كس دچار گرسنگى شود بىآنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى ترديد خدا آمرزنده مهربان است از تو مىپرسند چه چيزى براى آنان حلال شده است بگو چيزهاى پاكيزه براى شما حلال گرديده و [نيز صيد] حيوانات شكارگر كه شما بعنوان مربيان سگهاى شكارى از آنچه خدايتان آموخته به آنها تعليم دادهايد [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشتهاند بخوريد و نام خدا را بر آن ببريد و پرواى خدا بداريد كه خدا زودشمار است امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوستخود بگيريد و هر كس در ايمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زيانكاران است پس اگر به آيات او ايمان داريد از آنچه نام خدا [به هنگام ذبح] بر آن برده شده است بخوريد و شما را چه شده است كه از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمىخوريد با اينكه [خدا] آنچه را بر شما حرام كرده جز آنچه بدان ناچار شدهايد براى شما به تفصيل بيان نموده است و به راستى بسيارى [از مردم ديگران را] از روى نادانى با هوسهاى خود گمراه مىكنند آرى پروردگار تو به [حال] تجاوزكاران داناتر است و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در قيقتشيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد اى كسانى كه ايمان آوردهايد چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمىدارد و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد اى كسانى كه ايمان آوردهايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد صيد دريا و ماكولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهرهاى باشد و[لى] صيد بيابان مادام كه محرم مىباشيد بر شما حرام گرديده است و از خدايى كه نزد او محشور مىشويد پروا داريد بگو به من خبر دهيد آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشى را] حلال گردانيدهايد بگو آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مىبنديد و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايهاى كه آن را مىپوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مىبينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مىدهيد دانايم اى مردم از آنچه در زمين استحلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا از برخى از آنها سوارى گيريد و از برخى از آنها بخوريد |
| قرآن در آيات مختلف انسان را به مهرباني با پدر و مادر سفارش كرده است. آياتي كه چگونگي رفتار با پدر و مادر در آنها توضيح داده شده, اينجا آورده شده اند |
|
و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مىگويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشتهاى سپاس گويم و كار شايستهاى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمانپذيرانم و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى با من شريك گردانى از ايشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام مىداديد باخبر خواهم كرد و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راهمانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمىدارد و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتيد بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مىرسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و ن فسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد |
| در قرآن, اين ميوه ها و سبزيجات نام برده شده اند: خرما, انگور, زيتون, انار, موز, انجير, خيار, سير, عدس و پياز. تعدادي از آياتي که اين لغات در آنها تکرار شده اند, در اينجا آورده شده اند |
|
و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوههاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهرهبردارى از آن بدهيد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مىگردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مىدهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مىكنند دلايل [روشنى] است به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مىروياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مىكنند نشانهاى است و درختهاى موز كه ميوهاش خوشه خوشه روى هم چيده است سوگند به انجير و زيتون و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مىروياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پستتريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواستهايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانههاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مىكشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند و تنه درختخرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مىريزد |
بر طبق قرآن, آفرينش اين جهان در شش روز يا شش هنگام صورت گرفته است. اين موضوع در ۱۰ آيه شرح داده شده است
|
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مىپوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شدهاند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان |
|
همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبرهاى بپرس [كه مىداند] |
|
اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مىداند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مىكنيد بيناست |
|
و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كداميك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شدهاند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست |
|
خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمىگيريد |
|
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مىكند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين استخدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمىگيريد |
|
و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم |
اين شش روز, در آيات زير شرح داده شده اند
|
بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مىورزيد و براى او همتايانى قرار مىدهيد اين است پروردگار جهانيان |
|
و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه گيرى كرد [كه] براى خواهندگان درست [و متناسب با نيازهايشان] است |
|
پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه گيرى آن نيرومند دانا |
بعضيها با توجه به سه آيه بالا, ادعا مي کنند که جمع آفرينش در هشت روز بوده است و نه در شش روز و در نتيجه قرآن را داراي تناقض مي دانند
اين در حالي است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نيز مي باشد و در نتيجه مجموع آنها باز هم شش مي ماند
بنابراين به طور خلاصه مي توان اشاره كرد كه آفرينش در شش مرحله يا روز صورت پذيرفته است. در دو روز اول زمين و دنياي مادي آفريده شده است و بعد مواد مورد نياز حيات در دو روز بعدي خلق شده است. در نهايت در دو روز نهايي آفرينش آسمانها و حيات معنوي صورت پذيرفته است

محمد فرستاده خدا است و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود ميبيني، آنها همواره فضل خدا و رضاي او را ميطلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات است، و توصيف آنها در انجيل همانند زراعتي است كه جوانههاي خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده، و بر پاي خود ايستاده است، و به قدري نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتي وامي دارد!
به ماه مبارک رمضان و روزه گرفتن در آیات زیر اشاره شده است
اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد.
[روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است] [ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانى كه [روزه] طاقتفرساست كفارهاى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است.
ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد.
در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مىدانست كه شما با خودتان ناراستى مىكرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون [در شبهاى ماه رمضان مىتوانيد] با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن] شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد اين است حدود احكام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزديك نشويد اين گونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مىكند باشد كه پروا پيشه كنند.
مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادتپيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقهدهنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.
