X
تبلیغات
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
عرض ادب و تسلیت بمناسبت رحلت جانگداز اسوه ی صبر و استقامت حضرت زینب کبری سلام الله علیها ميهمان گرامي به وبلاگ بــــوی پــیـراهـن حــسـین ع خــوش آمــدیـد.مـنت بـزارید وبـانـظرات سازندتون حقیر رو در این امر یاری کنید.... باتشکرمديريت وب.جهت دســــترسی راحت تر به مطالــب بروز شده از آرشیو موضوعات استفاده کـنید ****بدلیل حجم بالای مطالب تا باز شدن صفحه منتظر بمانید****

مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.شعر مذهبی.اشعار سبکی 
فرم درج پیام
وصیتــ نامه شهدا
کلام نابــ
تعویض پرچم گنبد حضرت زینب س
منو جداشدنــ از کوی تو خدا نکند
رنکینگ

خواص سوره های قرآن به اجمال:

1- فاتحه :

مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کليد بهبودي-برآورده شدن حاجات- درمان بيماري ها – رهايي از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسيدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشايش گناهان پدر ومادر


3- آل عمران:

درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زايمان رفع ديون آسان شدن مشکلات – ازدياد روزي


4- نساء :

پاداش الهي – حکم صدقه – رهايي از فشار قبر


5- مائده :

استقامت در توحيداعطاي حسنات – بخشش گناهان


6- انعام :

رفع بيماري – ستايش فرشتگان تا روز قيامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما ليخوليا – دفع بلايا


7- اعراف :

رفع بازخواست روز قيامت – همنشيني با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان


8- انفال :

محافظت از نفاق – افتخار شيعه – شرمندگي دشمنان – شفاعت پيامبر در روز قيامت – محافظت در برابر تعدي – پيروزي در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگي گناهان – ارتقاي مقام


9- توبه :

جلوگيري از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطاي حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پيري –آشکار شدن عيوب - اعطراف دزد


11- هود علیه السلام :

اعطاي حسنات – رستگاري روز قيامت – بر انگيخته شدن در گروه پيامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پيروزي بر دشمنان – بيمناک شدن دشمنان از او – مقام شهيد يافتن در روز قيامت


12- يوسف علیه السلام :

چهره زيبا يافتن – رفع هراس – صالح شدن – دوري از زنا – آسان شدن سختي مرگ

مقاوم شدن در برابر چشم زخم – يافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات


13- رعد:

رهايي ازصاعقه –ورود به بهشت شفيع شدن براي خانواده – کمک به انقلاب عليه ظالمان اعطاي حسنات استقامت در روز قيامت


14- ابراهيم علیه السلام :

رفع فقر وجنون ومصيبت – جلوگيري از گريه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشير مادر –اعطاي حسنات – رفع ناراحتي کودکا ن


15- حجر:

اعطاي حسنات- رفع فقر و جنون ومصيبت –ازدياد شير زنان –ازدياد رزق حسن خريد و فروش


16- نحل:

عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قيامت


17- اسراء (بنی اسرائیل):

شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تير –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختيها


18- کهف:

بيدار شدن به موقع از خواب شهيد از دنيا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نوراني شدن –رفع تنگ دستي –امان يافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان


19- مريم:

به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عيسي شدن در قيامت –شوکت سليمان يافتن درقيامت –اعطا حسنات-خواب هاي خوش ديدن –جلوگيري از دستبرد دزدان-رفع ترس-خير و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه


20- طه:

پاداش در آن دنيا ثواب مهاجرين وانصار را يافتن –شنيدن پاسخ مثبت در خواستگاري-ايجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار يافتن دختر –آسان شدن ازدواج


21- انبيا:

ديدن عجايب در خواب –رفع بي خوابي


22- حج:

تشرف به مکه –اهداي حسنات –سقوط حاکم ستمگر


23- مومنون:

عاقبت به خير شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب


24- نور:

بيمه شدن جان و دارايي و زنان –آمريزيده شدن-اعطاي حسنات-محتلم نشدن عدم تمايل به نزديکي


25- فرقان:

رهايي ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حيوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات


26- شعرا:

اولياي خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطاي حسنات –خواننده ي کتب الهي شدن –شفا از بيماريها –دستيابي به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سيل سخت آمدن طلاق بر زن


27- نمل:

اعطاي حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حيوانات موذي


28- قصص:

اعطاي حسنات-شهادت به راستگويي- رفع درد ها وبيماري ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد


29- عنکبوت :

رفع گناهان –اعطاي حسنات-رفع بيماري ها ودردها –شادابي قلب – خوش خوابيدن


30- روم:

اعطاي حسنات –يافتن گمشده –بيمار کردن دشمن


31- لقمان :

حفاظت از شيطان – همنشيني با لقمان در قيامت –اعطاي حسنات – رفع بيماري ها ودردها قطع خونريزي بدن – رفع بيماري درد ورنج


32- سجده:

داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قيامت – همنشيني با پيامبر و خاندانش در روز قيامت – ثواب راز ونياز شب قدر –رفع بيماري تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه


33- احزاب:

قرار گرفتن کنار پيامبر وهمسرانش در روز قيامت –درامان بودن قبر –افزايش خواستگاران


34- سباء:

حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خيرات در دنيا وآخرت –داشتن همنشين سالم در روز قيامت –دور شدن حيوانات و حشرات –بري شدن از ترس


35- فاطر:

ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفين –رفع بيماري سردرد – جلوگيري از تخريب هنگام زلزله


36- ياسين:

افزايش رزق وروزي حفاظت شدن در برابر خطرات وشيطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونيت از فشار قبر-نورانيت- همراهي فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ايستادن درکنار پيامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشيني با پيامبر(ص)-اعطاي حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهي و ويراني و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفيف وحشت قبر –آمرزش وخشنودي خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقويت حافظه-پيروزي در مناظرات – مصونيت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدياد شير در زنان


37- صافات :

تسهيل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلايا – ازدياد رزق – حفاظت از گزند شيطان – مبعوث شدن با شهيدان – اعطاي حسنات – ديدن جنيان و عدم آسيب آنان – آرامش از اضطراب


38- ص:

اعطاي خيرات در دنيا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگيري از گناهان صغيره و کبيره – آشکار کردن معايب حاکم يا قاضي-


39- زمر:

شرف و بزرگي در دنيا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پيامبران و صديقان – آمرزيده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن


40- مومن (غافر):

بخشايش گناهان –کسب تقوا –خيردر اخرت –خرم شدن باغ- خير وبرکت مغازه – شفاي ماليخوليا – درمان دمل – رفع بيماري وحشت زدگي – التيام دل درد – درمان بي هوشي وغش –درمان دردطحال-


41- فصلت (حم سجده):

نورا نيت در روز قيامت قيامت – سعا دت در زندگي دنيوي – اعطاي حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد


42- شوري (حمعسق):

نورانيت در روز قيامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر


43- زحزف:

مصون بودن از گزند حيوانات زمين وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتياج به دارو –رفع مرض صرع


44- دخان:

سهولت محاسبه در روز قيامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشيدن گناهان –رهايي از نيرنگ شيطان – خوابهاي نيکو ديد ن –رفع بيماري سر درد – ازدياد ثروت – رونق تجارت –رهايي ازگزند حاکم –محبوبيت نزد مردم – رفع بيماري يبوست


45- جاثيه:

نديدن آتش جهنم ونشنيد ن صدا وصيحه ي ان- همراهي حضرت محمد –ازبين رفتن ترس و وحشت در روز قيامت – پوشيده شدن زشتيها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود


46- احقاف :

در دنيا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قيامت – به تعداد انسانهاي زمين ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده ميشود –جسمي قوي يافتن –سالم ماندن در برابر بيماري هاي کودکانه – ارامش يافتن از زمان کودکي محبوب شدن نزد مردم – شنيده ها را درک کردن – تسکين و درمان بيماري ها


47- محّمد صلّی الله علیه وآله وسلم :

هرگز مشرک نگردد – شک به دين راه نيابد – فقير نشدن – نترسيدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دين تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز مي خوانند – همراهي فرشتگان – در پناه خداوند و پيامبر قرار گرفتن – پس از برانگيخته شدن صورت پيامبر را ديدن – سيراب شدن از نهرهاي بهشتي – مصون ماندن از امور ناپسند و بيماري ها – دوري جنيان از وي


48- فتح:

بيمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذيرفته شدن سخن وي نزد مردم – تويت حافظه – کسب خيرو برکت – رفع بيماري هراس – در امان ماندن از غرق شدن


49- حجرات:

در شمار زايران پيامبر اکرم قرار گرفتن – اعطاي حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهاي خير و برکت – پيروزي در جنگها خروج شيطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزوني يافتن شير مادر


50- ق:

ازدياد روزي – مثبت شدن نامه ي اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدياد شير مادر


51- ذاريات :

سا مان يافتن زندگي – ازدياد روزي – روشن شدن قبر – اعطاي حسنات – رفع درد درون – سهولت زايمان – آسان شدن مرگ


52- طور :

اعطاي خير و برکت – دور شدن از عذاب الهي – رسيدن به بهشت – ازادي اسير و زنداني – خوشايندي سفر – بهبودي عقرب گزيدگي


53- نجم:

زنگي با اوصاف نيک – بخشايش گناهان – اعطاي حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شياطين


54- قمر (اقتربت):

رسيدن به بهشت – روسفيدي در قيامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبيت ميان مردم – سهل شدن امور مشکل


55- الرحمن :

شفاعت کردن در روز قيامت – شهيد محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفاي چشم درد امنيت يافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بيماري آفات از خانه


56- واقعه :

عزت در ميان مردم – رفع بيماري بدبختي و فقر – همنشيني با حضرت علي عليه السلام - نورانيت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خير و برکت خانه – پيروزي و ثروت و موفقيت- بخشش گناهان – سهولت احتضار

نقل است که عثمان بن عفان بعیادت عبدالله بن مسعود رفت در مرضی که با آن فوت شد باو گفت که از چه شکوه داری گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل داری گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طیب مرا بیمار کرده گفت:امر نکنم که بتو عطیه بدهند گفت در وقتیکه احتیاج داشتم بمن ندادی الحال که مستغیم میدهی گفت آنچه میدهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشانرا بدان حاجتی نیست جهت اینکه من ایشانرا امر کردم بخواندن سوره واقعه و من شنیدم از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که میفرمود هر که بخواند ای سوره را در هر شب نمیمیرد باو پریشانی هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که هر که بخواند ین سوره را هر شب پیش از آنکه بخوابد ملاقات کند خدای عزوجل را در حالتی که روی آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامی آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت این سوره را بخواند .


57- حديد :

عدم عذاب در دنيا – رفع بلايا – درکظهور حضرت قا ئم عليه السلام – نعمت بهشت – آزادي زنداني – مصونيت در جنگ – التيام درد


58- مجادله:

تسکين درد –حفظ د فينه – آرامش بيمار – مصونيت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات


59- حشر:

درود فرستادن کا ينات به او- در حکم شهيد قرار گرفتن – مصون شدن از بلايا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقويت حا فظه


60- ممتحنه:

دفع فقر – نورانيت ديدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهيد قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بيماري طحال – آسودگي در زندگي


61- صف :

قرار گرفتن در صف فرشتگان و پيامبران – همنشيني حضرت عيسي عليه السلام - امنيت در سفرها


62- جمعه :

پا داش بهشت - اعطاي حسنات –رفع هراس – بخشودگي گناهان – رهايي از وسوسه هاي شيطان

از حضرت صادق علیه السلام منقولست که واجبست بر هر مومن هر گاه شیعه ما باشد که بخواند در نماز شب سوره جمعه و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین را و هرگاه این را به عمل آورد چنان است که گویا عمل رسول خدا صلی الله را بجا آورده است و ثواب و جزای او بر خداوند بهشت است .


