X
تبلیغات
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
 
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.بانک شعر مذهبی.بانک اشعار سبکی
عرض تبریک بمناسبت ولادت پاره جگر حضرت محمد ص خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها*جهت دسترسی راحت تر به مطالب بروز شده از آرشیو مطالب استفاده کنید
بوی پیراهن حسینـ ع


پیراهن تو بوی گل یاس می دهد
بوی علیُّ و مادر احساس می دهد

مانده هنوز خون تو بر آن به جا حسین
خونی که بوی روضه ی عبّاس می دهد

من تشنه ی وصال تو هستم نه جام آب
زرگر کجا به جای مس الماس می دهد؟!

الماس تکـِّه تکـِّه ی من خاک کربلا
نورت به هر حسینیِّه ای پاس می دهد

اجر کسی که گریه به تو کرده را خدا
با دست نیمه جان به دستاس می دهد

تنها دعای زینب تو لحظه ایست که
مهدی جواب ضربه ی آن داس می دهد
---------------------------
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها!

کلیه حق وحقوق این وبلاگ متعلق است به موسسه آموزشی علمدار وهدیه تمام استفاده مطلبی از این وبلاگ بدون ذکرمنبع و صلواتی جهت سلامتی آقا حجه ابن الحسن امام زمان(عج) بلا مانع است .جهت ارتباط با بنده حقیر میتونید از طریق پیامک با شماره
(10005112700853)
یا از طریق همین وبلاگ تماس داشته باشید.
التماس دعا خادم شما.
دستـ به دامان توام
مناسبت بعدی !
    ولادت حضرت فاطمه س
ویدئو منتخبـ
وصیتـ نامه شهداء
پیام نگار
بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

چهل حدیث نبوی

1- آیه المنافق ثلاث : اذا حدث کذب واذا وعد اخلف واذا اوتمن خان نشان منافق سه چیز است : 1 – سخن به دروغ بگوید . 2 – از وعده تخلف کند .3 – در امانت خیانت نماید .
صحیح مسلم ، کتاب الایمان ، ح 89
2- لا ینال شفاعتی من اخر الصلوه بعد وقتها کسی که نماز را از وقتش تاخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید
(بحارالانوار،ج،83ص20)
3- ابغض الحلال الی الله الطلاق . منفورترین چیزهای حلال در پیش خدا طلاق است .
سنن ابی داود ، کتاب الطلاق ، ح 1863
4- خَیرُ الاصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ. بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار
(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )
5- ابن آدم اذا اصبحت معافی فی بدنک آمنا فی سربک عندک قوت یومک فعلی الدنیاالعفاء . فرزند آدم وقتی تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یک روز خویش راداری ، جهانگر مباش .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740
6- ابن آدم عندک ما یکفیک وانت تطلب ما یطغیک لا بقلیل تقنع ولا بکثیر تشبع . فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع کند در دسترس خود داری و در پی آنچه تو را به طغیان وا می دارد روز میگذاری ، به اندک قناعت نمیکنی و از بسیار سیر نمی شوی .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740
7- مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ اَلبَتَّهَ هرکس آبروی مومنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
8- اتق دعوه المظلوم فإنما یسال الله حقه وان الله لن یضیع لذی حق حقه از نفرین مظلوم بپرهیز زیرا وی به دعا حق خویش را از خدا میخواهد و خدا حق رااز حق دار دریغ نمیدارد .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 507 ، ح 7650
9- اتقوا الحجر الحرام فی البنیان فانه اساس الخراب از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید که مایه ویرانی است .
کنز العمال ، ج 15 ، ص 405 ، ح 41575
10- اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
11- اتقوا فراسه المومن فإنه ینظر بنور الله از فراست مومن بترسید که چیزها را با نور خدا می نگرد .
سنن ترمذی ، کتاب تفسیر القرآن ، ح 3052
12- اتقوا الدنیا فوالذی نفسی بیده انها لاسحر من هاروت وماروت از دنیا بپرهیزید ، قسم به آن کس که جان من در کف اوست که دنیا ازهاروت و ماروت ساحرتر است .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 182 ، ح 6063
13- اتقوا دعوه المظلوم فإنها تصعد الی السماء کانها شراره از نفرین مظلوم بترسید که چون شعله آتش بر آسمان میرود .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 500 ، ح 7601
14- لکل شیئی زکاه و زکاه الابدان الصیام برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است.
(الکافی، ج 4، ص 62)
15- اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین . دو چیز را خداوند در این جهان کیفر می دهد : تجاوز(به حقوق دیگران)، و ناسپاسی به پدر و مادر.
کنز العمال ، ج 16 ، ص 462 ، ح 45458
16- اجراکم علی قسم الجد اجراکم علی النار . هر کس از شما در خوردن قسم جدی تر است به جهنم نزدیکتر است .
کنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، ح 30390
17- اجملوا فی طلب الدنیا فإن کلا میسر لما خلق له . در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد.
سنن ابن ماجه ، کتاب التجارات ، ح 2133
18- هو شهر اوله رحمه و اوسطه مغفره و اخره عتق من النار. رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم.
(بحار الانوار،ج93،ص342)
19- احب الاعمال الی الله الصلاه لوقتها ثم بر الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقتش است ، آنگاه نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .
کنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897
20- احب العباد الی الله الاتقیاء الاخفیاء محبوبترین بندگان در پیش خدا پرهیزگاران گمنامند.
کنز العمال ، ج 3 ، ص 153 ، ح 5929
21- انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَکا مَنْ کانَ قَبلکُمْ و هُما مُهْلِکاکُمْ. همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاکت رساند و همین دو نیز هلاک کننده شماست.
(جهاد النفس، ص 247)
22- احب الاعمال الی الله ادومها وان قل . محبوبترین کارها در پیش خدا کاریست که دوام آن بیشتر است ، اگر چه اندک باشد .
صحیح مسلم ، کتاب صلاه المسافرین و قصرها ، ح 1305
23- احب الاعمال الی الله من اطعم مسکینا من جوع او دفع عنه مغرما اوکشف عنه کربا بهترین کارها در پیش خدا آن است که بینوایی را سیر کنند ، یا قرض او رابپردازند یا زحمتی را از او دفع نمایند .
کنز العمال ، ج 6 ، ص 342 ، ح 15958
24- لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل . هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .
(اصول کافی،ج1،ص30)
25- احب الاعمال الی الله حفظ اللسان بهترین کارها در پیش خدا نگهداری زبان است .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 551 ، ح 7851
26- احب الجهاد الی الله عز وجل کلمه حق تقال لامام جائر بهترین جهادها در پیش خدا سخن حقی است که به پیشوای ستمکار گویند.
مسند احمد ، باقی مسند الانصار ، ح 21137
27- احب الطعام الی الله ما کثرت علیه الایادی بهترین غذاها در پیش خدا آن است که گروهی بسیار بر آن بنشیند .
کنز العمال ، ج 15 ، ص 233 ، ح 40716
28- احب اللهو الی الله تعالی إجراء الخیل والرمی . بهترین بازیها در پیش خدا اسب دوانی و تیراندازی است .
کنز العمال ، ج 4 ، ص 344 ، ح 10812
29- طلب العلم فریضه علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاه العلم طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.
(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)
30- احب الله تعالی عبدا سمحا اذا باع وسمحا اذا اشتری وسمحا اذا قضی وسمحا اذااقتضی . خداوند بندهای را که به هنگام خرید و هنگام فروش و هنگام دریافت سهلانگار است دوست دارد .
نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 85
31- احب عباد الله الی الله انفعهم لعباده . از جمله بندگان آن کس پیش خدا محبوبتر است که برای بندگان سودمندتر است.
نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 86
32- احثوا التراب فی وجوه المداحین . بر چهره ستایشگران، خاک بیفشانید .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 574 ، ح 7960
33- احزم الناس اکظمهم للغیظ آنکه در فرو بردن خشم از دیگران بیشتر است، از همه کس دور اندیشتر است .
نهج الفصاحه ، ص 17 ، ح 95
34- اختبروا الناس باخدانهم ، فإن الرجل یخادن من یعجبه مردم را از معاشرانشان بشناسید ، زیرا کند هم جنس با هم جنس پرواز .
نهج الفصاحه ، ص 19 ، ح 106
35- اخوف ما اخاف علی امتی الهوی وطول الامل . بر امت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوی دراز بیم دارم .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7553
36- ادعوا الله وانتم موقنون بالاجابه واعلموا ان الله لا یستجیب دعاء من قلبغافل لاه . خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعارا از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد .
کنز العمال ، ج 2 ، ص 72 ، ح 3176
37- ادنی اهل النار عذابا ینتعل بنعلین من نار یغلی دماغه من حراره نعلیه . از مردم جهنم آنکه عذابش از همه آسانتر است دو کفش آتشین بپا دارد که مغزوی از حرارت کفشهایش به جوش میآید .
کنز العمال ، ج 14 ، ص 527 ، ح 39507
38- ادنی جبذات الموت بمنزله مائه ضربه بالسیف . آسانترین کشش های مرگ مانند صد ضربت شمشیر است .
کنز العمال ، ج 15 ، ص 569 ، ح 42208
39- اذا ابتلی احدکم بالقضاء بین المسلین فلا یقض وهو غضبان ولیسو بینهم فی النظروالمجلس والاشاره اگر یکی از شما به کار قضاوت میان مسلمانان دچار شود باید به هنگام غضب ازقضاوت خودداری کند و میان ارباب دعوا در نگاه و نشیمنگاه و اشاره تفاوتی نگذارد .
کنز العمال ، ج 6 ، ص 102 ، ح 15034
40- اذا احب الله عبدا حماه الدنیا کما یظل احدکم یحمی سقیمه الماء . وقتی خداوند بنده ای را دوست دارد، دنیا را از او منع می کند چنانکه شما مریض خویش را از نوشیدن آب منع می کنید.
کنز العمال ، ج 6 ، ص 471 ، ح
 
چهل حديث منتخب گهربار


قال الامام عليّ بن موسى الرّضا صلوات اللّه و سلامه عليه :


1 مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، کانَ کَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.(66)
ترجمه :
فرمود: هر مؤ منى که قبر امام حسين عليه السلام را کنار شطّ فرات در کربلاء زيارت کند همانند کسى است که خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت کرده باشد.