سوره الأنعام, آيات ۹۵-۹۹
خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج ميسازد و مرده را از زنده، اين است خداي شما پس چگونه از حق منحرف ميشويد؟ (۹۵)

او شكافنده صبح است و شب را مايه آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده است، اين اندازهگيري خداوند تواناي دانا است. (۹۶)

او كسي است كه ستارگان را براي شما قرار داد تا در تاريكيهاي خشكي و دريا بوسيله آنها هدايت شويد، نشانهها(ي خود) را براي كساني كه ميدانند (و اهل فكر و انديشهاند) بيان داشتيم. (۹۷) او كسي است كه شما را از يك نفس آفريد، در حالي كه بعضي از انسانها پايدارند (از نظر ايمان يا خلقت كامل) و بعضي ناپايدار، ما آيات خود را براي كساني كه ميفهمند بيان نموديم. (۹۸)

او كسي است كه از آسمان آبي نازل كرد و بوسيله آن گياهان گوناگون رويانيديم، از آن ساقهها و شاخههاي سبز خارج ساختيم و از آنها دانههاي متراكم، و از شكوفه نخل خوشهها با رشتههاي باريك بيرون فرستاديم و باغها از انواع انگور و زيتون و انار شبيه به يكديگر و بيشباهت هنگامي كه ميوه ميكند به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن نشانههائي براي افراد با ايمان (۹۹)

سوره ١٦, آیه ٩٤
سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد
خداوند کریم در تعدادی از آیات قرآن برای تاکید بر اهمیت موضوع و همچنین برای زیبایی کلام قسم یاد می کنند. در میان تمامی سوگندهای موجود در قرآن, در یک مورد بر اهمیت سوگند تاکید دوباره شده است و آن سوگند به جایگاههای ستارگان است. تاکید خداوند در این مورد بر عظمت قرآن مجید است. به این موضوع در آیات زیر اشاره شده است:ا
سوره ٥٦;, آیات ٧ ٥ تا ٧٩
سوگند به جايگاههاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان, اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است, كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند, در كتابى نهفته, كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند
برای درک بهتر اهمیت این سوگند, باید وسعت وبزرگی جهان و ملیاردها ستاره و کهکشان موجود در آن را در نظر داشته باشیم. فقط در کهکشان ما در حدود میلیاردها ستاره هستند که هر کدام با سرعتی متفاوت و در مسیری مشخص به دور مرکز کهکشان در حال گردش هستند. با وجود تعداد بسیار زیاد این ستاره ها, امکان برخورد آنها با یکدیگر بسیار اندک است. سوگند به ستارگان در آیات دیگری هم از قرآن مجید تکرار شده است:ا
|
سوره ٨٦, آیات ١ تا ٤ سوره ٥٣, آیات ١ و ٢ |
|
سوره ٨١, آیات ١٥ و ١٩ |
|
در بعضی آیات, خداوند کریم به خود قرآن قسم می خورند:ا |
|
سوره ٣٦, آیات ٢ تا ٤ سوره ٣٨, آیات ١ و ٢ سوره ٤٣, آیات ٢ و ٣ |
|
سوره ٤٤, آیات ٢ و ٣ تعدادی دیگری از سوگندهای موجود در قرآن در اینجا گرد آوری شده اند:ا |
|
سوگند به بادهاى ذرهافشان و ابرهاى گرانبار و سبك سيران و تقسيمكنندگان كار كه آنچه وعده داده شدهايد راست است و [روز] پاداش واقعيت دارد كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد |
|
سوگند به طور و كتابى نگاشته شده در طومارى گسترده سوگند به آن خانه آباد [خدا]ا سوگند به بام بلند [آسمان]ا و آن درياى سرشار [و افروخته]ا كه عذاب پروردگارت واقعشدنى است |
|
سوگند به خورشيد و تابندگىاش سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد |
|
سوره ١۰۰, آیه ١ سوره ٦٨, آیه ١ سوره ٩٥, آیات ١ تا ٤ |
۱۰:۹۰-۱۰:۹۲
و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويدهاند نيست و من از تسليمشدگانم
اكنون در حالى كه پيش از اين نافرمانى مىكردى و از تباهكاران بودى
پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مىافكنيم تا براى كسانى كه از پى تو مىآيند عبرتى باشد و بىگمان بسيارى از مردم از نشانههاى ما غافلند
۱۷:۱۰۳
پس [فرعون] تصميم گرفت كه آنان را از سرزمين [مصر] بركند پس او و هر كه را با وى بود همه را غرق كرديم
بنابر آيات بالا نه تنها فرعون غرق شد , بلکه بدنش هم براي عبرت بقيه بر ساحل افکنده شد. اين خود محرکي بوده است که مسلمانان در پي يافتن موميايي فرعوني باشند که عامل مرگش غرق شدن باشد. متاسفانه هيچ کدام از اين تلاشها به نتيجه قابل قبولي نرسيده است. هر از گاهي عده اي به خيال خوش خدمتي به اسلام و قرآن دم از يافتن چنين موميايي بر اساس مدارک سست علمي مي زنند. مشخصا همه اين ادعاها با شکست مواجه شده اند.