63- منافقون :

رفتن به بهشت – رفع بيماري نفاق و شک – درمان دمل – رفع دردهاي دروني – شفاي بيمار – درمان چشم درد


64- تغابن:

شفاعت شدن – به بهشت رفتن – همجواري پيامبر – درک ظهور حضرت قا ِِيم عليه السلام رفع مرگ ناگهاني – رفع شر حاکم


65- طلاق:

رفع آ تش دوزخ –رسيدن به تو به ي نصوح – ايجاد فتنه در محل دشمن


66- تحريم :

نصيب شدن توبه نصوح – شفاي گزيده شده – درمان صرع – دفع لرزش- درمان بي خوابي –رفع بي پولي و قرض


67- ملک (تبارک ) :

مصون بودن در روز قيامت – رفع عذاب قبر – پاداشي همچون پاداش شب قدر – مونس قبر – شفاعت شدن – رفع گرفتاري روح مردگان

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که بخواند سوره الملک را در مکتوبه پیش از آن که بخواهد پیوسته اندر امان خدایتعالی خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خدای خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود قطب راوندی از بن عباس نقل کرده است که مردی خیمه زد بروی قبری و ندانست که آن قبر است پس خواند این سوره را پس شنید صحیحه زننده را گفت این سوره منجیر است پس این مطلب را بحضرت رسول اکرم عرض کرد آنحضرت فرمود آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر


68- قلم :

رفع فقر – دفع عذاب قبر – رسيدن به ثواب اصحا ب کهف – رفع دندان درد – آساني محاسبه درروز قيامت – حفظ جنين هوش و حافظه ي کودک


70- معارج:

رفع بازخواست در روز قيامت – هم منزلي با حضرت محمدصل الله عليه و اله وسلم گشايش در کار زندا ني – رفع احتلام در خواب


71- نوح عليه السلام :

قرار گرفتن در منزل پاکان ازدواج با حو ريه هاي بهشتي – اجابت دعا –مقدر شدن بهشت


72- جن :

عدم ابتلا به چشم زخم و سحر و افسون ونيرنگ جنييان - رسيدن به اجر بزرگ – فرار جنييان – مصون شدن از گزند حاکم – رفع گرفتاريهاي انسان – سهولت مشکلات


73- مزمل :

زندگي پاک و نيکو در د نيا – مرگ راحت و خوب - رسين به اجرآزاد کردن فرد گرفتار- در خواب ديدن پيامبر عليه السلام –رفع بيماري سختي هاي دنيا وآخرت- اعطاي حسنات


74- مدثر :

مقامي نزديک به مقام پيامبر عليه السلام – مصونيت از سختي وستم دنيا – اعطاي حسنات – سعه قلب – افتخار حفظ قرآن


75- قيامت :

همراه پيامبر عليه السلام از قبر برانگيخته خواهد شد – همراهي پيامبر عليه السلام تا عبور از پل صراط – شهادت دادن پيامبر عليه السلام و جبرئيل به ايمان او- نورانيت چهره در روز قيامت – فزوني رزق حفظ در برابر حوادث – محبوبيت نزد مردم – فروتن ساختن قلب – پاک دامن کردن انسان – از هيچ زور مداري نمي هراسد


76- انسا ن (دهر):

همنشيني با پيا مبر – به ازدواج حورالعين در آمدن – پاداش بهشت و حرير گرفتن – قوي شدن نفس ضعيف – تسکين درد قلب – تندرستي – هر چه بخواهد پاداش گيرد – سود بردن بدن – نيرومند گشتن جان – قوت بخشيدن به اعصاب تسکين نگراني و اضطراب


77- مرسلات :

ميان او و حضرت محمد آشنايي برقرار گردد – در زمره کساني ست که به خداوند شرک نمي ورزند – قدرتمند گشتن بر د شمن در محاکمه – پيروزي بر دشمن – تسکين دل درد


78- نبا ء :

مشرف شدن به خانه ي خدا – محا سبه در روز قيامت به اندا زه ي نوشتن سوره خواهد بود – رفتن به بهشت – دفع شپش – قدرت و هيبت يافتن – به خواب نرفتن – حفظ در برابر حوادث


79- نازعات :

سيراب از دنيا رفتن – سيراب برانگيخته شدن – سيراب وارد بهشت شدن – در امان ماندن ا ز عذاب خدا وند – نوشيدن شراب گواراي بهشتي – در امان ماندن از گزند دشمنان


80- عبس (اعمی):

قرار گرفتن زير سا يه ي کرامت الهي دربهشت – حفظ از رسوايي درقيامت – درمان چشم درد و آب ريزش آن


82- انفطار :

ازبين رفتن حجاب ميان او وخدا وند در روز قيامت – مستور ماندن دشتي ها درقيامت – مانع رسوايي در قيامت – آزاد شدن اسير – اصلاح شدن امر انسان در قيامت – بخشوده شدن گناهان – فزوني نور ديدگان – درمان چشم درد و تاري


83- مطففين :

در امان ماندن از آتش جهنم – نو شيدن از شراب گواري بهشتي – مصون ماندن انبار از آفت ها – در امان ماندن شي از گزند حشرات


84- انشقاق:

از بين رفتن حجاب ميان او و خداوند - درامان ماندن از گرفتن نامه ي عمل از پشت سر – آسان شدن زايمان- درامان ماندن خانه وحيواناتاز گزندحشرات


85- بروج :

در محشر همراه پيامبر و صالحان بودن – اعطاي حسنات – نجات يافتن از گرفتاري – پاداش بزرگ – در امان ماندن از ترس - گرفتن از شير آسان شدن بر کودک – در پناه خداوند بودن


86- طارق :

مقام والا نزد خدا داشتن – در بهشت همنشين مومنين بودن اعطاي حسنات – محافظت اشياء- چرکي نشدن زخم – شفايافتن


87- اعلي:

وارد شدن به بهشت از در دلخواه - فضيلت خواندن مصحف مو سي و ابراهيم عليه السلام را يافتن – دادن پاداش به او – تسکين درد گوش – رفع بواسير – تسکين درد – شفاي شکستگي


88- غاشيه :

مشمول رحمت خدا واقع شدن- موصون ماندن از عذاب جهنم – محاسبه اسان –آرام شدن گريه نوزاد –آرام شدن حيوان سرکش –رفع بيماري دندان درد –صحت و سلامت در غذا


89- فجر:

در قيامت همراه امام حسين بودن –بخشوده شدن گناهان –اعطاي حسنات فرزند پسر –قرار دادن نور در قيامت –در امان ماندن از گزند هر چيز


90- بلد:

مشهور شدن به نيکوکاري در دنيا –يافتن مقام بالا نزد خدا – همنشيني پيامبران و شهيدان در قيامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بيماري –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گريه کودک –دفع درد بيني در کودک –


91- شمس:

شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزيز شدن نزد مردم – افزايش رزق – آرام گرفتن لرز بدن


92- ليل:

:شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – اعطاي نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابيدن – فضيلت تلاوت ربع قرآن – پذيرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب ديدن – بهبود يافتن صرع و بيهو شي


93- ضحي :

شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد – اعطاي حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شيئ مخفي


94- انشراح :

شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – اعطاي يقين و سلامتي – درمان سينه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بيماري قلب درد – شفاي زکام و سرماخوردگي –


95- تين :

رسيدن به بهشت – رسيدن به پاداش بسيار – رفع ضرر غذا


96- علق :

شهيد از دنيا رفتن – همانند کسي است که در رکاب پيامبر جنگيده – پاداش تلاوت يک جزئ از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهاي سفر


97- قدر :

گوئي در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پداشي همچو يک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشيني با بهترين مخلوقات در قيامت – درمان لرزه هاي اعضاي بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزايش برکت انبار غقله


98- بينه :

بيزاري از مشرکان –پيوستن به دين محمد –در زمره مومنان برانگيخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قيامت قيامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان يرقان –درمان آب مرواريد و پيسي-رفع هر نوع آماس –سود بخشيدن به زن باردار


99- زلزال:

رفع زلزله –نمردن با بلاياي دنيايي –خارج شدن اسان روح از بدن –رسيدن به منزلگه بهشتي –همراهي فرشتگان –رسيدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهايي از ترس –دفع لرزش بدن


100- عاديات :

مبعوث و همنشين شدن همراه حضرت علي-رسيدن به پاداش تلاوت کل قرآن –اداي سريع قرض –رفع بيماري ترس و تشنگي


101- قارعه:

در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگين گشتن ترازوي احسان –گشوده شدن در رحمت –فزوني رزق-اآسان گشتن کار براي انسان محروم –نيکو گشتن تجارت


102- تکاثر:

رفع عذاب قبر –مقرر داشتن صواب صد شهيد –ايستادن چهل رديف فرشته در نماز با وي –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن


103- عصر:

برانگيخته شدن با چهره خندان و درخشان در قيامت-اعطاي حسنات –عاقبت به خير شدن –از جمله پيروان حق و حقيقت شدن –حافظ اشيائ مدفون


104- همزه:

دفع فقر –فزوني رزق-دفع مرگ بد –اعطاي پاداش-درمان درد چشم


105- فيل:

شهادت دشت ها بيابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قيامت –بازخواست نشدن در قيامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنيا- توان اينکه هدفش را خورد سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت مي دهد


106- قريش:

سوار بر مرکب بهشتي برانگيخته شدن –اغطاي پاداشي چون طواف خانه خدا و اعطکاف در مسجدالحرام –


107- ماعون :

همانند کسي شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قيامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت


108- کوثر:

از حوض کوثر سيراب شدن –هم صحبتي با رسول خدا –اعطاي پاداش –ديدن پيامبر در خواب


109- کافرون:

رسيدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشيده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهيد مردن و شهيد بر انگيخته شدن دور ماندن از گزند شيطان –در امان ماندن از وحشت قيامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات


110- نصر:

پيروز شدن بر تمام دشمنان –بر انگيخته شدن با کتاب ناطق –پناه از گرماي دوزخ و آتش جهنم -به بهشت رفتن –گشوده شدن درهاي خير و برکت در دنيا-استجابت حاجات – ثواب کسي که در رکاب پيامبر ودر فتح مکّه بوده – پذيرفته شدن نماز در درگاه الهي


111- لهب(مسد):

تنفر از ابو لهب –تسکين درد شکم در پناه خدا بودن


112- اخلاص (توحيد):

بخشوده شدن گناهان پنجاه سال –اعطاي خير در دنيا و آخرت - بخشيده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –پس از مرگ فرشتگان و جبرئيل بر بدن او نماز مي خوانند-در امان بودن از بديهاي مردم-رفع بيماري شر و زور –پذيرفته شدن توبه –حفاظت از او –گناه نکردن –همچون تلاوت يک سوم قرآن و تورات وانجيل و زبور بودن –در امان بودن مال و ثروت –دور شدن فقر از خانه –تلاوت آن مانند تلاوت تمام قرآن است –نجات از عذاب دوزخ خدا دوستار او خواهد بود –حافظ در برابر هر آفت و بلا بودن –تسکين درد شکم –اعطاي پاداش –پيروزي بر دشمنان


113- فلق:

در امان بودن از درد و بيماري –در امن بودن از بيماري کودکان و بيماري تشنگي و بيماري معده –محفوظ و سالم ماندن تا زمان مرگ –پاداش همچون کسي که حج واجب و عمره نموده و روزه گرفته مقرر داشتن دفع چشم زخم و بدي ها و بلايا- رسيدن به پاداش بزرگ همانند کسي که در مکه روزه گرفته بودن


114- ناس:

در امان بودن از درد بيماري - امن بودن از بيماري کودکان و بيماري تشنگي و معده –در امان و حفظ خدا بودن –در امان بودن از گزند جنيان و وسوسه –پذيرفته شدن نماز .
موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ چهاردهم شهریور 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

هر که هر روز ایه 2 و 3 سوره طلاق را بخواند مهمات و گشایش اموربسته خود را خواهد دید..