2 کَتَبَ عليه السلام : اءبْلِغْ شيعَتى : إ نَّ زِيارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اءلْفَ حَجَّةٍ، فَقُلْتُ لاِ بى جَعْفَرٍ عليه السلام : اءلْفُ حَجَّةٍ؟!
قالَ: إ ى وَاللّهُ، وَ اءلْفُ اءلْفِ حَجَّةٍ، لِمَنْ زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ.(67)
ترجمه :
به يکى از دوستانش نوشت : به ديگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زيارت قبر من معادل است با يک هزار حجّ.
راوى گويد: به امام جواد عليه السلام عرض کردم : هزار حجّ براى ثواب زيارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى ، هر که پدرم را با معرفت در حقّش زيارت نمايد، هزار هزار يعنى يک ميليون حجّ ثواب زيارتش مى باشد.


3 قالَ عليه السلام : اءوَّلُ ما يُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ، الصَّلاةُ، فَإ نْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إ نْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.(68)
ترجمه :
فرمود: اوّلين عملى که از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گيرد نماز است ، چنانچه صحيح و مقبول واقع شود، بقيه اعمال و عبادات نيز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.


4 قالَ عليه السلام : لِلصَّلاةِ اءرْبَعَةُ آلاف بابٍ.(69)
ترجمه :
فرمود: نماز داراى چهار هزار جزء و شرط مى باشد.


5 قالَ عليه السلام : الصَّلاةُ قُرْبانُ کُلِّ تَقيٍّ.(70)
ترجمه :
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهيزکارى را - به خداوند متعال - نزديک کننده است .


6 قالَ عليه السلام : يُؤْخَذُالْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَهُوَابْنُ سَبْعِ سِنينَ.(71)
ترجمه :
فرمود: پسران بايد در سنين هفت سالگى به نماز وادار شوند.


7 قالَ عليه السلام : فَرَضَاللّهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ اءنْ تَبْدَءَالْمَرْئَةُ بِباطِنِ ذِراعِها وَالرَّجُلُ بِظاهِرِالذِّراعِ.(72)
ترجمه :
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است که از جلوى آرنج دست ، آب بريزند و مردان از پشت آرنج . (اين عمل از نظر فتواى مراجع تقليد مستحبّ مى باشد).


8 قالَ عليه السلام : رَحِمَاللّهُ عَبْدا اءحْيى اءمْرَنا، قيلَ: کَيْفَ يُحْيى اءمْرَکُمْ؟ قالَ عليه السلام : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ.(73)
ترجمه :
فرمود: رحمت خدا بر کسى باد که اءمر ما را زنده نمايد، سؤ ال شد: چگونه ؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.


9 قالَ عليه السلام : لَتَاءمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ، اَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْکُمْ شِرارُکُمْ، فَيَدْعُو خِيارُکُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.(74)
ترجمه :
فرمود: بايد هر يک از شماها امر به معروف و نهى از منکر نمائيد، وگرنه شرورترين افراد بر شما تسلّط يافته و آنچه که خوبانِ شما، دعا و نفرين کنند مستجاب نخواهد شد.


10 قالَ عليه السلام : مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى مايُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْيَکْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.(75)
ترجمه :
فرمود: کسى که توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد، که همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد.


11 قالَ عليه السلام : الصَّلوةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبيحَ وَالتَّهْليلَ وَالتَّکْبيرَ.(76)
ترجمه :
فرمود: فرستادن صلوات و تحيّت بر حضرت محمّد و اهل بيت آن حضرت عليهم السلام در پيشگاه خداوند متعال ، پاداش گفتن ((سبحان اللّه ، لا إ له إ لاّاللّه ، اللّه اکبر)) را دارد.


12 قالَ عليه السلام : لَوْخَلَتِ الاْ رْض طَرْفَةَ عَيْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَساخَتْ بِاءهْلِها.(77)
ترجمه :
فرمود: چنانچه زمين لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.


13 قالَ عليه السلام : عَلَيْکُمْ بِسِلاحِ الاْ نْبياءِ، فَقيلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْ نْبِياءِ؟ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه ! فَقالَ عليه السلام : الدُّعاءُ.(78)
ترجمه :
فرمود: بر شما باد به کارگيرى سلاح پيامبران ، به حضرت گفته شد: سلاح پيغمبران عليهم السلام چيست ؟
در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال ؛ و دعا کردن و از او کمک خواستن مى باشد.


14 قالَ عليه السلام : صاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَيالِهِ.(79)
ترجمه :
فرمود: هر که به هر مقدارى که در توانش مى باشد، بايد براى اهل منزل خود انفاق و خرج کند.


15 قالَ عليه السلام : المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهيرٌ وَ رَحْمَةٌ وَلِلْکافِرِ تَعْذيبٌ وَ لَعْنَةٌ، وَ إ نَّ الْمَرَضَ لايَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لايَکُونَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ.(80)
ترجمه :
فرمود: مريضى ، براى مؤ من سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى کافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مريضى ، هميشه همراه مؤ من است تا آن که از گناهانش چيزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.


16 قالَ عليه السلام : إ ذَا اکْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا يَدَعْ اءنْ يَاءکُلَ بِاللَّيْلِ شَيْئا، فَإ نَّهُ اءهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ اءطْيَبُ لِلنَّکْهَةِ.(81)
ترجمه :
فرمود: وقتى که مرد به مرحله پيرى و کهولت سنّ برسد، حتما هنگام شب قبل از خوابيدن مقدارى غذا تناول کند که براى آسودگى خواب مفيد است ، همچنين براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.


17 قالَ عليه السلام : إ نَّما يُرادُ مِنَ الاْ مامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إ ذا قالَ صَدَقَ، وَ إ ذا حَکَمَ عَدَلَ، وَ إ ذا وَعَدَ اءنْجَزَ.(82)
ترجمه :
فرمود: همانا از امام و راهنماى جامعه ، مساوات و عدالت خواسته شده است که در سخنان صادق ، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هايش وفا نمايد.


18 قالَ عليه السلام : لايُجْمَعُ الْمالُ إ لاّ بِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَديدٍ، وَ اءمَلٍ طَويلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ، وَ قَطيعَةِ الرَّحِمِ، وَ إ يثارِ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ.(83)
ترجمه :
فرمود: ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با يکى از پنج خصلت :
بخيل بودن ، آرزوى طول و دراز داشتن ، حريص بر دنيا بودن ، قطع صله رحم کردن ، آخرت را فداى دنيا کردن .


19 قالَ عليه السلام : لَوْ اءنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ اءبْدانُهُمْ.(84)
ترجمه :
فرمود: چنانچه مردم خوراک خويش را کم کنند و پرخورى ننمايند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود.


20 قالَ عليه السلام : مَنْ خَرَجَ فى حاجَةٍ وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ يَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ.(85)
ترجمه :
فرمود: هرکس هنگام خروج از منزل براى حوايج زندگى خود، صورت خويش را با گلاب خوشبو و معطّر نمايد، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد.