از طرفي چون دانشمندان مسيحي و يهودي به دنبال فرعوني نيستند که غرق شده باشد , تلاشهايشان بينتيجه بوده است. به تازگي فيلمي مستند از داستان زندگي حضرت موسي با همکاري جيمز کمرون به نام Exodus Decoded ساخته و پخش شده است. اين فيلم که شايد آخرين دستاوردهاي دانشمندان مسيحي و يهودي در اين زمينه باشد , با ديدي نو به اين قضيه نگاه مي کند. در اينجا ليستي از فراعنه مختلف که ممکن است فرعون داستان حضرت موسي باشند آورده شده است:
Ramses II -۱۲۷۹ BC to ۱۲۱۳ BC:
به باور اکثريت محققين
اشکال: در سن ۹۰ سالگي به احتمال زياد بر اثز کهولت فوت کرده است
Ahmose I -۱۵۵۰ BC to ۱۵۲۵ BC:
به باور Exodus Decoded
اشکال: لقب فرعون به پادشاهان بعد از او خطاب شده است و با قطعيت نمي توان گفت که موميايي موجود متعلق به Ahmose باشد
Merneptah -۱۲۱۳ BC to ۱۲۰۳ BC:
به باور بعضي مسلمانان پس از انتشار تحقيقات Dr. Maurice Bucaille
اشکال: نظرات Maurice Bucaille در جوامع علمي قابل قبول نبوده است (مثلا اينجا).
جستجو براي يافتن فرعون غرق شده هنوز هم ادامه دارد تا زماني که مدرکي قطعي يافت شود. (لطفا اگر اطلاعاتي بيشتر در اين زمينه داريد در قسمت نظرات اضافه کنيد).
“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”
تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.
همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش
اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش
علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش
از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش
از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش
به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش
از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.
برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:
۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم ميشويد؟
۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مىگويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مىتوانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مىگويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مىگويند سخنى مثل آن بياورند.
بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.
در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ : پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت خودبىتبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود
با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.
در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:
و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمىداند و آنچه در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [اينكه] آن را مىداند و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.
سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.

هفتادمین سوره قرآن کریم است که مکی و دارای ۴۴ آیه است. این سوره به «سأل سائل» نیز شهرت دارد. (۱)
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم در فضیلت این سوره فرموده اند: هر کس سوره معارج را قرائت کند خداوند ثواب کسانی که رعایت امانت و عهدهای خود را می کنند و کسانی که بر نمازهای خود مواظبت می کنند را به او عطا می کند.(۲)
در سخنی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: هر کس سوره معارج را زیاد بخواند خداوند از گناهان او پرسش نخواهد کرد و در روز قیامت او را نزد پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام ساکن خواهد کرد.(۳)
آثار و برکات سوره
۱) گره گشایی برای اسیران و زندانیان
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: کسی که در اسارت است یا در زندان و در بند است اگر سوره معارج را بخواند برای او گره گشایی می شودو این سوره او را حفظ می کند تا نزد خانواده اش بازگردد.(۴)
۲) برای محتلم نشدن
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در شب سوره معارج را قرائت نماید از احتلام و جنب شدن در خواب در امان می ماند و تمام شب را در امنیت الهی خواهد بود تا صبح.(۵)
۳) روا شدن حاجات
روایت است که هر کس بر خواندن این سوره در شب و روز مداومت کند هر حاجتی که دارد روا می گردد.(۶)
_________________
پی نوشت:
(۱) درمان با قرآن، ص۱۲۶
(۲) مجمع البیان، ج۱۰، ص۱۱۶
(۳) ثواب الاعمال، ص۱۱۹
(۴) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۴۸۱
(۵) همان
(۶) درمان با قرآن، ص۱۲۷
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی

هفتاد و یکمین سوره قرآن است که ۲۸ آیه دارد و در مکه نازل شده است.
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در فضیلت این سوره فرموده اند: هر کس سوره نوح را قرائت کند از مؤمنانی است که دعای حضرت نوح علیه السلام شامل حال او می شود.(۱) و دعا چنین است: «پروردگارا! بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید و بر مردان و زنان باایمان ببخشای و بر هلاکت ستمگران بیفزای» (۲)
از امام جعفر صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس که به خدا ایمان دارد و کتابش را قرائت می کند قرائت سوره نوح را رها نکند. هر بنده ای که با امید به پاداش الهی و شکیبایی در راه خدا سوره نوح را در نمازهای واجب و مستحب خود بخواند خداوند او را در خانه های نیکوکاران مسکن دهد و سه بهشت از بهشت هایش را به کرامت خود به او عطا می کند و با تعدادی زیادی از حوریان بهشتی تزویج نماید. (۳)
آثار و برکات سوره
۱) رهایی از اسارت
در خواص و آثار این سوره مبارکه از امام صادق علیه السلام روایت است: هر کس سوره نوح را قرائت نماید اگر در بند و اسارت یا زندان باشد راه برون شدنش آسان می شود و اگر برای سفر باشد در گشایش و بهره وری برای او باز می شود تا اینکه به خانه اش بازگردد.(۴)
۲) بهبود وضعیت مالی
امام جواد علیه السلام نیز به یکی از یارانشان فرمودند تا برای رفع بدی حال و سختی وضعیت مالی بر قرائت این سوره مداومت نماید. (۵)
۳) برآورده شدن حاجات
از مرحوم کفعمی در مصباح نقل شده است هر کس که بر قرائت سوره نوح مداومت ورزد و شب و روز آن را بخواند و انگاه در پی حاجتی روان شود حاجتش برآورده می شود.(۶)
امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: هر کس بر قرائت سوره نوح مداومت کند پیش از مردن جایگاه خود را در بهشت خواهد دید و اگر هنگام طلب حاجتی خوانده شود به اذن خداوند حاجتش برآورده می شود.(۷)
۴) جهت فرزند دار شدن
از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است:که مردی از کمی فرزند به امام شکوه نمود. امام به ایشان فرمود: سه روز بعد از نماز عشا و صبح این کارها را انجام دهد:
۷۰ مرتبه سبحان الله،
۷۰ مرتبه استغفرالله،
و این اذکاررا ختم کند به آیات ۱۲-۱۰ سوره نوح. و در شب سوم با همسرت تماس برقرار کن خداوند به تو فرزندی عنایت خواهد کرد. (۸)
ختم سوره نوح و مزمل برای رفع هم و غم
برای رفع همّ و غم؛ سوره نوح در هر روز ، آثار لطیفی در روح انسان می گذرد.