 

جهت درد پا ایات 1 تا 7 سوره فتح خوانده شود

 

قرائت کردن سوره جمعه و منافقون در روز جمعه کفاره گناهان مابین دوجمعه خواهدبود

 

یا حکیم العلیم=برای کارهای بسته 100 مرتبه خواندن حل میشود

 

یاصمد= رفع گرسنگی و بیماری قند

 

یا عالم الغیب=100 مرتبه عالم غیب برایت کشف میشود

 

ایجاد برکت=موقع وارد شدن به خانه حمد و توحید بخوانید

 

ذکر القاهر را برای پیداشدن گمشده 200 بار بخواند پیداشود

یا مومن= 100 مرتبه از شر جن و انس در امان می مانی

تا میتوانید به خدا خوش گمان باشید زیرا خداوند میفرماید من نزد بنده مومن خویشم اگر گمان او خوب است

 

رفتار من نیز خوب است و اگر بدگمان به من باشد رفتار من نیز نسبت به او بدخواهد بود

 

برای رفع تهمت سوره نور را 7 بار بخوانید

اگرصبح و عصر101 مرتبه هردو وفت سوره کوثر را برای هر مهمی و حاجتی تا یک هفته بخواند بی شک حاجت برآید

مداومت بر ذکر یا جلیل هر روز 73 مرتبه موجب تعظیم و هیبت است

 

برای کار پیدا کردن= نذر کردن 14000 هزار صلوات به نیت معصومین-هرشب دعای توسل-به تعداد ابجد کبیر اسم خودتان استغفار کردن-بعد از نماز صبح 70 بار یافتاح-هرشب سوره واقعه-مداومت بر صلوات و ذکر عظیم یا علی-روزی 110 مرتبه بعد از اذن مغرب گفتن لعنت کل موجودات از عرش تا فرش بر دشمنان علی (ع)

برای در امان ماندن از تصادفات جاده ای یک بار ایه الکرسی و6 بار سوره قدر هنگام سوارشدن مجرب است

برای یاد شدن محبت ذکر یاودود هر روز 20 مرتبه

گرفتن روزی یا ملک 9 بار در روز

برا رفع چشم زخم هر روز سوره فلق و ناس را بخوانید

برای کسب و کار و فراهم شدن پول صبح ها بعد از نماز صبح 77 مرتبه یا فتاح

جهت فروش خانه ایه 33 سوره الرحمن را 70 مرتبه بخوانید و سوره زلزال را از نزدیک یا دور 7بار خوانده و به سمت آن بدمید و اگر با 7 بار فروش نرفت روزی 70 بار بخوانید

برای بخت گشایی روزی 129 بار یالطیف و سوره نور آیه 32 را وقت اذان بخوانید

باز شدن ابواب رزق آیه 26 و 27 آل عمران

 

اگر کسی میخواهد در کارهایش عیب و نقص پدید نیاید211 بار یا صانع بخواند (سازنده)

اگر کسی گمشده ای دارد اسم یا فالق را 211 بار برای پیدا کردنش بخواند(شکافنده)

برای باطل کردن سحر و جادو و دعای شر 206 بار یا جبار (فرمانروا -امر کننده به خوبی)

درمان وسواس 120 مرتبه یا مومن(اگر ترس از کسی در دل وجود دارد برای رفع آن 662 بار ذکر یا متکبر(صاحب رفعت و عظمت و جلال خارج از تصور)

اگر کسی میخواهد بر دشمن خود غالب شود در وقت وضو بگوید یا قدیر(بسیار و همیشه توانا)

اگر میخواهید تاریکی های زندگی ازدل پاک شود و به صفای دل برسد هر روز 256 بار ذکر یانور

اگر میخواهید عاقبت به خیر شوید ذکر یا آخر را 801 بار بخواند(واپسین)

برای ایجاد محبت بین زن و شوهر هر روز ذکر با رئوف 10 بار (بسیار مهربان)

روزی یا عزیز 100 مرتبه جهت عزیز شدن در این عالم نزد مردم هر روز گفته شود

 

اسم خداوند(الرافع) را در نیمه شب یا نیمه روز 100 بار بخوانند خداوند اورا برگزیند و عزیز و مکرم گرداند

اسم الولی را 46 بار بخوانند بعد از هر نماز همه خلق دوست و مهربان اوشوند

برای ایجاد محبت شرعی بین زن و شوهر حروف ابجد اسم هر دویتان راحساب کرده و بعد به تعدادآن ایه الکرسی رابخوانیدبه شرطی که سعی کنید سر جای خود بنشینید و بی ضرورت بلند نشوید و با حضور قلب و بعد از توبه کردن


موضوعاتــ مرتبط: مطالب خواندنی، قرآن
[ دوم شهریور 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

تفسير سوره قدر

سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد

سوره قدر آيات 1 - 5

بسم الله الرحمن الرحيم انا انزلناه فى ليلة القدر (1) و ما ادراك ما ليلة القدر (2) ليلة القدر خير من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).

ترجمه آيات

به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1).

و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟(2).

شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).

در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4).

اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).

بيان آيات

اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى‏كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى‏شوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت‏بنى اميه است).

"انا انزلناه فى ليلة القدر"

ضمير در"انزلناه"به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش اين است كه: مى‏خواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.

و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى‏فرمايد: "و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة" (1) ، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست‏سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.

پس مدلول آيات اين مى‏شود كه قرآن كريم دو جور نازل شده، يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا" (2) ، نزول تدريجى آن را بيان مى‏كند، و همچنين آيه زير كه مى‏فرمايد: "و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت‏به فؤادك و رتلناه ترتيلا" (3) .

و بنا بر اين، ديگر نبايد به گفته بعضى (4) اعتنا كرد كه گفته‏اند: معناى آيه"انزلناه" اين است كه شروع به انزال آن كرديم، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است، كه در آن شب يكباره نازل شد نه همه آن.

و در كلام خداى تعالى آيه‏اى كه بيان كند ليله مذكور چه شبى بوده ديده نمى‏شود بجز آيه"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن" (5) كه مى‏فرمايد: قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى‏شود شب قدر يكى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اينكه كداميك از شب‏هاى آن است در قرآن چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده، تنها از اخبار استفاده مى‏شود، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى‏گذرد.

در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه‏گيرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏كند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى‏سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است‏بر اين معنا دلالت دارد: "فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك" (6) ، چون"فرق"، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند.

و از اين استفاده مى‏شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن در آن شبش نازل شد نيست، بلكه با تكرر سنوات، آن شب هم مكرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى‏شود.

براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن يكپارچه نازل شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آينده تعيين گردد. علاوه بر اين، كلمه"يفرق"به خاطر اينكه فعل مضارع است استمرار را مى‏رساند، در سوره مورد بحث هم كه فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نيز فرموده: "ملائكه در آن شب نازل مى‏شوند"مؤيد اين معنا است.

پس وجهى براى تفسير زير نيست كه بعضى (7) كرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط يك شب بود، و آن شبى بود كه قرآن در آن نازل گرديد، و ديگر تكرار نمى‏شود.و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى (8) كرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تكرار مى‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بين برد.و نيز سخن آن مفسر (9) ديگر كه گفته: شب قدر تنها يك شب معين در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نيز سخن آن مفسر (10) ديگر كه گفته: شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال يك شب نامعلومى است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى ديگر در ماههاى ديگر، مثلا شعبان يا ذى القعده واقع مى‏شود، هيچ يك از اين اقوال درست نيست.

بعضى (11) ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته.

بعضى (12) ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى ضيق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى‏گردد.و اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد چنگى به دل نمى‏زند.

پس حاصل آيات مورد بحث‏به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احكام مى‏شود، البته منظورمان" احكام"از جهت اندازه‏گيرى است، خواهيد گفت پس هيچ امرى از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ مى‏گوييم: نه، هيچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدير، امرى ديگر است، همچنان كه هيچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولى مشيت الهى آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده: " يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب" (13) .

علاوه بر اين، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرايط تحققش موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام تقدير بشود، و بعضى ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات بر مى‏آيد و به زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با اين وجه سازگار نيست.

"و ما ادريك ما ليلة القدر"

اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليلة القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد.واضح‏تر بگويم، با اينكه مى‏توانست‏بفرمايد: "و ما ادريك ما هى، هى خير من الف شهر"براى بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود: "و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر".

"ليلة القدر خير من الف شهر"

اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله"و ما ادريك ما ليلة القدر"بدان اشاره شده بود، يعنى عظمت آن شب را بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامى ارجمند دارد كه از هزار شب بهتر است.

و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى كه مفسرين تفسير كرده‏اند بهتر بودنش از حيث فضيلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است، چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوى خدا نزديك، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده‏دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممكن است همين معنا را از آيه سوره دخان نيز استفاده كرد، چون در آنجا شب قدر را پر بركت‏خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فى ليلة مباركة" (14) .البته در اين ميان معناى ديگرى نيز هست، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده خواهد آمد.

"تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر"

كلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است كه از عالم امر است و خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربى" (15) ، و اذن در هر چيز به معناى رخصت دادن در آن است، و يا به عبارت ديگر اعلام اين معنا است كه مانعى از اين كار نيست.

و كلمه"من"در جمله"من كل امر"به گفته بعضى (16) از مفسرين به معناى باء است.

بعضى (17) ديگر گفته‏اند: به معناى خودش است، يعنى ابتداى غايت، ولى سببيت را هم مى‏رساند، و آيه را چنين معنا مى‏دهد: "ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرى الهى نازل مى‏شوند".

بعضى (18) ديگر گفته‏اند: باء براى تعليل به غايت است، و معنايش اين است"ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، براى خاطر اينكه هر امرى را تدبير كنند".

ليكن حق مطلب اين است كه: مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد كه آيه"انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون" (19) تفسيرش كرده، حرف"من"براى ابتدا خواهد بود، و در عين حال سببيت را هم مى‏رساند، و به آيه چنين معنا مى‏دهد: "ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، در حالى كه نزولشان را ابتدا مى‏كنند و هر امر الهى را صادر مى‏نمايند".

و اگر منظور از امر مذكور هر امر كونى و حادثه‏اى باشد كه بايد واقع گردد، در اين صورت حرف"من" به معناى لام تعليل خواهد بود، و آيه را چنين معنا مى‏دهد: ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند براى خاطر تدبير امرى از امور عالم.

"سلام هى حتى مطلع الفجر"

در مفردات گفته: كلمه"سلام"و"سلامت"به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است (20) .

پس جمله"سلام هى"اشاره است‏به اينكه عنايت الهى تعلق گرفته است‏به اينكه رحمتش شامل همه آن بندگانى بشود كه به سوى او روى مى‏آورند، و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد.و لازمه اين معنا آن است كه طبعا در آن شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود، همچنان كه در بعضى از روايات هم به اين معنا اشاره رفته است.

ولى بعضى (21) از مفسرين گفته‏اند: مراد از كلمه"سلام"اين است كه: در آن شب ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مى‏دهند.برگشت اين معنا هم به همان معناى اول است و اين دو آيه يعنى آيه"تنزل الملئكة و الروح"تا آخر سوره در معناى تفسيرى است‏براى آيه قبلى كه مى‏فرمود"ليلة القدر خير من الف شهر".

بحث روايتى

در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت آورده كه گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم يا رسول الله آيا شب قدر شبى است كه در عهد انبياء بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و چون از دنيا مى‏رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مى‏شده است؟فرمود: نه بلكه شب قدر تا قيامت هست (22) .

مؤلف: در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده (23) .

و در مجمع البيان است كه از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده كه گفت: از امام صادق(ع)از شب قدر پرسيدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بيست و يكم و بيست و سوم جستجويش كن (24) .

مؤلف: در معناى اين روايات رواياتى ديگر نيز هست، و در بعضى از اخبار ترديد بين دو شب شده، يكى بيست و يكم و ديگرى بيست و سوم، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام باقر(ع)روايت كرده (25) . و از رواياتى ديگر استفاده مى‏شود كه شب قدر خصوص بيست و سوم است، و اگر معينش نكرده‏اند به منظور تعظيم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نكنند (26) .

و نيز در تفسير عياشى در روايت عبد الله بن بكير از زراره از يكى از دو امام باقر و صادق(ع)آمده كه فرمود: شب بيست و سوم همان شب جهنى است، و حديث جهنى اين است كه گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدينه دور است، دستورم بده در شب معينى داخل مدينه شوم فرمود: شب بيست و سوم داخل شو (27) .

مؤلف: حديث جهنى كه نامش عبد الله بن انيس انصارى بود، از طرق اهل سنت نيز روايت‏شده، و سيوطى آن را در الدر المنثور از مالك و بيهقى نقل كرده (28) .

و در كافى به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدير در نوزدهم و ابرام در شب بيست و يكم و امضا در شب بيست و سوم است (29) .

مؤلف: در اين معنا هم روايات ديگرى هست (30) .

پس معلوم شد آنچه همه روايات مختلفى كه از ائمه اهل بيت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند اين است كه: شب قدر تا روز قيامت‏باقى است، و همه‏ساله تكرار مى‏شود، و نيز ليلة القدر شبى از شبهاى رمضان، و نيز يكى از سه شب نوزده و بيست و يك و بيست و سه است.