21 قالَ عليه السلام : إ نَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ اءلْفِ داءٍ، ما مِنْ داءٍ فى جَوْفِ الاْ نْسانِ إ لاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ.(86)
ترجمه :
فرمود: گياه کاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است ، کاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ريشه کن مى نمايد.
22 قالَ عليه السلام : السَّخيُّ يَاءکُلُ طَعامَ النّاسِ لِيَاءکُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخيلُ لايَاءکُلُ طَعامَ النّاسِ لِکَيْلايَاءکُلُوا مِنْ طَعامِهِ.(87)
ترجمه :
فرمود: افراد سخاوتمند از خوراک ديگران استفاده مى کنند تا ديگران هم از امکانات ايشان بهره گيرند و استفاده کنند؛ وليکن افراد بخيل از غذاى ديگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ايشان نخورند.
23 قالَ عليه السلام : شيعَتُناالمُسَّلِمُونَ لاِ مْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِ عْدائِنا، فَمَنْ لَمْ يَکُنْ کَذلِکَ فَلَيْسَ مِنّا.(88)
ترجمه :
فرمود: شيعيان ما کسانى هستند که تسليم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنين نباشد از ما نيست .
24 قالَ عليه السلام مَنْ تَذَکَّرَ مُصابَنا، فَبَکى وَ اءبْکى لَمْ تَبْکِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْکِى الْعُيُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِسا يُحْيى فيهِ اءمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.(89)
ترجمه :
فرمود: هر که مصائب ما اهل بيت عصمت و طهارت را يادآور شود و گريه کند يا ديگرى را بگرياند، روزى که همه گريان باشند او نخواهد گريست ، و هر که در مجلسى بنشيند که علوم و فضائل ما گفته شود هميشه زنده دل خواهد بود.
25 قالَ عليه السلام : الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعينَ حَسَنَةٍ، وَالْمُذيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.(90)
ترجمه :
فرمود: انجام دادن حسنه و کار نيک به صورت مخفى ، معادل هفتاد حسنه است ؛ و آشکار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشکار نکردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.
26 اءنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ عليه السلام : التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّةِ، وَ مُداهَنَةُ الاْ عْداءِ، وَ مُداراةُ الاْ صْدِقاءِ.(91)
از امام رضا عليه السلام سؤ ال شد که عقل و هوشيارى چگونه است ؟
ترجمه :
حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشکلات و ناملايمات ، زيرک بودن و حرکات دشمن را زير نظر داشتن ، مدارا کردن با دوستان مى باشد - که اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -.
27 قالَ عليه السلام : مابَعَثَ اللّهُ نَبيّا إ لاّ بِتَحْريمِ الْخَمْرِ، وَ اءنْ يُقِرَّ بِاءنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مايَشاءُ.(92)
ترجمه :
فرمود: خداوند هيچ پيغمبرى را نفرستاده مگر آن که در شريعت او شراب و مُسکرات حرام بوده است ، همچنين هر يک از پيامبران معتقد بودند که خداوند هر آنچه را اراده کند انجام مى دهد.
28 قالَ عليه السلام : لاتَتْرُکُوا الطّيبَ فى کُلِّ يَوْمٍ، فَإ نْ لَمْ تَقْدِرُوا فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ، فَإ نْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى کُلِّ جُمْعَةٍ.(93)
ترجمه :
فرمود: سعى نمائيد هر روز، از عطر استفاده نمائيد و اگر نتوانستيد يک روز در ميان ، و اگر نتوانستيد پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانيد (با رعايت شرائط زمان و مکان ).
29 قالَ عليه السلام : إ ذا کَذِبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إ ذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةِ، وَ إ ذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ الْمَواشى .(94)
ترجمه :
فرمود: هرگاه واليان و مسئولان حکومت دروغ گويند باران نمى بارد، و اگر رئيس حکومت ، ظلم و ستم نمايد پايه هاى حکومتش سست و ضعيف مى گردد؛ و چنانچه مردم زکات و خمس مالشان را نپردازند چهارپايان مى ميرند.
30 قالَ عليه السلام : الْمَلائِکَةُ تُقَسِّمُ اءرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إ لى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فيما بَيْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.(95)
ترجمه :
فرمود: ما بين طلوع سپيده صبح تا طلوع خورشيد ملائکه الهى ارزاق انسان ها را سهميه بندى مى نمايند، هرکس در اين زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.
31 قالَ عليه السلام : مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.(96)
ترجمه :
فرمود: هرکس مشکلى از مؤ منى را بر طرف نمايد و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قيامت خوشحال و راضى مى گرداند.
32 قالَ عليه السلام : إ نّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إ ذا رَاءيْناهُ بِحَقيقَةِ الا يمانِ وَ بِحَقيقَةِ النِّفاقِ.(97)
ترجمه :
فرمود: همانا ما اهل بيت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگريم ، ايمان و اعتقاد او را مى شناسيم که اعتقادات درونى و افکار او چگونه است .
إ لاّ اءنْ يَکُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: سُنَّةٌ مِنَاللّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبيِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَليّهِ، اءمَّاالسَّنَّةُ مِنَ اللّهِ فَکِتْمانُ السِّرِّ، اءمَّاالسُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ مُداراةُالنّاسِ، اَمَّاالسُّنَّةُ مِنْ وَليِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَةِ.(98)
ترجمه :
فرمود: مؤ من ، حقيقت ايمان را درک نمى کند مگر آن که 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، که کتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله که مدارا کردن با مردم باشد، خصلتى از وليّ خدا که صبر و شکيبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.
34 قالَ عليه السلام : إ نَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ اءبْوابِ الْحِکْمَةِ، يَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إ نَّهُ دَليلٌ عَلى کُلِّ خَيْرٍ.(99)
ترجمه :
فرمود: همانا سکوت و خاموشى راهى از راه هاى حکمت است ، سکوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سکوت راهنمائى براى کسب خيرات مى باشد.
35 قالَ عليه السلام : مِنَ السُّنَّةِالتَّزْويجُ بِاللَّيْلِ، لاِ نَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَکَنا، وَالنِّساءُ إ نَّماهُنَّ سَکَنٌ.(100)
ترجمه :
فرمود: بهترين وقت براى تزويج و زناشوئى شب است که خداوند متعال شب را وسيله آرامش و سکون قرار داده ، همچنين زنان آرام بخش و تسکين دهنده مى باشند.
36 قالَ عليه السلام :ما مِنْ عَبْدٍ زارَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ، فَقَرَأ عَلَيْهِ ((إ نّا أ نْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ)) سَبْعَ مَرّاتٍ، إ لاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.(101)
ترجمه :
فرمود: هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤ منى جهت زيارت حضور يابد و هفت مرتبه سوره مبارکه إ نّا أ نزلناه را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.
37 قالَ عليه السلام : الاْ خُ الاْ کْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاْ بِ.(102)
ترجمه :
فرمود: برادر بزرگ جانشين و جايگزين پدر خواهد بود.
38 قالَ عليه السلام : انَّما تَغْضَبُ للّهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلاتَغْضَبْ لَهُ بِاءکْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.(103)
ترجمه :
فرمود: چنانچه در موردى خواستى غضب کنى و براى خدا برخورد نمائى ، پس متوجّه باش که غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضايت و خوشنودى خداوند، اِعمال کن .
: خَيْرُ الاْ عْمالِ الْحَرْثُ، تَزْرَعُهُ فَيَاءکُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، اءمَّا الْبِرُّ فَما اءکَلَ مِنْ شَيْى ءٍ إ سْتَغْفَرَ لَکَ، وَ اءمَّاالْفاجِرُ فَما اءکَلَ مِنْهُ مِنْ شَيْى ءٍ لَعَنَهُ، وَ يَاءکُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَالطَّيْرُ.(104)
ترجمه :
فرمود: بهترين کارها، شغل کشاورزى است ، چون که در نتيجه کشت و تلاش ، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى کنند.
امّا استفاده خوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ايشان خواهد شد، همچنين تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتيجه کشت بهره مند خواهند شد.
40 قالَ عليه السلام : مَنْ تَرَکَ السَّعْيَ فى حَوائِجِهِ يَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللّهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْيا وَ الاَّْخِرَةِ، وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَيْنُهُ.(105)
ترجمه :
فرمود: هرکس روز عاشوراى امام حسين عليه السلام ، دنبال کسب و کار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنيا و آخرت او را برآورده مى نمايد؛ و در بهشت چشمش به ديدار ما - اهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام - روشن مى گردد.

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 
چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

1- نصیحت از سر اخلاص «أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِيَ لِلَّتى هِيَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِکَثْرَةِ الذِّکْرِ.» هان اى مردم! کسى که براى خدا نصیحت کند و کلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیکویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بيیاور است و با ذکر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.  


 

2- شناخت هدایت «وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّکُوا بِمیثاقِ الْکِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّکَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ کَیفَ یهْوى مَنْ یهْوي.» به یقین بدانید که شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن که صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّک پیدا نميکنید تا کسانى را که دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان که شایسته تلاوت است تلاوت نميکنید تا آنها را که تحریفش کردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید که آن که اهل هوى است چگونه سقوط خواهد کرد.


3- فاصله میان حقّ و باطل «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.» بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوي.


4- آزادى و اختیار انسان «مَنْ أَحالَ الْمَعاصِيَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَکْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَکَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِکُ لِما مَلَّکَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.» هر که گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابکار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملکت وجود رها نکرده، بلکه او مالک هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا کرده است ميباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند.


5- زهد و حلم و درستى « قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ کَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْکُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْکَرِ بِالْمَعْرُوفِ.» از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) پرسیده شد که زهد چیست؟فرمود: رغبت به تقوا و بيرغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبي.


6- تقوا «أَلتَّقْوى بابُ کُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَة وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.» تقوا و پرهیزکارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حکمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر که از با تقوایان کامیاب گشته به وسیله تقوا کامیاب شده است.


7- خلیفه به حقّ «إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقي.» خلافت فقط از آنِ کسى است که به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل کند، و به جان خودم سوگند که ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.


8- حقیقت کرم و دنائت «قیلَ لَهُ(علیه السلام): مَا الْکَرَمُ؟قالَ: أَلاِْبْتِداءُ بِالْعَطِیةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعامُ الطَّعامِ فِى الَْمحَلِّ. قیلَ فَمَا الدَّنیئَةُ؟ قالَ: أَلنَّظَرُ فِى الْیسیرِ وَ مَنْعُ الْحَقیرِ.» از امام مجتبى سؤال شد: کرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطي. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: کوچک بینى و دریغ از اندک.


9- مشورت مایه رشد و هدایت «ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.» هیچ قومى با همدیگر مشورت نکنند، مگر آن که به رشد و کمالشان هدایت شوند.


10- لئامت و پستى «أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَةَ.» پستى آن است که شکر نعمت را نکني.


11- بدتر از ننگ و زبونى «أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ.» ننگ و زبونى بهتر از دوزخ رفتن است.


12- رفیق شناسى «قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَيَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.» امام حسن(علیه السلام) به یکى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مکن تا بدانى کجاها ميرود و کجاها ميآید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.


13- کار با توکّل «لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّکِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّکالَ المُسْتَسْلَمِ.» چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکّل به خداوند، کار کن].