در روایت دارد: «همّ الساعة هرم سنه» یک ساعت غم خوردن مساوی است با یک سال پیر شدن.
مداومت به تلاوت این سوره هم و غم های انسان را از بین می برد چه نسبت به گذشته و چه آینده و باعث می شود روح لطیف تر و تفکرات انسان زلال تر گردد.
همچنین هر روز سوره مزمل را خواندن برای انسان باعث ثروت و دولت می شود و گرفتاری ها و فقر و سختی های دنیوی و اخروی را از انسان برمی دارد و هم و غمّش را از بین می برد. (۹)
___________
پی نوشت:
(۱) مجمع البیان، ج۱۰، ص۱۳۰
(۲) نوح، آیه ۲۸
(۳) ثواب الاعمال، ص۱۲۰
۴) مستدرک الوسائل، ج۸، ص۲۴۶
(۵) الکافی، ج۵، ص۳۱۶
(۶) المصباح کفعمی، ص۴۵۹
(۷) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۴۹۵
(۸) طب الائمه، ص۱۳۰
(۹) ثواب الاعمال شیخ صدوق
منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

شکی نیست که افراد مختلف دارای شرایط و ویژگیهای متفاوتی می باشند و هر کس با شناختی که از ظرفیت و استعداد خود دارد می تواند بهترین شیوه ها را برگزیند. اما شایسته است تا به نکاتی که در خلال سالها تجربه و ممارست به دست آمده است و بیشترین سهم را در حفظ دارند به طور خلاصه اشاره شود.
۱- روش حفظ:
به سه شیوه می توان آیات را حفظ کرد
الف ـ از طریق تکرار و تمرین.
ب ـ با استفاده از نوارهای ترتیل.
ج ـ با نوشتن آیات.
ولی از میان این سه شیوه اول توصیه می شود. اما نکته ای که ذکرش لازم است و به حفظ کردن کمک فراوان می کند این است که هدف فرد نباید تنها اکتفا به حفظ قرآن باشد بلکه با خود اینگونه فکر کند که علاوه بر قرآن مثلاً نهج البلاغه را هم حفظ خواهم کرد. اگر چنین هدفی را تعقیب کند و پشتکار و استمرارش را با مدد از توفیقات الهی همراه سازد می تواند قرآن کریم را زودتر حفظ کند و در عین حال از ادامه کار خسته نشود. چنانکه این امر در طی کردن مدارج مختلف تحصیلی نیز صادق است. دانش آموزی که به مراحل عالی تر فکر کند موفق تر از دیگر دانش آموزی است که این اندیشه را در سر ندارد.
۲- شرایط حفظ:
شرایط حفظ را به دو دسته فردی و عمومی می توان تقسیم کرد:
اول شرایط فردی:
۱-هر کس در اوایل حفظ باید به طبیعت خودش مراجعه کند و سپس با سه حالت صوتی قوی، متوسط و ضعیف تمرین کند و همینطور از نظر آهنگ خواندن به صورت تند و کند و متوسط تمرین کند و بعد هر کدام از نظر کیفی و کمی برای او بهتر بود و با طبیعتش سازگاری بیشتری داشت همان را انتخاب کند و ادامه دهد. مثلاً فرض کنید می خواهید سوره های نبأ و نازعات و عبس را حفظ کنید. سوره نبأ را با صورت قوی و از نظر آهنگ به صورت تند تکرار کنید. سوره نازعات را با صوت متوسط و آهنگ متوسط تمرین کنید و سوره عبس را با صوت ضعیف و آهنگ کند قرائت کنید و بعد هر کدام از این سه طریق با طبیعت شما سازگارتر بود و زودتر و آسانتر توانستید حفظ کنید همان را ادامه دهید. ولی تجربه نشان داده است که اگر صوت و آهنگ خواندن هر دو متوسط باشد بسیار نیکو بوده و شخص زودتر به نتیجه می رسد.
اینکه گفته می شود صوت و آهنگ متوسط بهتر است به این خاطر است که حفظ کردن، تکرار و تمرین زیاد لازم دارد و ممکن است انسان بعد از مدتی دچار ناراحتی حنجره و یا ناراحتیهای دیگر شود و یا ممکن است زود خسته شود و یا نیازمند صرف وقت زیاد باشد و در نتیجه کم حفظ کند. و آهنگ نیز اگر تند باشد موجب می شود که هنگام تحویل دادن تند تحویل داده شود و این با اصول حفظ منافات دارد و اساساً قرآن را باید با تأمل و تدبر خواند.