و اما از طرق اهل سنت روايات به طور عجيبى اختلاف دارند كه به هيچ وجه نمى‏شود بين آنها را جمع كرد، ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم است، و در آن شب بوده كه قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند.

و در الدر المنثور است كه خطيب از ابن مسيب روايت كرده كه گفت: رسول خدا (ص)فرمود: در خواب به من نشان دادند كه بنى اميه بر منبرم بالا مى‏روند، و اين معنا بر من سخت گران آمد و خداى تعالى در اين مناسبت‏سوره"انا انزلناه فى ليلة القدر"را نازل كرد (31) .

مؤلف: نظير اين روايت را خطيب هم در تاريخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذى و ابن جرير، طبرانى، ابن مردويه و بيهقى هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده‏اند (32) .و در اين ميان روايات بسيارى در اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت(ع) نقل شده، و در آنها آمده كه خداى تعالى ليلة القدر را كه بهتر از هزار ماه سلطنت‏بنى اميه است‏به عنوان تسليت‏به رسول خدا(ص)عطا فرمود (33) .

و در كافى به سند خود از ابن ابى عمير از عده‏اى راويان از امام صادق(ع) روايت آورده كه گفت: بعضى از اصحاب ما اماميه كه به نظرم مى‏آيد سعيد بن سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد (34) .

و در همان كتاب به سند خود از فضيل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از امام باقر(ع)از معناى آيه"انا انزلناه فى ليلة مباركة"سؤال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه‏ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مى‏شود شبى است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "فيها يفرق كل امر حكيم".

آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه‏اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مى‏شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندى كه قرار است متولد شود، و يا اجلى كه بنا است فرا رسد، و يا رزقى كه قرار است(تنگ و يا وسيع)برسد، پس آنچه در اين شب مقدر شود، و قضايش رانده شود قضايى است‏حتمى، ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است(و خدا با حتمى كردن مقدرات، العياذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمى‏زند).

حمران مى‏گويد: پرسيدم منظور خداى تعالى از اينكه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چيست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زكات و انواع خيرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير مؤمنين را مضاعف نمى‏كرد، مؤمنين بجايى نمى‏رسيدند، ولى خدا پاداش حسنات ايشان را مضاعف مى‏كند (35) .

مؤلف: منظور امام از اينكه فرمود: "ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است"، اين است كه قدرت خداى تعالى هميشه مطلق است، او هر زمان هر كارى را بخواهد مى‏كند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى كرده باشد، و خلاصه حتمى كردن يك مقدر قدرت مطلقه او را مقيد نمى‏كند، او مى‏تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كارى را نمى‏كند.

و در مجمع است كه از ابن عباس از رسول خدا(ص)روايت

شده كه فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در سدرة المنتهى هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى‏شوند، در حالى كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده پرچم‏هايى را به همراه دارند، يك پرچم بالاى قبر من، و يكى بر بالاى بيت المقدس، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سينا نصب مى‏كنند، و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اى در اين نقاط نمى‏ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت‏خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد (36) .

و در تفسير برهان از سعد بن عبد الله روايت كرده كه به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت: با امام صادق(ع)بودم كه سخن از پاره‏اى خصائص امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود امام مستوجب روح بيشترى مى‏گردد.عرضه داشتم فدايت‏شوم مگر روح همان جبرئيل نيست؟فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است، و جبرئيل از سنخ ملائكه است، و روح از آن سنخ نيست، مگر نمى‏بينى خداى تعالى فرموده: "تنزل الملئكة و الروح"پس معلوم مى‏شود روح غير از ملائكه است (37) .

مؤلف: روايات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسيار زياد است، (كه ما در اينجا مختصرى از آن را آورديم)، و در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر شده، از قبيل اين كه: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و ليكن چون اين علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنين است، لذا از ذكر آن روايات خوددارى نموديم.

پى‏نوشت‏ها:

1- سوگند به كتاب مبين، ما آن را در شبى مبارك نازل كرديم.سوره دخان، آيه 3.

2- ما قرآنى بر تو نازل كرديم كه به صورت آيات جدا از هم مى‏باشد، تا آن را تدريجا و با آرامش بر مردم بخوانى.و به طور قطع اين قرآن را ما نازل كرديم.سوره اسراء، آيه 106.

3- آنانكه كافر شدند گفتند: چرا قرآن يكباره بر او نازل نشد، بله يكباره نازل نكرديم، تا قلب تو را ثبات و آرامش بخشيم، و بدين منظور آيه آيه‏اش كرديم.سوره فرقان، آيه 32.

4- مجمع البيان، ج 10، ص 518.

5- سوره بقره، آيه 185.

6- در آن شب هر حادثه‏اى كه بايد واقع شود خصوصياتش مشخص و محدود مى‏گردد، اين امرى ست‏خلف ناپذير، امرى است از ناحيه ما كه اين ماييم فرستنده رحمتى از ناحيه پروردگارت.سوره دخان، آيه 6.

7- تفسير قرطبى، ج 20، ص 135.

8- مجمع البيان، ج 10، ص 518.

9- تفسير قرطبى، ج 20، ص 135.

10- روح المعانى، ج 30، ص 190.

11 و 12- مجمع البيان، ج 10، ص 518.

13- خدا هر چه را كه از مقدرات بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏كند، و كتاب تغيير ناپذير نزد او است.سوره رعد، آيه 39.

14- ما آن را در شب مباركى نازل كرديم.سوره دخان، آيه 3.

15- بگو روح از امر پروردگار من است.سوره اسراء، آيه 85.

16 و 17 و 18- روح المعانى، ج 30، ص 196.

19- فرمان نافذ خدا(در عالم)چنين است كه وقتى اراده خلقت چيزى را بكند به محض اينكه بگويد باش، موجود مى‏شود.سوره يس، آيه 82.

20- مفردات راغب، ماده"سلم".

21- روح المعانى، ج 30، ص 197.

22- تفسير البرهان، ج 4، ص 488، ح 26.

23- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

24 و 25 و 26 و 27- مجمع البيان، ج 10، ص 519.

28- الدر المنثور، ج 6، ص 373.

29- فروع كافى، ج 4، ص 159، ح 9.

30- نور الثقلين، ج 5، ص 627.

31- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

32- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

33- نور الثقلين، ج 5، ص 621 - 623.

34- فروع كافى، ج 4، ص 157، ح 4.

35- فروع كافى، ج 4، ص 157، ح 6.

36- مجمع البيان، ج 10، ص 520.

37- تفسير برهان، ج 4، ص 481، ح 1.

تفسير الميزان جلد 20 صفحه 559


موضوعاتــ مرتبط: ماه خدا ماه رمضان، قرآن
[ پنجم مرداد 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
اسامي

تکرار

 

ذوالنون
الياس
ذوالكفل
يسع
ادريس
لقمان
محمد
ايوب
يونس
يحيي
زکريا
هود
صالح
شعيب
اسماعيل
يعقوب
داوود
اسحاق
سليمان
هارون
عيسي
آدم
يوسف
لوط
مريم
نوح
ابراهيم
موسي
۱
۲
۲
۲
۲
۲
۴
۴
۴
۵
۷
۷
۹
۱۱
۱۲
۱۶
۱۶
۱۷
۱۷
۲۰
۲۵
۲۵
۲۷
۲۷
۳۴
۴۲
۶۹
۱۳۶
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
توضيحات
 
لغت معنی

تکرار

 

شهر
رمضان
ماه ۱۲
۱
توضيحات
توضيحات
لغت

تکرار

 

قرآن
تورات
انجيل
۴۵
۱۸
۱۲
توضيحات
توضيحات
توضيحات

موضوعاتــ مرتبط: مطالب خواندنی، قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
در قرآن به زمان نماز و احکام مربوطه در آیات زیر اشاره شده است

۱- سوره: ۱۱ , آیه: ۱۱۴

و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مى‏برد اين براى پندگيرندگان پندى است

۲- سوره: ۲۴ , آیه: ۵۸

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد قطعا بايد غلام و كنيزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيده‏اند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامه‏هاى خود را بيرون مى‏آوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مى‏كند و خدا داناى سنجيده‏كار است

۳- سوره: ۴ , آیه: ۱۰۳

و چون نماز را به جاى آورديد خدا را [در همه حال] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده ياد كنيد پس چون آسوده‏خاطر شديد نماز را [به طور كامل] به پا داريد زيرا نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است

۴- سوره: ۱۷ , آیه: ۷۸

نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است

۵- سوره: ۲ , آیه: ۲۳۸

بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد

۶- سوره: ۵ , آیه: ۶

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون به [عزم] نماز برخيزيد صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين [هر دو پا] مسح كنيد و اگر جنب‏ايد خود را پاك كنيد [=غسل نماييد] و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان نزديكى كرده‏ايد و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمم كنيد و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگيرد ليكن مى‏خواهد شما را پاك و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد كه سپاس [او] بداريد

۷- سوره: ۱۷ , آیه: ۱۱۰

بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد براى او نامهاى نيكوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‏اش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى

۸- سوره: ۴ , آیه: ۴۳

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مى‏گوييد و [نيز] در حال جنابت [وارد نماز نشويد] مگر اينكه راهگذر باشيد تا غسل كنيد و اگر بيماريد يا در سفريد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آميزش كرده‏ايد و آب نيافته‏ايد پس بر خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را مسح نماييد كه خدا بخشنده و آمرزنده است

۹- سوره: ۴ , آیه: ۱۰۱

و چون در زمين سفر كرديد اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيده‏اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند

۱۰- سوره: ۶۲ , آیه: ۹

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
قرآن مشخصا توصيه به خوردن چيزهاي پاک مي کند. چيزهاي حلال و حرام در آيات زير شرح داده شده اند

۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۵

بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‏اى كه آن را مى‏خورد هيچ حرامى نمى‏يابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشت‏خوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زياده‏خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است

۲- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱۴

پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است‏حلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمت‏خدا را اگر تنها او را مى‏پرستيد شكر گزاريد

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱۵

جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زياده‏خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است

۴- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱۶

و براى آنچه زبان شما به دروغ مى‏پردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مى‏بندند رستگار نمى‏شوند

۵- سوره: ۵ , آیه: ۳

بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز كسانى كه كافر شده‏اند از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم و هر كس دچار گرسنگى شود بى‏آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى ترديد خدا آمرزنده مهربان است

۶- سوره: ۵ , آیه: ۴

از تو مى‏پرسند چه چيزى براى آنان حلال شده است بگو چيزهاى پاكيزه براى شما حلال گرديده و [نيز صيد] حيوانات شكارگر كه شما بعنوان مربيان سگهاى شكارى از آنچه خدايتان آموخته به آنها تعليم داده‏ايد [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏اند بخوريد و نام خدا را بر آن ببريد و پرواى خدا بداريد كه خدا زودشمار است

۷- سوره: ۵ , آیه: ۵

امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست‏خود بگيريد و هر كس در ايمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زيانكاران است

۸- سوره: ۶ , آیه: ۱۱۸

پس اگر به آيات او ايمان داريد از آنچه نام خدا [به هنگام ذبح] بر آن برده شده است بخوريد

۹- سوره: ۶ , آیه: ۱۱۹

و شما را چه شده است كه از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمى‏خوريد با اينكه [خدا] آنچه را بر شما حرام كرده جز آنچه بدان ناچار شده‏ايد براى شما به تفصيل بيان نموده است و به راستى بسيارى [از مردم ديگران را] از روى نادانى با هوسهاى خود گمراه مى‏كنند آرى پروردگار تو به [حال] تجاوزكاران داناتر است

۱۰- سوره: ۶ , آیه: ۱۲۱

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در قيقت‏شيطانها به دوستان خود وسوسه مى‏كنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد

۱۱- سوره: ۵ , آیه: ۸۷

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد

۱۲- سوره: ۵ , آیه: ۸۸

و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد

۱۳- سوره: ۵ , آیه: ۹۰

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد

۱۴- سوره: ۵ , آیه: ۹۶

صيد دريا و ماكولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‏اى باشد و[لى] صيد بيابان مادام كه محرم مى‏باشيد بر شما حرام گرديده است و از خدايى كه نزد او محشور مى‏شويد پروا داريد