14- خویشاوند و بیگانه واقعى «أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.» خـویشاونـد کسـى است کـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیک کرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه کسـى است کـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیک باشد.


15- اعتماد به مقدَّرات الهى «مَنِ اتَّکَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.» هر که به نیک گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نميکند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.


16- آثار رفت و آمد در مسجد «مَنْ أَدامَ الاِْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْکَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ کَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْکَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً.» هر که پیوسته به مسجد رود به یکى از این هشت فایده ميرسد:1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)،2ـ دوستى قابل استفاده،3ـ دانشى تازه،4ـ رحمتى مورد انتظار،5ـ سخنى که به راه راستش کشد،6ـ یا سخنى که او را از پستى برهاند،7ـ و ترک گناهان به خاطر شرم از خدا،8ـ یا ترک گناهان به خاطر خوف از خدا.


17- بهترین چشم و گوش و دل «إِنَّ أَبْصَرَ الأَبـْصارِ ما نَفَذَ فِى الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الاَْسـْماعِ ما وَعَى التَّذْکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ.» همانا بیناترین دیده ها آن است که در طریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوشها آن است که پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است که از شبهه ها پاک باشد.


18- تزکیه در پرتو عبادت «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکيّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.» به راستى هر که عبادت را به خاطر عبادت طلب کند خود را تزکیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترک کنید.


19- عاقل خیرخواه «لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.» عاقل و خردمند به کسى که از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نکند.


20- ارزش دادن به آثار عبادت «إِذا لَقِيَ أَحَدُکُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.» هر گاه یکى از شما برادر خود را ملاقات کند، باید که محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد.


21- امید و پشتکار «وَ اعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَأَنـَّکَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنـَّکَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.» براى دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگى ميکنى، و براى آخرتت به گونه اى کارکن که گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شکوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآي.


22- نشانه هاى مکارم اخلاق «مَکارِمُ الاَْخْلاقِ عَشَرَةٌ: صِدْقُ اللِّسانِ وَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ إِعْطاءُ السّائِلِ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ الْمُکافاتُ بِالصَّنائِعِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ التَّذَمُّمُ عَلَى الْجارِ، وَ مَعْرِفَةُ الْحَقِّ لِلصّاحِبِ وَ قِرْيُ الضَّیفِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاءُ.» مکارمو فضائل اخلاق ده چیز است:1 ـ راستگویى، 2 ـ راستگویى در وقت سختى و گرفتارى، 3 ـ بخشش به سائل، 4 ـ خوش خُلقى، 5 ـ پاداش در مقابل کارها و ابتکارات، 6 ـ پیوند با خویشان، 7 ـ حمایت از همسایه، 8 ـ حق شناسى درباره دوست و رفیق، 9 ـ میهمان نوازى، 10 ـ و در رأس همه اینها شرم و حیاست.


23- پرهیز از تملّق و بدگویى «قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاکَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْکَ أَوْتُکَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْيَ لِمَکْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.» امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش کنى، زیرا من خود را بهتر ميشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا کسى را نزد من بدگویى نمایي.


24- عوامل هلاکت آدمى هَلاکُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْکِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ. أَلْکِبْرُ بِهِ هَلاکُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ. أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ. هلاکت و نابودى مردم در سه چیز است:کبر، حرص، حسد. تکبّر که به سبب آن دین از بین ميرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت. حرص که دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد. حسد که سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت.


25- تقوا و تفکّر «أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَکُّرِ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ أَبُو کُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.» شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفکّر و اندیشه سفارش ميکنم، زیرا که تفکّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.


26- شستشوى دستها قبل و بعد از غذ «غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.» شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین ميبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را ميزداید.


27- دنیا، سراى عمل «أَلنّاسُ فی دارِ سَهْو وَغَفْلَة یعْمَلُونَ وَ لا یعْلَمُون فَإِذا صارُوا إِلى دارِ الاْخِرَةِ صارُوا إِلى دارِ یقین یعْلَمُونَ وَ لا یعْمَلُونَ.» مردم در این دنیا در سراى بيخبرى و غفلت به سر ميبرند، کار ميکنند و نميدانند. وقتى که به سراى آخرت رفتند، به خانه یقین ميرسند، آن گاه است که ميدانند، ولى دیگر کار نميکنند.


28- همراهى با مردم «صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوکَ.» چنان با مردم مصاحبت داشته باش که خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت کنند.


29- عقاب و ثواب مضاعف «وَ اللّهِ إِنّى لاََخافُ أَنْ یضاعَفَ لِلْعاصى مِنَّا الْعَذابُ ضِعْفَینِ وَ أَرْجُوا أَنْ یؤْتِيَ الُْمحْسِنَ مِنّا أَجْرَهُ مَرَّتَینِ.» به خدا قسم من ترس از آن دارم که عذاب گناهکاران از ما اهل بیت دو چندان گردد، و امید آن را دارم که نیکوکار از ما اهل بیت نیز پاداشش دو برابر باشد.


30- نقش عقل، همّت و دین «لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.» کسى که عقل ندارد، ادب ندارد و کسى که همّت ندارد، جوانمردى ندارد و کسى که دین ندارد، حیا ندارد.


31- تعلیم و تعلّم «عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَکَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِکَ.» مردم را با دانشت، دانش بیاموز و خود نیز دانش دیگران را فراگیر.


32- روى آوردن به چه کسى؟ «لا تَأْتِ رَجُلاً إِلاّ أَنْ تَرْجُوَ نَوالَهُ أَوْ تَخافَ بَأْسَهُ أَوْ تَسْتَفیدَ مِنْ عِلْمِهِ أَوْ تَرْجُوَ بَرَکَتَهُ وَ دُعائَهُ أَوْ تَصِلَ رَحِمًا بَینَکَ وَ بَینَهُ.» نزد کسى مرو، مگر آن که به بخشش او امیدوار، یا از قدرتش بیمناک، یا از دانشش بهره مند، یا به برکت و دعایش امیدوار باشى، یا آن که بین تو و او پیوند خویشاوندياى باشد.


33- عقل و جهل «لا غِنى أَکْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.» هیچ بينیازياى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سختتر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست.


34- على(علیه السلام)، دروازه ایمان «إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ کانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ کانَ کافِرًا.» على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر که داخل آن شد مؤمن و هر که خارج از آن شد کافر است.


35- حقّ اهل بیت «وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالْحَقِّ لا ینْتَقِصُ أَحَدٌ مِنْ حَقِّنا إِلاّ نَقَصَهُ اللّهُ مِنْ عَمَلِهِ.» قسم به خدایى که محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را به حقّ برانگیخت، هیچ کس از حقّ ما اهل بیت چیزى را کم نکند، مگر آن که خداوند از عملش چیزى را کم گرداند.


36- اوّل سلام، آن گاه کلام «مَنْ بَدَأَ بِالْکَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ.» کسى که پیش از سلام کردن، آغاز به سخن گفتن نماید، جوابش را ندهید!


37- نیکى و پرسش؟ «أَلشُّرُوعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الاِْعْطاءُ قَبْلَ السُّؤالِ مِنْ أَکْبَرِ السُّؤْدَدِ.» آغاز نمودن به نیکى و بذل و بخشش، پیش از درخواست نمودن، از بزرگترین شرافتها و بزرگيهاست.


38- فراگیرى و کتابت دانش «تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاکْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیوتِکُمْ.» دانش را فرا گیرید و اگر توانِ حفظ کردنش را ندارید آن را بنویسید و در خانههایتان بگذارید.


39- دعاى مستجاب «أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.» کسى که در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نکند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.


40- عبادت و پرستش «مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ کُلَّ شَيْء.» کسى که خدا را اطاعت و عبادت کند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
چهل حدیث مهدوی

إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح / بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.

2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتي.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.

3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواةِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَةً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6])
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَويٌّ.([7])
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و کسى غیر از ما آن را ادّعا نمى کند مگر آن که گمراه باشد.

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8])
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقي.([9])
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10])
فرمود: من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

11- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ کَما کانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ.([11])
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید.

12- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُکُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.([12])
فرمود: اموال - خمس و زکوت - شما را جهت تطهیر و تزکیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر که مایل بود بپردازد، و هر که مایل نبود نپردازد.

13- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْيءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ.([13])
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.

14- قالَ (علیه السلام) : مَنْ کانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.([14])
فرمود: هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.

15- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.([15])
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است.

16- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.([16])
فرمود: و امّا کسانى که معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نکرده، کفر و تکذیب و گمراهى است.

17- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَةَ، فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.([17])
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.

18- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ کَفّارات.([18])
فرمود: کسى که روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا کار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع کفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسکین، آزادى یک بنده) بر او واجب مى شود.

19- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أیّام.([19])
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض کردم: بلي.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.

20- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ.([20])
فرمود: ملعون و مغضوب است کسى که نام اصلى مرا در جائى بیان کند.
و نیز فرمود: هر که نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

21- قالَ (علیه السلام): یَعْمَلُ کُلُّ امْرِيء مِنْکُمْ ما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْیَتَجَنَّب ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً یَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَة.([21])
فرمود: هر یک از شما باید عملى را انجام دهد که سبب نزدیکى به ما و جذب محبّت ما گردد; و باید دورى کند از کردارى که ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناک مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه کند که دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.

22- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعینَ صَباحاً.([22])
فرمود: زمین تا چهل روز از ادرار کسى که ختنه نشده است ناله مى کند.