۳- حفظ قرآن باید در مواقعی که مغز انسان آرامش کامل دارد صورت گیرد تا در ذهن بماند. بنابراین دانش آموزی که از کلاس درس بازگشته و یا کارگری که از کار دست کشیده و یا طلبه و دانشجویی که مدتی را مطالعه نموده است نباید تمریناتش را شروع کند. نکاتی که در آرامش فکری موثرند عبارتند از:
الف ـ مکان: جایی که برای حفظ در نظر گرفته می شود بسیار با اهمیت است. باید سعی شود مکانی انتخاب شود که اشیاء مختلف با نقش و نگار در دید انسان نباشد چرا که هر کدام ممکن است اشتغالاتی را در ذهن ایجاد کند. بنابراین توصیه می شود که حتی الامکان تمرینات خود را در مکان ثابتی انجام دهید چون تغییر مکان از تمرکز حواس می کاهد. ونیز توصیه می شود اگر پرده و یا دیواری سفید رنگ در مقابل قرار گیرد بهتر است زیرا در آرامش فکر موثر است.
ب ـ زمان: اوقاتی که انسان از آرامش ذهنی برخوردار است عبارت است از اول صبح و قبل از طلوع آفتاب. زیرا انسان با استراحت در شب آرامش فکری و روحی خود را بازیافته است و خداوند نیز می فرماید:
وجعلنا نَوْمَکُمْ سُباتاً .
و خواب شما را وسیله آسایش قرار دادیم.
و یا در جای دیگر می فرماید:
اللهُ الّذی جعَل لکُم اللّیلَ لِتسکُنوا فیه و النّهارَ مُبصراً .
خداوند برای شما شب را قرار داده است تا در شب سکنی و آرامش بگیرد و قرار داده است بر شما روز را تا بیدار باشید و به تلاش و فعالیت بپردازید.
برای تحقق این منظور بهتر است شبها زودتر به خواب رویم تا بتوانیم صبحها زودتر برخیزیم.
ج ـ پرهیز از اشتغالات غیر ضروری: از آنجایی که حافظ قرآن بیش از هر چیز نیاز به آرامش روحی و روانی دارد، باید سعی کند خود را کمتر در معرض اشتغالات متفرق قرار دهد. البته اگر اتفاق پیش بینی نشده ای روی دهد باید تا غلبه کردن و به فراموشی سپردن آن و تسلط بر اعصاب و روان کار حفظ را به تأخیر انداخت و سپس با آرامش خاطر کار را دوباره شروع کرد.
د ـ داشتن نظم در کارها: عدم رعایت نظم در مسایل و کارهای روزمره گاهی اشتغالات، نگرانی ها و اضطرابهای فراوانی را به بار می آورد. مثلاً دانش آموزی که جای کتابها و دفتر هایش مشخص نیست یا مشخص است ولی آنها را جای خود قرار نمی دهد. ممکن است گم شدن یک جزوه درسی روزها و هفته ها آرامش فکری او را سلب کند. و نیز رعایت نظم در حفظ قرآن ضروری است و این خود دارای ابعاد متفاوتی است.
اول: وقت را مشخص کنیم و دیگر آن را تغییر ندهیم و هر روز بر طبق همان وقت مشخص به چفظ قرآن بپردازیم و مانند نمازی که در وقت معین خوانده می شود به رعایت آن پای بند باشیم.
دوم: بهتر است در موقع راه رفتن به حفظ قرآن نپردازیم چون عوارض مطلوبی ندارد.
سوم: تا آخر عمر تکرار محفوظات را ادامه دهیم.
چهارم: کم ولی با کیفیت خوب حفظ کنیم. گاهی بعضی به یکباره روی ذهن خود فشار می آورند و تا مدتی موفقیتهایی را دارند اما بعد خسته می شوند و حفظ را کنار می گذارند. باید بر طبق استعداد و وقت برنامه ریزی، و به آن دقیقاً عمل شود.
۳- یکی دیگر از شرایط فردی غذای مناسب و متوسط خوردن است که در حفظ نقش موثری دارد. این سخن به معنی تشویق به پرخوری نیست بلکه منظور غذای مطبوع و به موقع خوردن است. کوتاهی در این مورد گاهی باعث ایجاد عوارضی می شود در حالی که در قرآن کریم آمده است:
فَلْینظُر الإنسانُ الی طَعامِه .
و بعضی در تفسیر آن گفته اند مراد آن است که انسان باید در نوع غذا و طعم و بهداشت آن دقت نماید. و در پارهای احادیث نیز تاکید شده است که صبح باید غذایی کامل خورد و شب غذایی سهل الهضم. و اگر دو عامل تغذیه و بهداشت توسط انسانها رعایت شود از بسیاری بیماریها جلوگیری به عمل می آید.البته باید دانست که پرخوری نیز باعث از کار افتادگی ذهن می شود، همانگونه که کم خوری زیاد آمادگی ذهنی را کاهش می دهد. چرا که جسم و روح با یکدیگر در ارتباطند و نخوردن غذای مناسب روح و ذهن را به دنبال جسم دچار ناراحتی و اختلال می کند. و خلاصه در تناول غذا از افراط و تفریط باید دوری کرد.