۱۵- سوره: ۱۰ , آیه: ۵۹

بگو به من خبر دهيد آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشى را] حلال گردانيده‏ايد بگو آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مى‏بنديد

۱۶- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۴

و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه‏اى كه آن را مى‏پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى‏بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد

۱۷- سوره: ۷ , آیه: ۳۱

اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى‏دارد

۱۸- سوره: ۲۳ , آیه: ۵۱

اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مى‏دهيد دانايم

۱۹- سوره: ۲ , آیه: ۱۶۸

اى مردم از آنچه در زمين است‏حلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست

۲۰- سوره: ۴۰ , آیه: ۷۹

خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا از برخى از آنها سوارى گيريد و از برخى از آنها بخوريد


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
قرآن در آيات مختلف انسان را به مهرباني با پدر و مادر سفارش كرده است. آياتي كه چگونگي رفتار با پدر و مادر در آنها توضيح داده شده, اينجا آورده شده اند

۱- سوره: ۴۶ , آیه: ۱۵

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گويم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذيرانم

۲- سوره: ۳۱ , آیه: ۱۴

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است

۳- سوره: ۲۹ , آیه: ۸

و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى با من شريك گردانى از ايشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام مى‏داديد باخبر خواهم كرد

۴- سوره: ۴ , آیه: ۳۶

و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‏مانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد

۵- سوره: ۱۷ , آیه: ۲۳

و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى

۶- سوره: ۲ , آیه: ۸۳

و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتيد

۷- سوره: ۶ , آیه: ۱۵۱

بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مى‏رسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و ن فسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
در قرآن, اين ميوه ها و سبزيجات نام برده شده اند: خرما, انگور, زيتون, انار, موز, انجير, خيار, سير, عدس و پياز. تعدادي از آياتي که اين لغات در آنها تکرار شده اند, در اينجا آورده شده اند

۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۱

و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد

۲- سوره: ۱۳ , آیه: ۴

و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است

۴- سوره: ۵۶ , آیه: ۲۹

و درختهاى موز كه ميوه‏اش خوشه خوشه روى هم چيده است

۵- سوره: ۹۵ , آیه: ۱

سوگند به انجير و زيتون

۶- سوره: ۲ , آیه: ۶۱

و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند

۷- سوره: ۱۹ , آیه: ۲۵

و تنه درخت‏خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

بر طبق قرآن, آفرينش اين جهان در شش روز يا شش هنگام صورت گرفته است. اين موضوع در ۱۰ آيه شرح داده شده است

۱- سوره: ۷ , آیه: ۵۴

در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان

۲- سوره: ۲۵ , آیه: ۵۹

همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [كه مى‏داند]

۳- سوره: ۵۷ , آیه: ۴

اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى‏كنيد بيناست

۴- سوره: ۱۱ , آیه: ۷

و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست

۵- سوره: ۳۲ , آیه: ۴

خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏گيريد

۶- سوره: ۱۰ , آیه: ۳

پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد

۷- سوره: ۵۰ , آیه: ۳۸

و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم

اين شش روز, در آيات زير شرح داده شده اند

۸- سوره: ۴۱ , آیه: ۹

بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مى‏ورزيد و براى او همتايانى قرار مى‏دهيد اين است پروردگار جهانيان

۹- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۰

و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏ گيرى كرد [كه] براى خواهندگان‏ درست [و متناسب با نيازهايشان] است

۱۰- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۲

پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏ گيرى آن نيرومند دانا

بعضيها با توجه به سه آيه بالا, ادعا مي کنند که جمع آفرينش در هشت روز بوده است و نه در شش روز و در نتيجه قرآن را داراي تناقض مي دانند
اين در حالي است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نيز مي باشد و در نتيجه مجموع آنها باز هم شش مي ماند
بنابراين به طور خلاصه مي توان اشاره كرد كه آفرينش در شش مرحله يا روز صورت پذيرفته است. در دو روز اول زمين و دنياي مادي آفريده شده است و بعد مواد مورد نياز حيات در دو روز بعدي خلق شده است. در نهايت در دو روز نهايي آفرينش آسمانها و حيات معنوي صورت پذيرفته است


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

سوره الفتح, آيه ۲۹

محمد فرستاده خدا است و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مي‏بيني، آنها همواره فضل خدا و رضاي او را مي‏طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات است، و توصيف آنها در انجيل همانند زراعتي است كه جوانه‏هاي خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده، و بر پاي خود ايستاده است، و به قدري نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتي وامي دارد!


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

به ماه مبارک رمضان و روزه گرفتن در آیات زیر اشاره شده است

۱- سوره بقره آیات ۱۸۳تا ۱۸۵

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد.

[روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است] [ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانى كه [روزه] طاقت‏فرساست كفاره‏اى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است.

ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد.

۲- سوره بقره آیه ۱۸۷

در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مى‏دانست كه شما با خودتان ناراستى مى‏كرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانيد] با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن] شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد اين است ‏حدود احكام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزديك نشويد اين گونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مى‏كند باشد كه پروا پيشه كنند.

۳- سوره أحزاب آیه ۳۵

مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‏كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.


موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

سوره الأنعام, آيات ۹۵-۹۹
خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج ميسازد و مرده را از زنده، اين است خداي شما پس چگونه از حق منحرف ميشويد؟ (۹۵)

او شكافنده صبح است و شب را مايه آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده است، اين اندازهگيري خداوند تواناي دانا است. (۹۶)

او كسي است كه ستارگان را براي شما قرار داد تا در تاريكيهاي خشكي و دريا بوسيله آنها هدايت شويد، نشانه‏ها(ي خود) را براي كساني كه مي‏دانند (و اهل فكر و انديشه‏اند) بيان داشتيم. (۹۷) او كسي است كه شما را از يك نفس آفريد، در حالي كه بعضي از انسانها پايدارند (از نظر ايمان يا خلقت كامل) و بعضي ناپايدار، ما آيات خود را براي كساني كه مي‏فهمند بيان نموديم. (۹۸)

او كسي است كه از آسمان آبي نازل كرد و بوسيله آن گياهان گوناگون رويانيديم، از آن ساقه‏ها و شاخه‏هاي سبز خارج ساختيم و از آنها دانه‏هاي متراكم، و از شكوفه نخل خوشه‏ها با رشته‏هاي باريك بيرون فرستاديم و باغها از انواع انگور و زيتون و انار شبيه به يكديگر و بيشباهت هنگامي كه ميوه مي‏كند به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن نشانه‏هائي براي افراد با ايمان (۹۹)


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

سوره ١٦, آیه ٩٤
سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد

خداوند کریم در تعدادی از آیات قرآن برای تاکید بر اهمیت موضوع و همچنین برای زیبایی کلام قسم یاد می کنند. در میان تمامی سوگندهای موجود در قرآن, در یک مورد بر اهمیت سوگند تاکید دوباره شده است و آن سوگند به جایگاههای ستارگان است. تاکید خداوند در این مورد بر عظمت قرآن مجید است. به این موضوع در آیات زیر اشاره شده است:ا

سوره ٥٦;, آیات ٧ ٥ تا ٧٩
سوگند به جايگاه‏هاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان, اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است, كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند, در كتابى نهفته, كه جز پاك‏شدگان بر آن دست ندارند

برای درک بهتر اهمیت این سوگند, باید وسعت وبزرگی جهان و ملیاردها ستاره و کهکشان موجود در آن را در نظر داشته باشیم. فقط در کهکشان ما در حدود میلیاردها ستاره هستند که هر کدام با سرعتی متفاوت و در مسیری مشخص به دور مرکز کهکشان در حال گردش هستند. با وجود تعداد بسیار زیاد این ستاره ها, امکان برخورد آنها با یکدیگر بسیار اندک است. سوگند به ستارگان در آیات دیگری هم از قرآن مجید تکرار شده است:ا

سوره ٨٦, آیات ١ تا ٤
سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد, و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست, آن اختر فروزان, هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

سوره ٥٣, آیات ١ و ٢
سوگند به اختر چون فرود مى‏آيد, [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده, و از سر هوس سخن نمى‏گويد, اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‏شود نيست

سوره ٨١, آیات ١٥ و ١٩
نه نه سوگند به اختران گردان, [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند, سوگند به شب چون پشت گرداند, سوگند به صبح چون دميدن گیرد, كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

در بعضی آیات, خداوند کریم به خود قرآن قسم می خورند:ا

سوره ٣٦, آیات ٢ تا ٤
سوگند به قرآن حكمت‏آموز, كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى, بر راهى راست

سوره ٣٨, آیات ١ و ٢
صاد سوگند به قرآن پراندرز, آرى آنان كه كفر ورزيدند در سركشى و ستيزه‏اند

سوره ٤٣, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر, ما آن را قرآنى عربى قرار داديم باشد كه بينديشيد

سوره ٤٤, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر , [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم

تعدادی دیگری از سوگندهای موجود در قرآن در اینجا گرد آوری شده اند:ا

سوره ٥١, آیات ١ تا ٨

سوگند به بادهاى ذره‏افشان

و ابرهاى گرانبار

و سبك سيران

و تقسيم‏كنندگان كار

كه آنچه وعده داده شده‏ايد راست است

و [روز] پاداش واقعيت دارد
سوگند به آسمان مشبك

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد

سوره ٥٢, آیات ١ تا ٧

سوگند به طور

و كتابى نگاشته شده

در طومارى گسترده

سوگند به آن خانه آباد [خدا]ا

سوگند به بام بلند [آسمان]ا

و آن درياى سرشار [و افروخته]ا

كه عذاب پروردگارت واقع‏شدنى است

سوره ٩١, آیات ١ تا ٧

سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش

سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود

سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند

سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد

سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت

سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد

سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد

سوره ١۰۰, آیه ١
سوگند به ماديانهائى كه با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مى‏جهانند

سوره ٦٨, آیه ١
نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند

سوره ٩٥, آیات ١ تا ٤
سوگند به انجير و زيتون, و طور سينا, و اين شهر امن [و امان], [كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم.ا


موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
در هيچ کدام از آيات قرآن به اسم فرعوني که در زمان حضرت موسي بر مصر فرمانروايي مي کرده اشاره نشده است. هويت اين فرعون که از مظاهر مهم ظلم , ستم و طغيان در برابر خداوند است در هاله اي از ابهام فرو رفته است. در واقع نه تنها قرآن , بلکه تورات و انجيل هم او را به سادگي فرعون خطاب کرده اند. اين ابهام خود انگيزه اي بوده که ساليان سال مسلمانان به همراه مسيحيان و يهوديان در پي يافتن هويت اين فرعون باشند.
داستان زندگي موسي, از بزرگ شدنش در خانواده سلطنتي مصر تا برگزيده شدنش به نبوت در سرزمين مقدس طوي و تا آشکار کردن معجزات خداوند در برابر فرعون کمابيش با جزييات يکسان در قرآن و تورات و انجيل آمده است. شايد مهمترين تفاوتي که روايت موسي در قرآن با دو کتاب آسماني ديگر دارد , در سرنوشت فرعون پس از تعقيب موسي و بني اسراييل است. در دو کتاب آسماني ديگر ,  سرنوشت فرعون به روشني بيان نشده است در حاليکه خداوند در قرآن مي فرمايد:

۱۰:۹۰-۱۰:۹۲
و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏اند نيست و من از تسليم‏شدگانم
اكنون در حالى كه پيش از اين نافرمانى مى‏كردى و از تباهكاران بودى
پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مى‏افكنيم تا براى كسانى كه از پى تو مى‏آيند عبرتى باشد و بى‏گمان بسيارى از مردم از نشانه‏هاى ما غافلند

۱۷:۱۰۳
پس [فرعون] تصميم گرفت كه آنان را از سرزمين [مصر] بركند پس او و هر كه را با وى بود همه را غرق كرديم

بنابر آيات بالا  نه تنها فرعون غرق شد  , بلکه بدنش هم براي عبرت بقيه بر ساحل افکنده شد. اين خود محرکي بوده است که مسلمانان در پي يافتن موميايي فرعوني باشند که عامل مرگش غرق شدن باشد. متاسفانه هيچ کدام از اين تلاشها به نتيجه قابل قبولي نرسيده است. هر از گاهي عده اي به خيال خوش خدمتي به اسلام و قرآن دم از يافتن چنين موميايي بر اساس مدارک سست علمي مي زنند. مشخصا همه اين ادعاها با شکست مواجه شده اند.
از طرفي چون دانشمندان مسيحي و يهودي به دنبال فرعوني نيستند که غرق شده باشد ,  تلاشهايشان بينتيجه بوده است.  به تازگي فيلمي مستند از داستان زندگي حضرت موسي با همکاري جيمز کمرون به نام Exodus Decoded ساخته و پخش شده است. اين فيلم که شايد آخرين دستاوردهاي دانشمندان مسيحي و يهودي در اين زمينه باشد , با ديدي نو به اين قضيه نگاه مي کند. در اينجا ليستي از فراعنه مختلف که ممکن است فرعون داستان حضرت موسي باشند آورده شده است:

Ramses II -۱۲۷۹ BC to ۱۲۱۳ BC:
به باور اکثريت محققين
اشکال: در سن ۹۰ سالگي به احتمال زياد بر اثز کهولت فوت کرده است

Ahmose I -۱۵۵۰ BC to ۱۵۲۵ BC:
به باور Exodus Decoded
 اشکال: لقب فرعون به پادشاهان بعد از او خطاب شده است و با قطعيت نمي توان گفت که موميايي موجود متعلق به Ahmose باشد

Merneptah -۱۲۱۳ BC to ۱۲۰۳ BC:
به باور بعضي مسلمانان پس از انتشار تحقيقات Dr. Maurice Bucaille
 اشکال: نظرات Maurice Bucaille در جوامع علمي قابل قبول نبوده است (مثلا اينجا). 