23- قالَ (علیه السلام) : سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.([23])
فرمود: سجده شکر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است.

24- قالَ (علیه السلام) : إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.([24])
فرمود: به درستى که من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم، همان طورى که ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.

25- قالَ (علیه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.([25])
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم.

26- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.([26])
فرمود: خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر که از ما روى گرداند باکى نداریم.

27- قالَ (علیه السلام) : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْيء مِثُلِ الصَّلاةِ.([27])
فرمود: هیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاک ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى کند.

28- قالَ (علیه السلام) : لا یَحِلُّ لاِحَد أنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إذْنِهِ.([28])
فرمود: براى هیچکس جائز نیست که در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالک آن.

29- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.([29])
فرمود: فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.

30- قالَ (علیه السلام) : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ.([30])
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طیّار) بهترین و با فضیلت ترین اوقات پیش از ظهر روز جمعه خواهد بود.

31- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.([31])
فرمود: ملعون و نفرین شده است آن کسى که نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد تا موقعى که ستارگان ناپدید شوند.

32- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.([32])
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودکفا گردانده است.

33- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح.([33])
فرمود: بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

34- قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.([34])
فرمود: آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار; و یا به طور مخفى و پنهان.

35- قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.([35])
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشکار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشکلات برطرف خواهد شد.

36- قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.([36])
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.

37- قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.([37])
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.

38- قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَ.([38])
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است.

39- قالَ (علیه السلام) : أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ.([39])
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.

40- دَفَعَ إلَیَّ دَفْتَراً فیهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَیْهِ، فَقالَ علیه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.([40])
یکى از مؤمنین به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گوید: زیر ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم که حضرت وليّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را دیدم، دفترى را به من عنایت نمود که در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود. سپس فرمود: به وسیله این نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا کن و بر من درود و تحیّت بفرست.

پی نوشت ها :
[1]- تفسیر عیّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58.
[2] - دعوات راوندى: ص 207، ح 563.
[3] - بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
[4]- بحارالأنوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9.
[5]- بحارالأنوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4.
[6]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9.
[7]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19.
[8]- بحارالأنوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21.
[9]- الدّرّة الباهرة: ص 47، س 17، بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18.
[10]- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.
[11]- إکمال الدّین: ج 2، ص 510، بحارالأنوار: ج 53، ص 191.
[12]- إکمال الدّین: ج 2، ص 484، بحارالأنوار: ج 53، ص 180.
[13]- احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.
[14] - مستدرک الوسائل: ج 2، ص 517، ح 2606.
[15]- مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795.
[16]- غیبة طوسى: ص 177، وسائل الشّیعة: ج 28، ص 351، ح 39.
[17]- بحارالأنوار: ج 53، ص 165، س 8، ضمن ح 4.
[18]- من لایحضره الفقیه: ج 2، ص 74، ح 317، وسائل الشّیعة: ج 10، ص 55، ح 12816.
[19]- إکمال الدّین: ص 430، ح 5، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 89، ح 15717.
[20]- وسائل الشّیعة: ج 16، ص 242، ح 12، بحارالأنوار: ج 53، ص 184، ح 13 و 14.
[21]- بحارالأنوار: ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج.
[22]- وسائل الشّیعة: ج 21، ص 442، ح 27534.
[23]- وسائل الشّیعة: ج 6، ص 490، ح 3، بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[24]- الدّرّة الباهرة: ص 48، س 3.
[25]- بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غیبة نعماني.
[26]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، إکمال الدّین: ج 2، ص 511.
[27]- بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11.
[28]- بحارالأنوار: ج 53، ص 183، ضمن ح 11.
[29]- بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[30]- بحارالأنوار: ج 56، ص 168، ضمن ح 4.
[31]- بحارالأنوار: ج 55، ص 16ؤ ضمن ح 13، و ص 86، ص 60، ح 20.
[32]- بحارالأنوار: ج 52، ص 38، ضمن ح 28.
[33]- بحارالأنوار: ج 50، ص 227، ح 1، به نقل از احتجاج.
[34]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، س 5، ضمن ح 19.
[35] - بحارالأنوار: ج 53، ص 196، س 12، ضمن ح 21.
[36]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 21، ضمن ح 10.
[37]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
[38]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10.
[39]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10.
[40]- إکمال الدّین شیخ صدوق: ص 443، ح 17، بحارالأنوار: ج 52، ص 31، ضمن ح 27.

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
چهل حديث قدسى
 

1- قال الله عزّوجلّ:
به‌راستى در‌مى‌گذرم از مردمان مسلمانى که ولايت امام عادلى را که از جانب خداوند است پذيرفته‌اند.(کافي1/376)
2- قال الله عزّوجلّ:
تندى نکن با کسى که تو را بر او مسلط کردند تا با تو تندى نکنم.(کافي2/303)
3- قال الله عزّوجلّ:
در نهان و نيز هنگام شادمانى به ياد من باش تا در غفلت‌ها به يادت باشم.(امالى صدوق/254)
4- قال الله عزّوجلّ:
اى آدم! آن‌چه بين من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)
5- قال الله عزّوجلّ:
اى آدم! هرکدام از فرزندان تو قصد انجام کار نيکى کند، اگر انجام ندهد يک کار نيک و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(کافي2/440)
6- قال الله عزّوجلّ:
اى موسى! آرزوهاى بسيارى براى دنيا نداشته باش، زيرا دلت را سخت مى‌کند و کسى که دلش سخت باشد از من دور مى‌شود.(کافي8/42)
7- قال الله عزّوجلّ:
اى موسى! نزد من از بسيارى گناه فرياد برآور، همانند گناه‌کارى که از دشمنش مى‌گريزد.(کافي8/42)
8- قال الله عزّوجلّ:
اى موسى! مرا در هيچ حالتى فراموش نکن و از بسيارى مال سرمست نشو.(کافي8/45)
9- قال الله عزّوجلّ:
اى موسى! توبه را زود انجام بده و گناه را براى بعد بگذار.(کافي8/46)
10- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که در برابر من به نماز مى‌ايستى، شتاب نکن.(‌کافي8/46)
11- قال الله عزّوجلّ:
اى موسى! هر‌که از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد، بگو خوش آمدى و آسوده شدى، چه جايگاه بزرگى است پيشگاه خداوند جهان. و بر ايشان آمرزش بخواه و بر ايشان مانند يکى از خودشان باش.(کافي8/48)
12- قال الله عزّوجلّ:
نيکى ده برابر پاداش دارد و يک گناه نابود‌کننده است.(‌کافي8/49)
13- قال الله عزّوجلّ:
اى فرزند آدم! خودت را محو بندگى من کن تا دلت را پر از بى‌نيازى کنم.(‌کافي2/83)
14- قال الله عزّوجلّ:
شکر، نعمت‌ها را افزون و از ديگران بى‌نياز مى‌کند.(‌کافي2/94)
15- قال الله عزّوجلّ:
هرگونه مى‌خواهى باش که با هر دست که دهى از همان دست مى‌گيري.(‌کافي2/138)
16- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که مرا ياد کند همدمش مى‌شوم.(کافي2/496)
17- قال الله عزّوجلّ:
مال بسيار، گناهان را از ياد مى‌برد.(کافي2/497)
18- قال الله عزّوجلّ:
ياد من، هر جايى زيباست.(کافي2/497)
19- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که مرا ياد مى‌کنى، فروتن باش.(‌کافي2/497)
20- قال الله عزّوجلّ:
زبان را در پس انديشه قرار ده تا در امان باشي.(‌کافي2/498)
21- قال الله عزّوجلّ:
با مستحبات به من نزديک شو.(کافي8/132)
22- قال الله عزّوجلّ:
اى عيسى!آن که بر من شوريده و گناه مى‌کند تو را نفريبد. روزى مرا مى‌خورد و ديگرى را بندگى مى‌کند...آن‌چنان او را به بند مى‌کشم که راه گريزى نداشته باشد.(کافي8/133)
23- قال الله عزّوجلّ:
بايد که زبانت در نهان و آشکار، يکى باشد.(کافي8/134)
24- قال الله عزّوجلّ:
اى داوود! همان‌گونه که نزديک‌ترين مردم به خدا، فروتنان هستند، دورترين مردم از خدا، متکبران هستند.(کافي2/124)
25- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که بنده‌ى مؤمن مرا بيازارد، بايد با من اعلام جنگ کند.(کافي2/305)
26- قال الله عزّوجلّ:
اى محمد!
هر‌که ولى مرا بيازارد به جنگ من برخاسته است.(کافي2/352)
27- قال الله عزّوجلّ:
بنده‌ام با چيزى بهتر از واجبات به من نزديک نمى‌شود. و با نافله(کارهاى مستحبى) به من نزديک مى‌شود تا اينکه دوستش بدارم. آن‌گاه که دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد که با آن مى‌شنود و ديده‌ى او که با آن مى‌بيند و زبان او که با آن سخن مى‌گويد و دست او که قدرت‌نمايى مى‌کند. اگر دعايم کند اجابتش مى‌کنم و اگر از من بخواهد به او مى‌دهم.(کافي2/353)
28- قال الله عزّوجلّ:
واى بر کسانى که با فريب، دين را به دنيا مى‌فروشند.(کافي2/299)
29- قال الله عزّوجلّ:
اى احمد! پرهيزکارى، زينت مؤمن و ستون برپايى دين است.(ارشادالقلوب1/203)
30- قال الله عزّوجلّ:
اى احمد! عبادت ده بخش دارد که نُه بخش آن، به دست آوردن روزى حلال است.(ارشادالقلوب1/203)
31- قال الله عزّوجلّ:
اى احمد! مى‌دانى به کدام دليل تو را بر ديگر انبيا برترى دادم؟ به دليل يقين و حسن خلق و سخاوت نفس و دلسوزى براى مردم.(ارشادالقلوب1/205)
32- قال الله عزّوجلّ:
اى احمد! انديشه‌ات را به‌کار گير پيش از آن‌که از دست برود، زيرا کسى که انديشه‌اش را به‌کار بندد، اشتباه نمى‌کند و گرفتار سرکشى نمى‌شود.(ارشادالقلوب1/205)
33- قال الله عزّوجلّ:
چنان‌که هيچ درختى بدون ميوه کامل نيست، ايمان نيز بدون کنار‌گذاشتن کارهاى حرام کامل نمى‌شود.(علل‌الشرايع1/250)
34- قال الله عزّوجلّ:
برادرت على را بشارت ده، که من دوست‌دار او را عذاب نمى‌کنم و به دشمن او رحم نمى‌کنم.(امالى صدوق39)
35- قال الله عزّوجلّ:
لا اله الله دژ(امان) من است، کسى که وارد آن شود، از عذاب من در امان است.(امالى‌الصدوق235)
36- قال الله عزّوجلّ:
 (اى آدم!) اگر اين‌ها(اهل بيت عليهم‌السلام) نبودند، نه تو را مى‌آفريدم و نه بهشت و جهنم را، و نه آسمان و زمين را.(معانى‌الاخبار124)
37- قال الله عزّوجلّ:
من بى‌نيازترين شريک هستم، هر کس کارى انجام دهد و ديگرى را (با من) شريک کند، من از آن (کار) بيزارم و آن (کار)، براى همان شريک خواهد بود.(بحار67/222)
38- قال الله عزّوجلّ:
ولايت على بن ابى طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود.(عيون اخبارالرضا(ع)1/146)
39- قال الله عزّوجلّ:
همانا على امام پرهيزگاران و رهبر روسفيدان پاک و پادشاه مؤمنان است.(امالى‌الصدوق352)
40- قال الله عزّوجلّ:
اگر على را نيافريده بودم، همسرى مناسب فاطمه، از فرزندان آدم و نسل او نبود.(عيون اخبارالرضا(ع)203)
بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