دوم شرایط عمومی:
۱- برای حفظ کردن باید از یک قرآن مشخص استفاده شود تا آخر تعویض نگردد. در این رابطه بهترین چاپها، چاپ طاهر خوشنویس است. البته از نوع متوسط آن و بدون ترجمه. زیرا اگر قرآن بزرگ باشد گرچه در موقع تمرینات و حفظ کردن ممکن است مفید باشد اما در موقع ارائه دادن به مشکلاتی برخورد می کنیم زیرا هنگام ارائه دادن باید صفحه ای طویل را در ذهن مجیم کنیم و بعد بخوانیم و این امر دشواری است. از سویی دیگر قرآن مورد حفظ نیز نباید کوچک باشد زیرا فواصل خطها با هم نزدیک است و در موقع تمرین برای اعصاب و چشم ضرر دارد و نیز در موقع تحویل دادن خطوط فشرده و نزدیک به هم با هم اشتباه می شود. کسانی که از قرآن کوچک استفاده می کنند تا بتوانند در راه تمرین کنند باید بدانند که این کار غیر اصولی است و برای چشمها و اعصاب بسیار مضر است. بعضی گمان می کنند با این کار حداکثر استفاده را از اوقات خود می برند در حالی که قبلاً درباره نظم توضیح دادیم که اگر مرتب و طبق برنامه و نظم قرآن حفظ شود نیازی به تمرین در راه نخواهد بود. علاوه بر اینکه اینکار ممکن است باعث غفلت و بی خبری از محیط اطراف شود که این خود عوارض و حوادثی را به دنبال دارد و گاه باعث تردید و اشتباه در حفظ و تمرین آیات مشابه نیز می گردد. وعادت کردن به حالت تردید در آینده موجب وسوسهای مختلف خواهد بود. علاوه بر این همه چه بسا این کار بی حرمتی و هتک قرآن نیز باشد. البته در مسافرت و هنگامی که شخص در ماشین یا هواپیما و یا قطار بسر می برد تنها می تواند محفوظات خود را تکرار کند که این کار هم باعث تسلط بیشتر خود شخص و استفاده از وقت طولانی شده و هم عاملی برای تشویق دیگران به قرآن کریم است. اما اینکه قرآن مورد استفاده برای حفظ بدون ترجمه باشد از این جهت است که احتمال دارد توجه به معانی خللی به امر حفظ برساند. البته پس از حفظ قسمت مورد نظر، توجه به معانی بسیار عالی است ولی در هنگام حفظ کردن از تمرکز حواس می کاهد زیرا وقتی ذهن در مسیر حفظ کردن واقع می شود آیات به سهولت حفظ می شود و با کوچکترین توقفی آن سرعت از بین می رود و ذهن حالت کندی به خود می گیرد. نگاه کردن به ترجمه در مرحله اول و حفظ کردن آیات در مرحله دوم نیز موجب کندی حفظ خواهد شد زیرا هنگام حفظ کردن آیات ممکن است ذهن متوجه ترجمه شود و یا احیاناً در ترجمه ای که فرا گرفته شده دچار تردید گردد. پس بهتر این است که بعد از حفظ کردن مورد نظر به مفهوم آیات پرداخته شود. مثلاً بعد از اتمام یک جزء به بررسی مفهوم آن پرداخت تا بتوان بهره ای کامل و جامع از آیات الهی برد. البته چنانکه بعداً به تفصیل خواهد آمد افرادی که تسلطی بر ادبیات و مفاهیم قرآن کریم دارند به مراتب زودتر می توانند قرآن را حفظ کنند تا افرادی که اصلاً آگاهی از ادبیات و صرف و نحو مفاهیم قرآنی ندارند. لذا اگر اول مقداری صرف و نحو فرا گرفته شود با سهولت بیشتری می توان قرآن را حفظ کرد و طلّاب و دانشجویان معارف اسلامی از این جهت یک گام پیشتازترند.
۲- باید شروع حفظ از اسامی سوره ها باشد به این ترتیب که اسامی سوره ها را در ابتدا ده تا ده تا تقسیم می کنیم و بعد از حفظ کردن هر ده تا، ده تای بعدی را شروع می کنیم و در نهایت اسامی همه سوره ها را از اول تا آخر چندین بار تمرین و تکرار می کنیم تا کاملاً در خاطر بماند. بعد از این مرحله نوبت به حفظ خود شوره ها می رسد که پیشنهاد می شود از جزء سی ام شروع شود یعنی از سوره نبأ تا پایان جزء. علت این پیشنهاد این است که سوره بقره طولانی است و بسیار دیر به انتها می رسد از این رو ممکن است حافظ را ملول و دلسرد کند. اما در جزء سی سوره ها کوتاه است و زود حفظ می شود و باعث تشویق و دلگرمی حافظ می گردد و از درون احساس شادمانی و نشاط می کند و تصمیم می گیرد بیشتر و بهتر حفظ کند. مانند کسی که قصد پیاده روی دارد. اگر از روز اول خیابانی طولانی را بپیماید چون عادت به این کار ندارد ممکن است خسته و یا اصلاً از پیاده روی منصرف شود. اما اگر در ابتدا مسیری کوتاه را طی کند و تدریجاً بر آن بیفزاید نه تنها خسته نمی شود که شوق خاصی به ادامه کار پیدا می کند.
آنچه در حفظ کردن مهم است این است که ذوق و شوق همیشه باقی باشد. وقتی احساس کردید خسته شده اید به حفظ ادامه ندهید. زمانی به حفظ کردن بپردازید که کاملاً برای شما شیرین و جذاب باشد و در آن موقع است که بهتر و زودتر حفظ می کنید.