جستجو براي يافتن فرعون غرق شده هنوز هم ادامه دارد تا زماني که مدرکي قطعي يافت شود. (لطفا اگر اطلاعاتي بيشتر در اين زمينه داريد در قسمت نظرات اضافه کنيد).


موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲

“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”

تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.

همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش

اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش

علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش

از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش

از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش

به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش


موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان  معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم مي‏شويد؟
۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مى‏گويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گويند سخنى مثل آن بياورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل  سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند  و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ :  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت‏ خودبى‏تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام  و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه  تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.


موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ بیست و هفتم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

هفتادمین سوره قرآن کریم است که مکی  و دارای ۴۴ آیه است.  این سوره به «سأل سائل» نیز شهرت دارد. (۱)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم در فضیلت این سوره فرموده اند: هر کس سوره معارج را قرائت کند خداوند ثواب کسانی که رعایت امانت و عهدهای خود را می کنند و کسانی که بر نمازهای خود مواظبت می کنند را به او عطا می کند.(۲)

در سخنی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: هر کس سوره معارج را زیاد بخواند خداوند از گناهان او پرسش نخواهد کرد و در روز قیامت او را نزد پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام ساکن خواهد کرد.(۳)

آثار و برکات سوره

۱) گره گشایی برای اسیران و زندانیان

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: کسی که در اسارت است یا در زندان و در بند است اگر سوره معارج را بخواند برای او گره گشایی می شودو این سوره او را حفظ می کند تا نزد خانواده اش بازگردد.(۴)

۲) برای محتلم نشدن

امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در شب سوره معارج را قرائت نماید از احتلام و جنب شدن در خواب در امان می ماند و تمام شب را در امنیت الهی خواهد بود تا صبح.(۵)

۳) روا شدن حاجات

روایت است که هر کس بر خواندن این سوره در شب و روز مداومت کند هر حاجتی  که دارد روا می گردد.(۶)

_________________

پی نوشت:

(۱) درمان با قرآن، ص۱۲۶

(۲) مجمع البیان، ج۱۰، ص۱۱۶

(۳) ثواب الاعمال، ص۱۱۹

(۴) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۴۸۱

(۵) همان

(۶) درمان با قرآن، ص۱۲۷

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی


موضوعاتــ مرتبط: مقالات، قرآن
[ دوم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

هفتاد و یکمین سوره قرآن است که ۲۸ آیه دارد و در مکه نازل شده است.
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در فضیلت این سوره فرموده اند: هر کس سوره نوح را قرائت کند از مؤمنانی است که دعای حضرت نوح علیه السلام شامل حال او می شود.(۱) و دعا چنین است: «پروردگارا! بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید و بر مردان و زنان باایمان ببخشای و بر هلاکت ستمگران بیفزای» (۲)

از امام جعفر صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس که به خدا ایمان دارد و کتابش را قرائت می کند قرائت سوره نوح را رها نکند. هر بنده ای که با امید به پاداش الهی و شکیبایی در راه خدا سوره نوح را در نمازهای واجب و مستحب خود بخواند خداوند او را در خانه های نیکوکاران مسکن دهد و سه بهشت از بهشت هایش را به کرامت خود به او عطا می کند و با تعدادی زیادی از حوریان بهشتی تزویج نماید. (۳)

آثار و برکات سوره

۱) رهایی از اسارت

در خواص و آثار این سوره مبارکه از امام صادق علیه السلام روایت است: هر کس سوره نوح را قرائت نماید اگر در بند و اسارت یا زندان باشد راه برون شدنش آسان می شود و اگر برای سفر باشد در گشایش و بهره وری برای او باز می شود تا اینکه به خانه اش بازگردد.(۴)

۲) بهبود وضعیت مالی

امام جواد علیه السلام نیز به یکی از یارانشان فرمودند تا برای رفع بدی حال و سختی وضعیت مالی بر قرائت این سوره مداومت نماید. (۵)

۳) برآورده شدن حاجات

از مرحوم کفعمی در مصباح نقل شده است هر کس که بر قرائت سوره نوح مداومت ورزد و شب و روز آن را بخواند و انگاه در پی حاجتی روان شود حاجتش برآورده می شود.(۶)

امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: هر کس بر قرائت سوره نوح مداومت کند پیش از مردن جایگاه خود را در بهشت خواهد دید و اگر هنگام طلب حاجتی خوانده شود به اذن خداوند حاجتش برآورده می شود.(۷)

۴) جهت فرزند دار شدن

از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است:که مردی از کمی فرزند به امام شکوه نمود. امام به ایشان فرمود: سه روز بعد از نماز عشا و صبح این کارها را انجام دهد:

۷۰ مرتبه  سبحان الله،

۷۰ مرتبه استغفرالله،

و این اذکاررا ختم کند به آیات ۱۲-۱۰ سوره نوح. و در شب سوم با همسرت تماس برقرار کن خداوند به تو فرزندی عنایت خواهد کرد. (۸)

ختم سوره  نوح و مزمل برای رفع هم و غم

برای رفع همّ و غم؛ سوره نوح در هر روز ، آثار لطیفی در روح انسان می گذرد.

در روایت دارد:  «همّ الساعة  هرم سنه» یک ساعت غم خوردن مساوی است با یک سال پیر شدن.

مداومت به تلاوت این سوره هم و غم های انسان را از بین می برد چه نسبت به گذشته و چه آینده و باعث می شود روح لطیف تر و تفکرات انسان زلال تر گردد.

همچنین هر روز سوره مزمل را خواندن برای انسان باعث ثروت و دولت می شود و گرفتاری ها و فقر و سختی های دنیوی و اخروی را از انسان برمی دارد و هم و غمّش را از بین می برد. (۹)

___________

پی نوشت:

(۱) مجمع البیان، ج۱۰، ص۱۳۰

(۲) نوح، آیه ۲۸

(۳) ثواب الاعمال، ص۱۲۰

۴) مستدرک الوسائل، ج۸، ص۲۴۶

(۵) الکافی، ج۵، ص۳۱۶

(۶) المصباح کفعمی، ص۴۵۹

(۷) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۴۹۵

(۸) طب الائمه، ص۱۳۰

(۹) ثواب الاعمال شیخ صدوق

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ دوم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]

شکی نیست که افراد مختلف دارای شرایط و ویژگیهای متفاوتی می باشند و هر کس با شناختی که از ظرفیت و استعداد خود دارد می تواند بهترین شیوه ها را برگزیند. اما شایسته است تا به نکاتی که در خلال سالها تجربه و ممارست به دست آمده است و بیشترین سهم را در حفظ دارند به طور خلاصه اشاره شود.

۱- روش حفظ:

به سه شیوه می توان آیات را حفظ کرد

الف ـ از طریق تکرار و تمرین.

ب ـ با استفاده از نوارهای ترتیل.

ج ـ با نوشتن آیات.

ولی از میان این سه شیوه اول توصیه می شود. اما نکته ای که ذکرش لازم است و به حفظ کردن کمک فراوان می کند این است که هدف فرد نباید تنها اکتفا به حفظ قرآن باشد بلکه با خود اینگونه فکر کند که علاوه بر قرآن مثلاً نهج البلاغه را هم حفظ خواهم کرد. اگر چنین هدفی را تعقیب کند و پشتکار و استمرارش را با مدد از توفیقات الهی همراه سازد می تواند قرآن کریم را زودتر حفظ کند و در عین حال از ادامه کار خسته نشود. چنانکه این امر در طی کردن مدارج مختلف تحصیلی نیز صادق است. دانش آموزی که به مراحل عالی تر فکر کند موفق تر از دیگر دانش آموزی است که این اندیشه را در سر ندارد.

۲- شرایط حفظ:

شرایط حفظ را به دو دسته فردی و عمومی می توان تقسیم کرد:

اول شرایط فردی:

۱-هر کس در اوایل حفظ باید به طبیعت خودش مراجعه کند و سپس با سه حالت صوتی قوی، متوسط و ضعیف تمرین کند و همینطور از نظر آهنگ خواندن به صورت تند و کند و متوسط تمرین کند و بعد هر کدام از نظر کیفی و کمی برای او بهتر بود و با طبیعتش سازگاری بیشتری داشت همان را انتخاب کند و ادامه دهد. مثلاً فرض کنید می خواهید سوره های نبأ و نازعات و عبس را حفظ کنید. سوره نبأ را با صورت قوی و از نظر آهنگ به صورت تند تکرار کنید. سوره نازعات را با صوت متوسط و آهنگ متوسط تمرین کنید و سوره عبس را با صوت ضعیف و آهنگ کند قرائت کنید و بعد هر کدام از این سه طریق با طبیعت شما سازگارتر بود و زودتر و آسانتر توانستید حفظ کنید همان را ادامه دهید. ولی تجربه نشان داده است که اگر صوت و آهنگ خواندن هر دو متوسط باشد بسیار نیکو بوده و شخص زودتر به نتیجه می رسد.

اینکه گفته می شود صوت و آهنگ متوسط بهتر است به این خاطر است که حفظ کردن، تکرار و تمرین زیاد لازم دارد و ممکن است انسان بعد از مدتی دچار ناراحتی حنجره و یا ناراحتیهای دیگر شود و یا ممکن است زود خسته شود و یا نیازمند صرف وقت زیاد باشد و در نتیجه کم حفظ کند. و آهنگ نیز اگر تند باشد موجب می شود که هنگام تحویل دادن تند تحویل داده شود و این با اصول حفظ منافات دارد و اساساً قرآن را باید با تأمل و تدبر خواند.

۳- حفظ قرآن باید در مواقعی که مغز انسان آرامش کامل دارد صورت گیرد تا در ذهن بماند. بنابراین دانش آموزی که از کلاس درس بازگشته و یا کارگری که از کار دست کشیده و یا طلبه و دانشجویی که مدتی را مطالعه نموده است نباید تمریناتش را شروع کند. نکاتی که در آرامش فکری موثرند عبارتند از:

الف ـ مکان: جایی که برای حفظ در نظر گرفته می شود بسیار با اهمیت است. باید سعی شود مکانی انتخاب شود که اشیاء مختلف با نقش و نگار در دید انسان نباشد چرا که هر کدام ممکن است اشتغالاتی را در ذهن ایجاد کند. بنابراین توصیه می شود که حتی الامکان تمرینات خود را در مکان ثابتی انجام دهید چون تغییر مکان از تمرکز حواس می کاهد. ونیز توصیه می شود اگر پرده و یا دیواری سفید رنگ در مقابل قرار گیرد بهتر است زیرا در آرامش فکر موثر است.

ب ـ زمان: اوقاتی که انسان از آرامش ذهنی برخوردار است عبارت است از اول صبح و قبل از طلوع آفتاب. زیرا انسان با استراحت در شب آرامش فکری و روحی خود را بازیافته است و خداوند نیز می فرماید:

وجعلنا نَوْمَکُمْ سُباتاً .