چهل حدیث گهربار از حضرت زین العابدین‏
 

‏1 - قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْکْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1) سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است. اوّل آن که به  مردم  چیزی را دهد که از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا کند). دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنکه بداند آن حرکتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او سوّم از برادر مومن خود (به عیبی که در خود نیز دارد ) عیب جویی نکند تا آنکه آن عیب را از خودش دور سارد ‏ ‏2 - قال علیه السلام:  ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُکأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ .(2) سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود: نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم غیبت آنان، مشغول شدنش به خویشتن با کارهایی ‏که برای آخرت و دنیایش ‍ مفید باشد. و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏ ‏ ‏3 - قال علیه السلام:أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما ‏یَجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْیأ مِنْ کُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ ‏خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(3)  چهار خصلت است که در هرکس باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ‏ملاقات می‌کند که از او راضی و خوشنود است:
‏1 - تقوای الهی با کارهایی که برای مردم به به دوش می‌کشد. ‏2 - راست گوئی و صداقت با مردم . ‏3 - حیا و پاکدامنی نسبت به تمام زشتی‌های در پیشگاه خدا و مردم. ‏4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با خانواده‌ی خود.‏
‏ ‏4 - قال علیه السلام: یَا ابْنَ آدَم، إ نَّکَ لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَ ما کانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ ‏هَمِّکَ، وَ ما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعارا.(4) ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر خواهی بود  مادامی که از درون خود پند دهنده‌ای داشته باشی و محاسبه‌(نفس) از کارهای مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد. ‏ ‏5 - قال علیه السلام: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَلیلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِکَثیرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی ‏الْحَلالِ.(5) حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در ‏چیزهای حلال میانه‌روی کنی.‏ ‏ ‏6 - قال علیه السلام: مَنِ اشْتاقَ إلی الْجَنَّةِ سارَعَ إلی الْحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ ‏بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(6) کسی که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهای نیک، سرعت می‌نماید و شهوات را زیر پا می‌گذارد و ‏هرکس از آتش جهنم هراسناک باشد به درگاه خداوند از گناهانش توبه می‌کند و از گناهان و چیزهای حرام روی برمی‌گرداند.‏ ‏ ‏7 - قال علیه السلام: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر.(7) دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و کاهش وقار خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(که گریبانگیر شخص شده) و (اما) کم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است (که شخص به آن آراسته است).‏ ‏ ‏8 - قال علیه السلام:اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.(8) تمام سعادت و خوشبختی، حفظ (و کنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدی) از سوی خویش است.‏ ‏ ‏9 - قال علیه السلام: سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاتْقیاء.(9) در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود.‏ ‏ ‏10 - قال علیه السلام: مَنْ زَوَّجَ  لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَکِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.(10) هرکس برای (رضا و خوشنودی) خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت ‏مفتخر و سربلند می‌گرداند.‏ ‏‏11 - قال علیه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(11)  با فضیلت‌ترین و مهمترین مجاهدتها، عفت شکم و عورت است (از چیزهای حرام و شبهه ‏ناک).‏ ‏‏12 - قال علیه السلام: مَنْ زارَ أخاهُ فی اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَکٍ، وَ هَتَفَ بِهِ ‏هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألا طِبْتَ وَ طابَتْ لَکَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.(12) هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده‌های ‏الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، و نیز هاتفی از پشت سر ندایش در دهد که بهشت گوارایت باد‏ که از آلودگی‌ها پاک شدی . پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند  رحمت فرایش خواهد گرفت.‏ ‏ ‏13 - قال علیه السلام:إ نْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِکَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلی یَسارِکَ فَاعْتَذَرَ إلَیْکَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(13) چنانچه شخصی از سویی تو را بدگویی کند، و سپس برگردد و از سوی دیگر پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش.‏ ‏ ‏14 - قال علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمی مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، کَیْفَ لایَحْتَمی مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(14) تعجّب دارم از کسی که  به خاطر ضررهای غذا نسبت به ( تشخیص خوب و بد ) خوراکش ‍ اهتمام می‌ورزد ، چگونه نسبت به گناهان به خاطر زشتی و زیانش اهمیّت نمی‌دهد. ‏ ‏15 - قال علیه السلام: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِنا مِنْ جُوعٍ أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَ مَنْ سَقی مُؤْمِنا مِنْ ظَمَأ ‏سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَ مَنْ کَسا مُؤْمِنا کَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.(15) هرکس مؤمن گرسنه‌ای را طعام دهد خداوند او را از میوه‌های بهشت اطعام می‌نماید، و هر که تشنه‌ای ‏را آب دهد خداوند از چشمه گوارای بهشتی سیرابش می‌گرداند، و هرکس مومن برهنه‌ای را لباس بپوشاند ‏خداوند او را از لباس سبز بهشتی خواهد پوشاند.‏ ‏ ‏16 - قال علیه السلام: إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَ الاَّْرأ الْباطِلَةِ، وَ الْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَ لایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، و مَنِ اهْتَدی بِنا هُدِی، وَ مَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَ الرَّأی هَلَکَ.(16) به وسیله عقل ناقص و نظریه‌های باطل، و قیاسهای فاسد و بی اساس نمی‌توان به دین خدا دست یافت؛  تنها وسیله رسیدن به دین واقعی، تسلیم محض می‌باشد؛ پس هرکس تسلیم ما اهل بیت باشد (از هر انحرافی) در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت ‏خواهد بود. و شخصی که با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین را دریابد، هلاک می‌گردد.‏ ‏ ‏17 - قال علیه السلام: الدُّنْیا سِنَةٌ، وَ الاَّْخِرَةُ یَقْظَةٌ، وَ نَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ احْلامِ.(17) دنیا همچون نیمه خواب (چرت ) است و آخرت بیداری می‌باشد و ما در این میان این دو در خواب پریشانیم.‏ ‏ ‏18 - قال علیه السلام: مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ یَکُونَ مَتْجَرُهُ فی بِلادِهِ، وَ یَکُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَ تَکُونَ لَهُ أوْلادٌ ‏یَسْتَعینُ بِهِمْ(18) از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و معاشرینش افرادی صالح و ‏نیکوکار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد که با آنان یاری گردد و کمک حال او باشند.‏ ‏ ‏19 - قال علیه السلام: آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.(19) آیه‌های قرآن، هر کدام آن، خزینه علوم (خداوند) است، هر گاه خزینه‌ای باز می‌شود شایسته است که خوب در آن بنگری.‏ ‏ ‏20 - قال علیه السلام: مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَکَّة لَمْ یَمُتْ حَتّی یَری رَسُولَ اللّهِ صَلّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، وَ یَرَی مَنْزِلَهُ ‏فی الْجَنَّةِ(20) هر که قرآن را در مکّه مکرّمه ختم کند نمی‌میرد مگر آن که حضرت رسول اللّه و نیز جایگاه خود را در ‏بهشت رؤیت می‌نماید.‏ ‏ ‏21 - قال علیه السلام: یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَ عَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِکَ ‏یَجِبُ عَلَیْکُمْ تُشارِکُوهُمْ فی الاْجْرِ.(21)  شماهائی که به مکّه نرفته اید و در مراسم حجّ شرکت نکرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانی که ‏بر می‌گردند، با آن‌ها - دیدار و - مصافحه کنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن‌ها شریک باشید.‏ ‏ ‏22 - قال علیه السلام: الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضا، مِنْ أعْلی دَرَجاتِ الْیَقینِ.(22) راضی بودن به سخت‌ترین مقدّرات الهی از عالی‌ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.‏ ‏ ‏23 - قال علیه السلام: ما مِنْ جُرْعَةٍ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَةُ غَیْظٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ، أوْ جُرْعَةُ ‏مُصیبَةٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ.(23) نزد خداوند متعال حالتی محبوب‌تر از یکی از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظی که مؤمن با بردباری و حلم از آن بگذرد و دیگری حالت بلا و مصیبتی که مؤمن آن را ‏با شکیبائی و صبر بگذراند.‏ ‏ ‏24 - قال علیه السلام: مَنْ رَمَی النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.(24)  هرکس مردم را عیب جوئی کند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش کند، دیگران او را متهّم به آنچه در او نیست ‏می‌کنند.‏ ‏ ‏25 - قال علیه السلام: مُجالَسَةُ الصَّالِحیِنَ داعِیَةٌ إلی الصَّلاحِ، وَ أدَبُ الْعُلَمأ زِیادَةٌ فِی الْعَقْلِ.(25) هم نشینی با صالحان انسان را به سوی صلاح و خیر می‌کشاند، و معاشرت و هم صحبت شدن با علما، ‏سبب افزایش عقل است.‏ ‏ ‏26 - قال علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْبٍ حَزینٍ، وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْدٍشَکُورٍ.(26) همانا خداوند دوست دارد هر قلب حزین و غمگینی را (که در فکر نجات و سعادت خود باشد) و هر بنده ‏شکرگزاری را دوست دارد.‏ ‏