۳- برای حفظ هر سوره باید در ابتدا سوره را تقسیم بندی کرد و این می تواند بر اساس داستانهای یک سوره انجام شود که در قرآنها پایان هر داستانی با علامت (ع) مشخص شده است. هر داستان را از اول هر آیه ده بار مرور می کنیم . یعنی اول، هر آیه را به صورت جداگانه ده بار تکرار می کنیم تا داستان مورد نظر تمام شود. بعد از اتمام داستان مجدداً از اول تا آخر داستان را تکرار می کنیم تا تسلط کامل پیدا شود و به همین ترتیب در قسمتهای بعدی، و در پایان سوره دوباره از اول سوره تا آخر آن را تمرین و تکرار می کنیم و در سوره های بعدی نیز همین روال را ادامه می دهیم تا یک حزب کامل شود. بعد از اتمام یک حزب مجدداً از اول حزب شروع می کنیم تا تسلط کامل بر یک حزب پیدا شود و به همین صورت جزء ها را تکرار می کنیم.
این نکته قابل توجه است افرادی که مایل هستند قرآن را به صورت موضوعی حفظ کنند باید کاملاً علامت (ع) را دقت کنند و می توانند آیات مربوط به یک داستان را به خاطر بسپارند. ونیز کسانی که ذوق سخنرانی دارند می توانند از این در زیبا و پر بار کردن سخنان خود بهره برند. گاهی مشاهده می شود که بعضی قرآن را از چپ به راست می خوانند و این کار را بسیار مهم می دانند. این عمل گر چه هنر است و خوب اما بهتر آن است که قرآن را آن طور که هست حفظ کنیم ودر عوض وقت را صرف یادگیری مفاهیم قرآن نمائیم تا لذت بیشتری ببریم و بتوانیم به آیات الهی عمل کنیم .
۴- توصیه می شود که حافظ قرآن در هر مرحله از حفظ که هست آنچه را حفظ کرده است برای فرد دیگری ارئه دهد تا او گوش دهد واغلاط او را تصحیح کند. این روش باعث تسلط زیاد حافظ می شود و این کار اگر در محیط خانه صورت گیرد می تواند عامل موثری در گرمی خانواده و جذب آنان به سوی قرآن باشد. این کار را به صورت مباحثه هم می توان انجام داد به این شکل که شما آیه ای را بخوانید ودوست شما آیه بعدی را و همینطور تا سوره تمام شود و یا شما قسمتی از سوره را بخوانید و دوست شما قسمت دیگری از سوره را و این کار نقش موثری در تثبیت آموخته ها دارد.
۵- فشار آوردن یکباره روی مغز کار صحیحی نیست بلکه باید با برنامه ریزی منظم و پشتکار و تداوم به گونه ای حرکت کرد که بتوان تا آخر کار را به پایان آورد چرا که حفظ قرآن مشکل است ولی نگهداری محفوظات مشکلتر. بعضی افراد در ابتدا شوق فراوان دارند و مثلاً روزهای اول پنج ساعت وقت صرف می کنند اما بعد تا مدتی هیچ تمرین ندارد و سپس مجدداً چند ساعت به کار مشغول می شوند وبعد هیچ. باید تاکید کرد که برنامه ریزی درست وپشتکار است که موفقیتهای چشمگیر را به ارمغان می آورد.
۶- در حفظ آیات مشابه باید بسیار دقت شود و حفظ اینگونه آیات نیازمند تکرار و تمرین زیاتری است. مثلاً اگر آیات معمولی را ده بار تکرار می کردیم هر یک از آیات مشابه را باید بیست بار تکرار کرد.
بعضی از آیات بدین شرح است:
و در سوره هود آمده است:
و إِلی عادٍ أخاهُم هُوداً قالَ یا قَومِ اعبُدوُا اللهَ مالکُم من اِله غیرُه إنْ انتم إلاّ مُفترونَ .
و در سوره اعراف می خوانیم که:
و إلی عادٍ أخاهُم هُوداً قالَ یا قَوم اعبُدوا اللهَ مالکُم مِنْ إلهٍ غیُره أفلا تَتقونَ .
ونیز در همین سوره می خوانیم:
و إلی ثمود أخاهُم صالحاً قالَ یا قَومِ اعبُدوا اللهَ مالکُم مِنْ إلهٍ غَیرُه قد جائْتکُم بَیّنةٌ مِنْ رَبَّکْم…
و یا مثلاً در سوره هود آمده است:
قالُوا یا صالحُ قد کنتَ فینا مرجُوّاً قَبْل هذا أتنهانا اَنْ نعبدَ ما یَعْبدُ اباؤُنا و إنَّنا لَفِی شکٍّ مما تَدْعُونَا الیه مریبٌ .
و در سوره ابراهیم آمده:
الم یأتکُم نَبَؤُا الذّین من قَبلِکُم قوم نوحٍ و عادٍ و ثمودَ… و قالوا إنّا کَفرنا بما اُرْسِلْتُم به و إنا لَفِی شَکٍّ ممّا تَدْعُونَنا اِلیْه مُریبٍ .
و یا در سوره قصص می خوانیم:
و أنْ اَلْقِ عصاکَ فلّما رَءاها تَهتزُّ کانَّها جانٌّ وَلّی مُدْبِراً و لَمْ یُعَقِّب یا موسی اَقْبِل و لا تخف إنّک من الا منینَ .
و در سوره نمل نیز آمده است:
وَ اَلْقِ عَصاک فلّما رَءاها تَهتزُّ کانَّها جانٌّ وَلّی مُدبراً و لَمْ یُعَقِّبْ یا موسی لا تَخفْ إنّی لا یَخافُ لَدیََّ المُرسَلُونَ .