و خواب شما را وسیله آسایش قرار دادیم.

و یا در جای دیگر می فرماید:

اللهُ الّذی جعَل لکُم اللّیلَ لِتسکُنوا فیه و النّهارَ مُبصراً .

خداوند برای شما شب را قرار داده است تا در شب سکنی و آرامش بگیرد و قرار داده است بر شما روز را تا بیدار باشید و به تلاش و فعالیت بپردازید.

برای تحقق این منظور بهتر است شبها زودتر به خواب رویم تا بتوانیم صبحها زودتر برخیزیم.

ج ـ پرهیز از اشتغالات غیر ضروری: از آنجایی که حافظ قرآن بیش از هر چیز نیاز به آرامش روحی و روانی دارد، باید سعی کند خود را کمتر در معرض اشتغالات متفرق قرار دهد. البته اگر اتفاق پیش بینی نشده ای روی دهد باید تا غلبه کردن و به فراموشی سپردن آن و تسلط بر اعصاب و روان کار حفظ را به تأخیر انداخت و سپس با آرامش خاطر کار را دوباره شروع کرد.

د ـ داشتن نظم در کارها: عدم رعایت نظم در مسایل و کارهای روزمره گاهی اشتغالات، نگرانی ها و اضطرابهای فراوانی را به بار می آورد. مثلاً دانش آموزی که جای کتابها و دفتر هایش مشخص نیست یا مشخص است ولی آنها را جای خود قرار نمی دهد. ممکن است گم شدن یک جزوه درسی روزها و هفته ها آرامش فکری او را سلب کند. و نیز رعایت نظم در حفظ قرآن ضروری است و این خود دارای ابعاد متفاوتی است.

اول: وقت را مشخص کنیم و دیگر آن را تغییر ندهیم و هر روز بر طبق همان وقت مشخص به چفظ قرآن بپردازیم و مانند نمازی که در وقت معین خوانده می شود به رعایت آن پای بند باشیم.

دوم: بهتر است در موقع راه رفتن به حفظ قرآن نپردازیم چون عوارض مطلوبی ندارد.

سوم: تا آخر عمر تکرار محفوظات را ادامه دهیم.

چهارم: کم ولی با کیفیت خوب حفظ کنیم. گاهی بعضی به یکباره روی ذهن خود فشار می آورند و تا مدتی موفقیتهایی را دارند اما بعد خسته می شوند و حفظ را کنار می گذارند. باید بر طبق استعداد و وقت برنامه ریزی، و به آن دقیقاً عمل شود.

۳- یکی دیگر از شرایط فردی غذای مناسب و متوسط خوردن است که در حفظ نقش موثری دارد. این سخن به معنی تشویق به پرخوری نیست بلکه منظور غذای مطبوع و به موقع خوردن است. کوتاهی در این مورد گاهی باعث ایجاد عوارضی می شود در حالی که در قرآن کریم آمده است:

فَلْینظُر الإنسانُ الی طَعامِه .

و بعضی در تفسیر آن گفته اند مراد آن است که انسان باید در نوع غذا و طعم و بهداشت آن دقت نماید. و در پارهای احادیث نیز تاکید شده است که صبح باید غذایی کامل خورد و شب غذایی سهل الهضم. و اگر دو عامل تغذیه و بهداشت توسط انسانها رعایت شود از بسیاری بیماریها جلوگیری به عمل می آید.البته باید دانست که پرخوری نیز باعث از کار افتادگی ذهن می شود، همانگونه که کم خوری زیاد آمادگی ذهنی را کاهش می دهد. چرا که جسم و روح با یکدیگر در ارتباطند و نخوردن غذای مناسب روح و ذهن را به دنبال جسم دچار ناراحتی و اختلال می کند. و خلاصه در تناول غذا از افراط و تفریط باید دوری کرد.

دوم شرایط عمومی:

۱- برای حفظ کردن باید از یک قرآن مشخص استفاده شود تا آخر تعویض نگردد. در این رابطه بهترین چاپها، چاپ طاهر خوشنویس است. البته از نوع متوسط آن و بدون ترجمه. زیرا اگر قرآن بزرگ باشد گرچه در موقع تمرینات و حفظ کردن ممکن است مفید باشد اما در موقع ارائه دادن به مشکلاتی برخورد می کنیم زیرا هنگام ارائه دادن باید صفحه ای طویل را در ذهن مجیم کنیم و بعد بخوانیم و این امر دشواری است. از سویی دیگر قرآن مورد حفظ نیز نباید کوچک باشد زیرا فواصل خطها با هم نزدیک است و در موقع تمرین برای اعصاب و چشم ضرر دارد و نیز در موقع تحویل دادن خطوط فشرده و نزدیک به هم با هم اشتباه می شود. کسانی که از قرآن کوچک استفاده می کنند تا بتوانند در راه تمرین کنند باید بدانند که این کار غیر اصولی است و برای چشمها و اعصاب بسیار مضر است. بعضی گمان می کنند با این کار حداکثر استفاده را از اوقات خود می برند در حالی که قبلاً درباره نظم توضیح دادیم که اگر مرتب و طبق برنامه و نظم قرآن حفظ شود نیازی به تمرین در راه نخواهد بود. علاوه بر اینکه اینکار ممکن است باعث غفلت و بی خبری از محیط اطراف شود که این خود عوارض و حوادثی را به دنبال دارد و گاه باعث تردید و اشتباه در حفظ و تمرین آیات مشابه نیز می گردد. وعادت کردن به حالت تردید در آینده موجب وسوسهای مختلف خواهد بود. علاوه بر این همه چه بسا این کار بی حرمتی و هتک قرآن نیز باشد. البته در مسافرت و هنگامی که شخص در ماشین یا هواپیما و یا قطار بسر می برد تنها می تواند محفوظات خود را تکرار کند که این کار هم باعث تسلط بیشتر خود شخص و استفاده از وقت طولانی شده و هم عاملی برای تشویق دیگران به قرآن کریم است. اما اینکه قرآن مورد استفاده برای حفظ بدون ترجمه باشد از این جهت است که احتمال دارد توجه به معانی خللی به امر حفظ برساند. البته پس از حفظ قسمت مورد نظر، توجه به معانی بسیار عالی است ولی در هنگام حفظ کردن از تمرکز حواس می کاهد زیرا وقتی ذهن در مسیر حفظ کردن واقع می شود آیات به سهولت حفظ می شود و با کوچکترین توقفی آن سرعت از بین می رود و ذهن حالت کندی به خود می گیرد. نگاه کردن به ترجمه در مرحله اول و حفظ کردن آیات در مرحله دوم نیز موجب کندی حفظ خواهد شد زیرا هنگام حفظ کردن آیات ممکن است ذهن متوجه ترجمه شود و یا احیاناً در ترجمه ای که فرا گرفته شده دچار تردید گردد. پس بهتر این است که بعد از حفظ کردن مورد نظر به مفهوم آیات پرداخته شود. مثلاً بعد از اتمام یک جزء به بررسی مفهوم آن پرداخت تا بتوان بهره ای کامل و جامع از آیات الهی برد. البته چنانکه بعداً به تفصیل خواهد آمد افرادی که تسلطی بر ادبیات و مفاهیم قرآن کریم دارند به مراتب زودتر می توانند قرآن را حفظ کنند تا افرادی که اصلاً آگاهی از ادبیات و صرف و نحو مفاهیم قرآنی ندارند. لذا اگر اول مقداری صرف و نحو فرا گرفته شود با سهولت بیشتری می توان قرآن را حفظ کرد و طلّاب و دانشجویان معارف اسلامی از این جهت یک گام پیشتازترند.

۲- باید شروع حفظ از اسامی سوره ها باشد به این ترتیب که اسامی سوره ها را در ابتدا ده تا ده تا تقسیم می کنیم و بعد از حفظ کردن هر ده تا، ده تای بعدی را شروع می کنیم و در نهایت اسامی همه سوره ها را از اول تا آخر چندین بار تمرین و تکرار می کنیم تا کاملاً در خاطر بماند. بعد از این مرحله نوبت به حفظ خود شوره ها می رسد که پیشنهاد می شود از جزء سی ام شروع شود یعنی از سوره نبأ تا پایان جزء. علت این پیشنهاد این است که سوره بقره طولانی است و بسیار دیر به انتها می رسد از این رو ممکن است حافظ را ملول و دلسرد کند. اما در جزء سی سوره ها کوتاه است و زود حفظ می شود و باعث تشویق و دلگرمی حافظ می گردد و از درون احساس شادمانی و نشاط می کند و تصمیم می گیرد بیشتر و بهتر حفظ کند. مانند کسی که قصد پیاده روی دارد. اگر از روز اول خیابانی طولانی را بپیماید چون عادت به این کار ندارد ممکن است خسته و یا اصلاً از پیاده روی منصرف شود. اما اگر در ابتدا مسیری کوتاه را طی کند و تدریجاً بر آن بیفزاید نه تنها خسته نمی شود که شوق خاصی به ادامه کار پیدا می کند.

آنچه در حفظ کردن مهم است این است که ذوق و شوق همیشه باقی باشد. وقتی احساس کردید خسته شده اید به حفظ ادامه ندهید. زمانی به حفظ کردن بپردازید که کاملاً برای شما شیرین و جذاب باشد و در آن موقع است که بهتر و زودتر حفظ می کنید.

۳- برای حفظ هر سوره باید در ابتدا سوره را تقسیم بندی کرد و این می تواند بر اساس داستانهای یک سوره انجام شود که در قرآنها پایان هر داستانی با علامت (ع) مشخص شده است. هر داستان را از اول هر آیه ده بار مرور می کنیم . یعنی اول، هر آیه را به صورت جداگانه ده بار تکرار می کنیم تا داستان مورد نظر تمام شود. بعد از اتمام داستان مجدداً از اول تا آخر داستان را تکرار می کنیم تا تسلط کامل پیدا شود و به همین ترتیب در قسمتهای بعدی، و در پایان سوره دوباره از اول سوره تا آخر آن را تمرین و تکرار می کنیم و در سوره های بعدی نیز همین روال را ادامه می دهیم تا یک حزب کامل شود. بعد از اتمام یک حزب مجدداً از اول حزب شروع می کنیم تا تسلط کامل بر یک حزب پیدا شود و به همین صورت جزء ها را تکرار می کنیم.

این نکته قابل توجه است افرادی که مایل هستند قرآن را به صورت موضوعی حفظ کنند باید کاملاً علامت (ع) را دقت کنند و می توانند آیات مربوط به یک داستان را به خاطر بسپارند. ونیز کسانی که ذوق سخنرانی دارند می توانند از این در زیبا و پر بار کردن سخنان خود بهره برند. گاهی مشاهده می شود که بعضی قرآن را از چپ به راست می خوانند و این کار را بسیار مهم می دانند. این عمل گر چه هنر است و خوب اما بهتر آن است که قرآن را آن طور که هست حفظ کنیم ودر عوض وقت را صرف یادگیری مفاهیم قرآن نمائیم تا لذت بیشتری ببریم و بتوانیم به آیات الهی عمل کنیم .

۴- توصیه می شود که حافظ قرآن در هر مرحله از حفظ که هست آنچه را حفظ کرده است برای فرد دیگری ارئه دهد تا او گوش دهد واغلاط او را تصحیح کند. این روش باعث تسلط زیاد حافظ می شود و این کار اگر در محیط خانه صورت گیرد می تواند عامل موثری در گرمی خانواده و جذب آنان به سوی قرآن باشد. این کار را به صورت مباحثه هم می توان انجام داد به این شکل که شما آیه ای را بخوانید ودوست شما آیه بعدی را و همینطور تا سوره تمام شود و یا شما قسمتی از سوره را بخوانید و دوست شما قسمت دیگری از سوره را و این کار نقش موثری در تثبیت آموخته ها دارد.

۵- فشار آوردن یکباره روی مغز کار صحیحی نیست بلکه باید با برنامه ریزی منظم و پشتکار و تداوم به گونه ای حرکت کرد که بتوان تا آخر کار را به پایان آورد چرا که حفظ قرآن مشکل است ولی نگهداری محفوظات مشکلتر. بعضی افراد در ابتدا شوق فراوان دارند و مثلاً روزهای اول پنج ساعت وقت صرف می کنند اما بعد تا مدتی هیچ تمرین ندارد و سپس مجدداً چند ساعت به کار مشغول می شوند وبعد هیچ. باید تاکید کرد که برنامه ریزی درست وپشتکار است که موفقیتهای چشمگیر را به ارمغان می آورد.