‏27 - قال علیه السلام:إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ یَشْرُفُ عَلی جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: کَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟
فَیَقُولُونَ: بِخَیْرٍ إنْ تَرَکْتَنا، إ نَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِکَ.(27) زبان آدمی بر تمام اعضا و جوارحش تسلط دارد هر روز صبحگاهان زبان انسان بر آنها می‌گوید: چگونه شب را به روز رساندید؟ جواب دهند: اگر تو ما را رها کنی خوب و آسوده هستیم، چون که ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار ‏می‌گیریم.‏ ‏ ‏28 - قال علیه السلام: ما تَعِبَ أوْلِیاء اللّهُ فِی الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِی الدُّنْیا لِلاَّْخِرَةِ.(28) دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت‌های دنیوی خود را برای دنیا به زحمت نمی‌اندازند و خود را خسته نمی‌کنند ‏بلکه برای آخرت زحمت می‌کِشند.‏ ‏ ‏29 - قال علیه السلام: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.(29) چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را می‌دانستند هر آینه آن را تحصیل می‌کردند گرچه با ریخته ‏شدن خونها و یا فرو رفتن زیر آب‌ها در گرداب‌های خطرناک باشد.‏ ‏ ‏30 - قال علیه السلام: لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماء وَ الاْ رْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.(30) چنانچه تمامی اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف ‏و تعریف کنند، قادر نخواهند بود.‏ ‏ ‏31 - قال علیه السلام: ما مِنْ شَیْیءٍ أحبُّ إلی اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ، وَ ما شَیْیءٌ  أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.(31) بعد از معرفت به خداوند چیزی محبوب‌تر از عفت شکم و عورت نیست، و نیز محبوبترین کارها نزد خداوند درخواست نیازمندیها به درگاهش ‍ می‌باشد.‏ ‏ ‏32 - قال علیه السلام: یابْنَ آدَم إ نَّکَ مَیِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ ‏جَوابا.(32) ای فرزند آدم (ای انسان، تو) خواهی مُرد و سپس محشور می‌شوی و در پیشگاه خداوند جهت سوال و ‏جواب احضار خواهی شد، پس جوابی (قانع کننده و صحیح در مقابل سؤالها) برایش مهیّا و آماده کن.‏ ‏ ‏33 - قال علیه السلام: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة.(33) نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روی علاقه و محبّت عبادت است.‏ ‏ ‏34 - قال علیه السلام: إیّاکَ وَ مُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُکَ بِأکْلَةٍ أوْ أقَلّ مِنْ ذلِکَ وَ إ یّاکَ وَ مُصاحَبَةُ الْقاطِعِ ‏لِرَحِمِهِ فَإنّی وَجَدْتُهُ مَلْعُونا فی کِتابِ اللّهِ.(34) بر حذر باش از دوستی و همراهی با فاسق چون که او به یک لقمه نان و چه بسا کمتر از آن هم، تو را ‏می‌فروشد؛ و مواظب باش از دوستی و صحبت کردن با کسی که قاطع رحم (کسی که ارتباط خویشاوندی را بریده) می‌باشد چون که او را در ‏کتاب خدا ملعون یافتم.‏ ‏ ‏35 - قال علیه السلام: أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعاتٍ: السّاعَةُ الَّتی یُعایِنُ فیها مَلَکَ الْمَوْتِ، وَ السّاعَةُ ‏الَّتی یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَ السَّاعَةُ الَّتی یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ اللّه تَبارَکَ وَ تَعالی، فَإمّا الْجَنَّةُ وَ إمّا إلَی ‏النّارِ.(35) مشکل‌ترین و سخت‌ترین لحظات و ساعات دوران‌ها برای انسان، سه مرحله است:
‏1 - آن موقعی که عزرائیل بر بالین انسان وارد می‌شود و می‌خواهد جان او را برگیرد. ‏2 - آن هنگامی که از درون قبر زنده می‌شود و در صحرای محشر به پامی خیزد. ‏3 - آن زمانی که در پیشگاه خداوند متعال - جهت حساب و کتاب و بررسی اعمال - قرار می‌گیرد و نمی‌داند ‏راهی
بهشت و نعمت‌های جاوید می‌شود و یا راهی دوزخ و عذاب دردناک خواهد شد.‏
‏ ‏36 - قال علیه السلام:إ ذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ کُزُبُرِ الْحَدیدِ، ‏وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعینَ رَجُلاً.(36)  هنگامی که قائم ما ( حضرت حجّت، روحی له الفدأ و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان ‏و پیروان ما بر می‌دارد ودلهای ایشان را همانند قطعه آهن محکم می‌نماید، و نیرو و قوّت هر یک از ایشان ‏به مقدار نیروی چهل نفر دیگران خواهد شد.‏ ‏ ‏37 - قال علیه السلام: عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناء وَ تَرَکَ دارَالْبقاء.(37) بسیار عجیب است از کسانی که برای این دنیای زودگذر و فانی کار می‌کنند و خون دل می‌خورند ولی ‏آخرت را که باقی و ابدی است رها و فراموش کرده اند.‏ ‏ ‏38 - قال علیه السلام: رَأیْتُ الْخَیْرَ کُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاسِ.(38) تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم ‏‏(یعنی قناعت داشتن ).‏ ‏ ‏39 - قال علیه السلام: مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.(39) کسی که بینش و عقلش کاملترین چیزش نباشد هلاکتش آسانترین چیزش است. ‏ ‏40 - قال علیه السلام:إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَ کَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَ قِلَّةُ ریائِهِ، وَ حِلْمُهُ، ‏وَ صَبْرُهُ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.(40) همانا معرفت و کمال دین مسلمان در گرو رها کردن سخنان و حرف‌هایی است که به حالش ‏سودی ندارد. همچنین از ریاء و خودنمایی دوری جستن و در برابر مشکلات زندگی بردبار و شکیبا بودن و نیز دارای اخلاق ‏پسندیده و نیک سیرت بودن است.‏  
  ‏1- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 141، ح 3. ‏2- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 140، ح 3. ‏3- مشکاة الا نوار: ص 172، بحارالا نوار: ج 66، ص 385، ح 48. ‏4- مشکاة الا نوار: ص 246، بحارالا نوار: ج 67، ص 64، ح 5. ‏5- تحف العقول: ص 186، بحارالا نوار: ج 71، ص 12، ح 2. ‏6- تحف العقول: ص 203، بحارالا نوار: ج 75، ص 139، ح 3. ‏7- تحف العقول: ص 210، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3. ‏8- تحف العقول: ص 201، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3. ‏9- مشکاة الا نوار: ص 232، س 20، بحارالا نوار: ج 78، ص 50، ح 77. ‏10- مشکاة الا نوار: ص 166، س 3. ‏11- مشکاة الا نوار: ص 157، س 20. ‏12- مشکاة الا نوار: ص 207، س 18. ‏13- مشکاة الا نوار: ص 229، س 10، بحارالا نوار: ج 78، ص 141، ح 3. ‏14- أعیان الشّیعة: ج 1، ص 645، بحارالا نوار: ج 78، ص 158، ح 19. ‏15- مستدرک الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8. ‏16- مستدرک الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25. ‏17- تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 343، س 20. ‏18- وسائل الشیعة: ج 17، ص 647، ح 1، ومشکاة الا نوار: ص 262. ‏19- مستدرک الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3. ‏20- من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 146، ح 95. ‏21- همان مدرک: ج 2، ص 147، ح 97. ‏22- مستدرک الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16. ‏23- مستدرک الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21. ‏24- بحار الا نوار: ج 75، ص 261، ح 64. ‏25- بحارالا نوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304. ‏26- کافی: ج 2، ص 99، بحارالا نوار: ج 71، ص 38، ح 25. ‏27- اصول کافی: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 189، ح 1. ‏28- بحارالا نوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69. ‏29- اصول کافی: ج 1، ص 35، بحارالا نوار: ج 1، ص 185، ح 109. ‏30- اصول کافی: ج 1، ص 102، ح 4. ‏31- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 78، ص 41، ح 3. ‏32- تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 70، ص 64، ح 5. ‏33- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 78، ص 140، ح 3. ‏34- تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 74، ص 196، ح 26. ‏35- بحار الا نوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شیخ صدوق. ‏36- خصال: ج 2، ص 542، بحارالا نوار: ج 52، ص 316، ح 12. ‏37- بحارالا نوار: ج 73، ص 127، ح 128. ‏38- اصول کافی: ج 2، ص 320، بحارالا نوار: ج 73، ص 171، ح 10. ‏39- بحارالا نوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام. ‏40- تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 2، ص 129، ح 11.
بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
احاديث منتخب امام حسين عليه السلام           1- قالَحُسَيْنِ بن عليّ(عليه السلام): إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.([1])   حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که آن يک معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت نوکر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند; و اين نوع، عبادت آزادگان است که بهترين عبادات مى باشد.   2- قالَ(عليه السلام): إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَة، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.([2])   فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن کسى است که کمک نمايد به کسى که اميدى به وى نداشته است.   و بخشنده ترين افراد آن شخصى است که ـ نسبت به ظلم ديگرى با آن که توان انتقام دارد ـ گذشت نمايد.   صله رحم کننده ترين مردم و ديد و بازديد کننده نسبت به خويشان، آن کسى ست که صله رحم نمايد با کسى که با او قطع رابطه کرده است.   3- قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ (عليه السلام): مُلْکُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّکَلُّفُ لِما لا يُعنيکَ.([3])   از حضرت سؤال شد کرامت و فضيلت انسان در چيست؟   در پاسخ فرمود: کنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چيست؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه که مفيد و سودمند نباشد.   4- قالَ(عليه السلام): النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَ الدّينُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.([4])   فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إمرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند ـ .   پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و موقعيّت، ... ـ انسان را تهديد کند، خواهى ديد که دين داران واقعى کمياب خواهند شد.   5- قالَ(عليه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسيءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ کُلَّ يَوْم يُسيءُ وَ يَعْتَذِرُ.([5])   ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و کار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى کند.   ولى فرد منافق هر روز مرتکب خلاف و کارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.   