در مورد حفظ این قبیل آیات فقط تکرار و تمرین فوق العاده توصیه می شود و البته قبل و بعد آیه نیز می تواند مقداری به سهولت حفظ آیات مشابه کمک کند.
در مورد اواخر آیاتی که با هم شباهت زیاد دارند مانند:
و کانَ اللُه غَفوراً رَحیماً
و کانَ اللُّه علیماً حکیماً
و إن اللَّه کان غفوراً رحیماً
و إنّ الله کان علیماً خَبیراً
إنّ الله کانَ بما تَعلمُونَ خَبیراً
نیز همچنان توصیه می شود که زیاد تکرار و تمرین شود و به علاوه معنا و مفهوم آیه هم می تواند به حفظ درست اینگونه آیات کمک کند. اگر در آیه ای از معرفت و رحمت و گذشت خداوند بحث شده است آخر آیه معمولاً همان مضمون را دنبال می کند مثلاً در سوره زمر خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
قلْ یا عبادیَ الذّینَ أسرَفُوا عَلی أنفُسِهِم لاتَقْنَطوا من رَحْمَةِ الله إنَّ اللهَ یغفِرُ الذُنُوبَ جَمیعاً انّه هو الغفورُ الرحیم .
چنانکه ملاحظه می شود جمله
انّ اللهَ یَغْفِرُ الذُنُوبَ جَمیعاً
با
إنّه هو الغَفُور الرّحیم
کاملاً تناسب دارد.
۷- گوش دادن نوارهای ترتیل می تواند در بالا بردن سطح تجوید و صوت و صوت و لحن موثر باشد. مثلاً می توانید در پایان یک جزء و در مواقع مناسب از نوار جهت تمرین محفوظات خود استفاده نمایید. بعضی می گویند ما همراه با گوش دادن نوار بهتر می توانیم حفظ نماییم. گرچه این کار ممکن است، اما آن طور که با تمرین و تکرار، آیات در ذهن جا می گیرند و ذهن فعالتر می شود و در موقع تحویل کار با سهولت بیشتری انجام می شود، نوار نمی تواند موثر یاشد و ممکن است آیات زودتر از ذهن برود.
۸- فراگیری صرف و نحو عربی در حفظ قرآن خصوصاً در حفظ آیات مشابه بسیار موثر است زیرا از نظر اعراب کلمات، اشتباهات کمتری پیش می آید مثلاً آیه
و اتَّقُوا یَوماً لا تَجْزی نَفسٌ عن نَفسٍ شَیئاً و لایُقْبَلُ مِنها شَفاعةٌ و لایُؤخَذُ مِنها عَدْلٌ و لا هُم یُنْصَرون .
برای کسی که بداند فاعل یا مفعول و یا ظرف کدام است و اعراب هر یک چیست، به خاطر سپردن آیه آسانتر است از کسی که هیچ چیز در این رابطه نمی داند. کسی که بداند مثلاً (یوماً) چون مفعول برای (اتقوا) است منصوب است در اینکه اعراب این لفظ مرفوع است یا منصوب و یا مجرور دچار شک نمی شود و لذا در موقع تحویل دادن نیز دچار اشتباهات کمتری می گردد. و یا در اعراب (نفسٌ) فرد آشنا به نحو عرب میداند این کلمه فاعل است و باید مرفوع خوانده شود اما فرد نا آشنا به این قاعده ممکن است در اعراب آن دچار تردید شود.
و یا در سوره فصّلت خداوند می فرماید:
انّ الّذینَ کَفَروا بالذِکّرِ لَمّا جاءَهم و إنّه لکتابٌ عَزیزٌ .
کسی که آگاهی از صرف و نحو عربی داشته باشد می داند که (إنّ) اسم و خبر می خواهد و (إنّ) اسم خود را نصب و خبر خودش را رفع می دهد و یا می داند که (بالّذکر) جار و مجرور است و نیز می داند اعراب (عزیز) رفع است زیرا صفت برای (کتابٌ) است و صفت و موصوف در اعراب با هم مطابقت می کنند. پس دانستن صرف و نحو، به مقدار زیادی می تواند در سهولت حفظ قرآن به ما کمک کند و نیز در حفظ کردن آیات مشابه کمک خوبی باشد.
|
مقام مادر درآیات قرآن |
| نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد میدهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمیدارد، وقتی احترام به پدر و مادر را بازگو میکند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح میکند. قرآن کریم میفرماید: (اِمّا یَبلُغَنّ عِندک الکِبَر احَدُهُما او کِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ کریماٌ) (1) "اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف» مگو و به آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی." و در جایی دیگر میفرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نکند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2) و انسان را نسبتبه پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم. (وقَضی ربُّک الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3) پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید. و در جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد میکند: آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان میکند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان میکند فقط برای بیان وظیفه است، (انِ اشکُر لی و لِوالدیکَ) (4) شکرگزار من و پدر و مادرت باش. اما با همه این تجلیلهای مشترک، وقتی میخواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند، از زحمت مادر سخن میگوید، نه از زحمت پدر، آنجا که میفرماید: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5) زحمات سی ماهه مادر را میشمارد، که: دوران بارداری، زایمان، و دوران شیرخوارگی برای مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر میکند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشارهای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است. بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر و مادر را بیان میکند و قسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان میکند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر: (وعلی المولودِ له رزقُهُنَّ و کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6) خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است. ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر میکند. پینوشت 1- اسراء، 23. جوادی آملی ، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، ص 177 |