۶- در حفظ آیات مشابه باید بسیار دقت شود و حفظ اینگونه آیات نیازمند تکرار و تمرین زیاتری است. مثلاً اگر آیات معمولی را ده بار تکرار می کردیم هر یک از آیات مشابه را باید بیست بار تکرار کرد.

بعضی از آیات بدین شرح است:

و در سوره هود آمده است:

و إِلی عادٍ أخاهُم هُوداً قالَ یا قَومِ اعبُدوُا اللهَ مالکُم من اِله غیرُه إنْ انتم إلاّ مُفترونَ .

و در سوره اعراف می خوانیم که:

و إلی عادٍ أخاهُم هُوداً قالَ یا قَوم اعبُدوا اللهَ مالکُم مِنْ إلهٍ غیُره أفلا تَتقونَ .

ونیز در همین سوره می خوانیم:

و إلی ثمود أخاهُم صالحاً قالَ یا قَومِ اعبُدوا اللهَ مالکُم مِنْ إلهٍ غَیرُه قد جائْتکُم بَیّنةٌ مِنْ رَبَّکْم…

و یا مثلاً در سوره هود آمده است:

قالُوا یا صالحُ قد کنتَ فینا مرجُوّاً قَبْل هذا أتنهانا اَنْ نعبدَ ما یَعْبدُ اباؤُنا و إنَّنا لَفِی شکٍّ مما تَدْعُونَا الیه مریبٌ .

و در سوره ابراهیم آمده:

الم یأتکُم نَبَؤُا الذّین من قَبلِکُم قوم نوحٍ و عادٍ و ثمودَ… و قالوا إنّا کَفرنا بما اُرْسِلْتُم به و إنا لَفِی شَکٍّ ممّا تَدْعُونَنا اِلیْه مُریبٍ .

و یا در سوره قصص می خوانیم:

و أنْ اَلْقِ عصاکَ فلّما رَءاها تَهتزُّ کانَّها جانٌّ وَلّی مُدْبِراً و لَمْ یُعَقِّب یا موسی اَقْبِل و لا تخف إنّک من الا منینَ .

و در سوره نمل نیز آمده است:

وَ اَلْقِ عَصاک فلّما رَءاها تَهتزُّ کانَّها جانٌّ وَلّی مُدبراً و لَمْ یُعَقِّبْ یا موسی لا تَخفْ إنّی لا یَخافُ لَدیََّ المُرسَلُونَ .

در مورد حفظ این قبیل آیات فقط تکرار و تمرین فوق العاده توصیه می شود و البته قبل و بعد آیه نیز می تواند مقداری به سهولت حفظ آیات مشابه کمک کند.

در مورد اواخر آیاتی که با هم شباهت زیاد دارند مانند:

و کانَ اللُه غَفوراً رَحیماً

و کانَ اللُّه علیماً حکیماً

و إن اللَّه کان غفوراً رحیماً

و إنّ الله کان علیماً خَبیراً

إنّ الله کانَ بما تَعلمُونَ خَبیراً

نیز همچنان توصیه می شود که زیاد تکرار و تمرین شود و به علاوه معنا و مفهوم آیه هم می تواند به حفظ درست اینگونه آیات کمک کند. اگر در آیه ای از معرفت و رحمت و گذشت خداوند بحث شده است آخر آیه معمولاً همان مضمون را دنبال می کند مثلاً در سوره زمر خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

قلْ یا عبادیَ الذّینَ أسرَفُوا عَلی أنفُسِهِم لاتَقْنَطوا من رَحْمَةِ الله إنَّ اللهَ یغفِرُ الذُنُوبَ جَمیعاً انّه هو الغفورُ الرحیم .

چنانکه ملاحظه می شود جمله

انّ اللهَ یَغْفِرُ الذُنُوبَ جَمیعاً

با

إنّه هو الغَفُور الرّحیم

کاملاً تناسب دارد.

۷- گوش دادن نوارهای ترتیل می تواند در بالا بردن سطح تجوید و صوت و صوت و لحن موثر باشد. مثلاً می توانید در پایان یک جزء و در مواقع مناسب از نوار جهت تمرین محفوظات خود استفاده نمایید. بعضی می گویند ما همراه با گوش دادن نوار بهتر می توانیم حفظ نماییم. گرچه این کار ممکن است، اما آن طور که با تمرین و تکرار، آیات در ذهن جا می گیرند و ذهن فعالتر می شود و در موقع تحویل کار با سهولت بیشتری انجام می شود، نوار نمی تواند موثر یاشد و ممکن است آیات زودتر از ذهن برود.

۸- فراگیری صرف و نحو عربی در حفظ قرآن خصوصاً در حفظ آیات مشابه بسیار موثر است زیرا از نظر اعراب کلمات، اشتباهات کمتری پیش می آید مثلاً آیه

و اتَّقُوا یَوماً لا تَجْزی نَفسٌ عن نَفسٍ شَیئاً و لایُقْبَلُ مِنها شَفاعةٌ و لایُؤخَذُ مِنها عَدْلٌ و لا هُم یُنْصَرون .

برای کسی که بداند فاعل یا مفعول و یا ظرف کدام است و اعراب هر یک چیست، به خاطر سپردن آیه آسانتر است از کسی که هیچ چیز در این رابطه نمی داند. کسی که بداند مثلاً (یوماً) چون مفعول برای (اتقوا) است منصوب است در اینکه اعراب این لفظ مرفوع است یا منصوب و یا مجرور دچار شک نمی شود و لذا در موقع تحویل دادن نیز دچار اشتباهات کمتری می گردد. و یا در اعراب (نفسٌ) فرد آشنا به نحو عرب میداند این کلمه فاعل است و باید مرفوع خوانده شود اما فرد نا آشنا به این قاعده ممکن است در اعراب آن دچار تردید شود.

و یا در سوره فصّلت خداوند می فرماید:

انّ الّذینَ کَفَروا بالذِکّرِ لَمّا جاءَهم و إنّه لکتابٌ عَزیزٌ .

کسی که آگاهی از صرف و نحو عربی داشته باشد می داند که (إنّ) اسم و خبر می خواهد و (إنّ) اسم خود را نصب و خبر خودش را رفع می دهد و یا می داند که (بالّذکر) جار و مجرور است و نیز می داند اعراب (عزیز) رفع است زیرا صفت برای (کتابٌ) است و صفت و موصوف در اعراب با هم مطابقت می کنند. پس دانستن صرف و نحو، به مقدار زیادی می تواند در سهولت حفظ قرآن به ما کمک کند و نیز در حفظ کردن آیات مشابه کمک خوبی باشد.


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ دوم تیر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
احترام به پدر و مادر واجب است.1
((وَبِالْو الِدَیْنِ اِحْساناً)) (بقره /83)
و به پدر و مادر خود احترام کنید
2 ـ به پدر و مادر انفاق کنید.
((قُلْ ما اءَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْو الِدَیْنِ)) (بقره /215)
((بگو، هر خیر و نیکی که انفاق می کنید باید برای پدر و مادر و... باشد))
3 ـ بی احترامی به پدر و مادر حتّی در سالخوردگی ممنوع است.
((وَبـِالْو الِدَیـْنِ إِحـْسانـاً اِمّا یـَبْلُغنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ اءَحَدُهُم ااءَوْ کِلا هُما فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ وَلا تَنْهَزْ هُم ا وَقُلْ لَهُم اقُوْلاً کَریماً)) (اسراء/23)
و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی یا هر دو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آن ها وا مدار! وبر آن ها فریاد مزن ! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارنه به آنها بگو!
4 ـ مادر احترامی بیشتر دارد.
((وَوَصَّیْنا الاِْنْسانَ بِو الِدَیْهِ حَمَلَتْهُ اءُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ)) (لقمان 14)
و مـا بـه انـسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم ؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حـمـل کـرد (بـه هـنـگـام بـارداری هـر روز رنـج و نـاراحـتـی تـازه ای را متحمّل می شد.)
5 ـ در چه صورت نباید از پدر و مادر اطاعت کرد؟
((وَاِنْ جـاهـَدَاکَ عـلی اءَنْ تـُشـْرِکَ بی مالَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَصاحِبْهُما فِی الدُّنیا مَعْروُفاً...)) (لقمان /15)
و هـرگـاه آن دو (پـدر و مـادر) تـلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی ، که از آن آگاهی نداری ، ازایشان اطاعت مکن ، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن.
6 ـ دعای فرزند برای قدر دانی از والدین.
((وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَما رَبَّی انی صَغیراً)) (اسراء/24)
و بـگـو: پـروردگـارا! هـمـان گـونـه کـه آن هـا مـرا در کـوچـکـی تـربـیـت کـردنـد، مشمول رحمتشان قرار ده !

مقام مادر درآیات قرآن

نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد می‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی‏دارد، وقتی احترام به پدر و مادر را بازگو می‏کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح می‏کند. قرآن کریم می‏فرماید:
(اِمّا یَبلُغَنّ عِندک الکِبَر احَدُهُما او کِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ کریماٌ) (1)
"اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف‏» مگو و به آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی." و در جایی دیگر می‏فرماید:
ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت ‏به پدر و مادر فراموش نکند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2)
و انسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم. (وقَضی ربُّک الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید. و در جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد می‏کند:
آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان می‏کند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می‏کند فقط برای بیان وظیفه است،
(انِ اشکُر لی و لِوالدیکَ) (4) شکرگزار من و پدر و مادرت باش.
اما با همه این تجلیل‏های مشترک، وقتی می‏خواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند، از زحمت مادر سخن می‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که می‏فرماید:
(و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5)
زحمات سی ماهه مادر را می‏شمارد، که: دوران بارداری، زایمان، و دوران شیرخوارگی برای مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر می‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشاره‏ای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.
بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر و مادر را بیان می‏کند و قسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می‏کند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:
(وعلی المولودِ له رزقُهُنَّ و کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6)
خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.
ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می‏کند.

پی‏نوشت‏

1- اسراء، 23.
2- احقاف، 15.
3- اسراء، 23.
4- لقمان، 14.
5- احقاف، 15.
6- بقره، 233.

جوادی آملی ، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، ص 177


موضوعاتــ مرتبط: قرآن
[ بیست و یکم خرداد 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: لـــبــیـکـــ یـا حـسیــنــ گرعشقــ ومحبتــ توکفر استــ حسینــ/من کافر اولم خدامیداند :.

بوی پیراهنــ حسینــ ع

پیراهن تو بوی گل یاس می دهد
بوی علیُّ و مادر احساس می دهد

مانده هنوز خون تو بر آن به جا حسین
خونی که بوی روضه ی عبّاس می دهد

من تشنه ی وصال تو هستم نه جام آب
زرگر کجا به جای مس الماس می دهد؟!

الماس تکـِّه تکـِّه ی من خاک کربلا
نورت به هر حسینیِّه ای پاس می دهد

اجر کسی که گریه به تو کرده را خدا
با دست نیمه جان به دستاس می دهد

تنها دعای زینب تو لحظه ایست که
مهدی جواب ضربه ی آن داس می دهد
---------------------------
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها!
سپاس وحمد خداوند یکتارا که موقعیتی فراهم کرد تابتونم مطالبی هر چند کم در امر مداحی وامور مربوطه در این خانه کوچک به نمایش بگذارم!انشاءالله که مطالب این وبلاگ در امر قدم نهادن در راستای نوکری اهل بیت موثر واقع بشه وسهم کوچکی در نشر وذکات علم وشناخت خاندان عصمت وطهارت به ذاکرین اهل بیت علیهم السلام را داشته باشم.کلیه حق وحقوق این وبلاگ متعلق است به موسسه آموزشی علمدار وهدیه تمام استفاده مطلبی از این وبلاگ بدون ذکرمنبع و صلواتی جهت سلامتی آقا حجه ابن الحسن امام زمان(عج) بلا مانع است .جهت ارتباط با بنده حقیر میتونید از طریق پیامک با شماره
(10005112700853)
یا از طریق همین وبلاگ تماس داشته باشید.
التماس دعا خادم شما.
آرشیو موضوعاتــ
آمار زائرینــ