6- قالَ(عليه السلام): إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل يَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.([6])   فرمود: کارها و أمور خود را همانند کسى تنظيم کن و انجام ده که مى داند و مطمئن است که در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.   و در صورتى که کارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت.   7- قالَ(عليه السلام): عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.([7])   فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهيد که همانا قبر، خانه اى است که تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد که غفلت نکنيد.   8- قالَ(عليه السلام): لا تَقُولَنَّ فى أخيکَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْکَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ يَقُولَ فيکَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.([8])   فرمود: سخنى ـ که ناراحت کننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن که دوست داشته باشى که همان سخن پشت سر خودت گفته شود.   9- قالَ(عليه السلام): يا بُنَيَّ! إيّاکَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْکَ ناصِراً إلاّ اللهَ.([9])   فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به کسى که ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.   10- قالَ(عليه السلام): إنّى لا أرى الْمَوْتَ إلاّ سَعادَة، وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَماً.([10])   فرمود: به درستى که من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.   11- قالَ(عليه السلام): مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ کَساهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.([11])   فرمود: هرکس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش مى پوشاند.   12- قالَ(عليه السلام): أنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ، لايَذْکُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ.([12])   فرمود: من کشته گريه ها و اشک ها هستم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمى کند مگر آن که عبرت گرفته و اشک هايش جارى خواهد شد.   13- قالَ(عليه السلام): لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إليَ الْيُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فيِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِکَ مِنْهُ، وَ ذلِکَ أَنَّ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ (عليه السلام) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (صلى الله عليه وآله)يَقُولُ: لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.([13])   فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم که شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم، چون که پدرم اميرالمؤمنين عليّ (عليه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت نمود: کسى که پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.   14- قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن عليّ(عليه السلام): مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟   قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ کانَتْ.([14])   از حضرت سؤال شد: با شخصيّت ترين افراد چه کسى است؟   در جواب فرمود: آن کسى است که اهميّت ندهد که دنيا در دست چه کسى مى باشد.   15- قالَ(عليه السلام): مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانيهِ وَ کِفايَتِهِ.([15])   فرمود: هرکس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نمايد; خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تأمين مى نمايد.   16- قالَ(عليه السلام): احْذَرُوا کَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَة يَجِدُها فى نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلى تَصْديقِ النّاسِ إيّاهُ. وَ إمّا لِعَيّ فى الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْيْمانَ حَشْواً وَصِلَةً لِکَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَة عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى أَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْيَمينِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيت.([16])   فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانيد که همانا انسان به جهت يکى از چهار علّت سوگند ياد مى کند: در خود احساس سستى و کمبود دارد، به طورى که مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم که او را تصديق و تأييد کنند، سوگند مى خورد.   و يا آن که گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران کند.   و يا در بين مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.   و يا آن که سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گويد ـ و زبانش به سوگند عادت کرده است.   17- قالَ(عليه السلام): أيُّما إثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما کَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، کانَ سابِقَهُ إليَ الْجَنّةِ.([17])   فرمود: چنانچه دو نفر با يکديگر نزاع و اختلاف نمايند و يکى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.   18- قالَ(عليه السلام): وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْکُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَيْکُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً.([18])   فرمود: توجّه داشته باشيد که احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانيد; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.   19- قالَ(عليه السلام): يَا ابْنَ آدَم! اُذْکُرْ مَصْرَعَکَ وَ مَضْجَعَکَ بَيْنَ يَدَى اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُکَ عَلَيْکَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام.([19])   فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور که در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى که قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.   20- قالَ(عليه السلام): مُجالَسَةُ أهْلِ الدِّناءَةِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَةُ أهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ.([20])   فرمود: همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد يختى خواهد گشت; و همنشينى و مجالست با معصيت کاران موجب شکّ و بدبينى خواهد شد.   21- قالَ(عليه السلام): إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ.([21])   فرمود: به درستى که خداوند متعال دنيا ـ و اموال آن ـ را براى آزمايش افراد آفريده است.   و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء ـ و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر ـ آفريده است.   22- قالَ(عليه السلام): لا يَأمَنُ يوم الْقِيامَةِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فى الدُّنْيا.([22])   فرمود: کسى در روز قيامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن که در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصيت نگردد ـ .   23- قالَ(عليه السلام): لِکُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.([23])   فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.   24- قالَ(عليه السلام): مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ کِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، يُکْتَبُ لَهُ بِکُلِّ حَرْف مِأةُ حَسَنَة.([24])   فرمود: هرکس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يکصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.   25- قالَ(عليه السلام): سَبْعَةُ أشْياء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم: فَأوّلُها آدَمُ((عليه السلام))، ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ کَبْشُ إبْراهيم((عليه السلام))، وَ ناقَةُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى ((عليه السلام))، وَ الطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسيَبْنُ مَرْيَم (عليهما السلام).([25])   ضمن جواب سؤال هاى پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى که بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:   حضرت آدم (عليه السلام) و همسرش حوّاء.   و کلاغى که براى راهنمائى دفن هابيل آمد.   و گوسفندى که براى قربانى، به جاى حضرت اسماعيل(عليه السلام) آمد.   و شترى که خداوند براى پيامبرش، حضرت صالح فرستاد.   و عصاى حضرت موسى (عليه السلام).   و هفتمين موجود آن پرنده اى بود که توسّط حضرت عيسى (عليه السلام)آفريده شد.   26- قالَ(عليه السلام): إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالي.([26])   فرمود: همانا ـ نامه کردار و ـ أعمال اين امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.   27- قالَ(عليه السلام): إجْتَنِبُوا الْغِشْيانَ فى اللَّيْلَةِ الَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ کانَ جَوّالَةً.([27])   فرمود: در آن شبى که قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نکنيد، که چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّک و افکارش مغشوش مى باشد.   28- قالَ(عليه السلام): الرّکْنُ الْيَمانى بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَيْنَ الرُّکْنَيْنِ ـ الأسْوَد وَ الْيَمانى ـ مَلَکٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنينَ.([28])   فرمود: رُکن يَمانيِ کعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابين رکن يمانى و حجرالأسود ملک و فرشته اى است که براى استجابت دعاى مؤمنين آمّين مى گويد.   29- قالَ(عليه السلام): إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَکُلَّ فَاسْتَوْطَنا.([29])   فرمود: عزّت و بى نيازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توکّل برخورد کردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.   30- قالَ(عليه السلام): مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ.([30])   فرمود: هرکس گره اى از مشکلات مؤمنى باز کند و مشکلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشکلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.   31- قالَ(عليه السلام): مَنْ والانا فَلِجَدّى (صلى الله عليه وآله وسلم) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادي.([31])   فرمود: هر که ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)مى باشد.   و هرکس با ما دشمن و کينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) خواهد بود.   32- قالَ(عليه السلام): يَا ابْنَ آدَمَ! أُذْکُرْ مَصارِعَ آبائِکَ وَ أبْنائِکَ، کَيْفَ کانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ کَأَنَّکَ عَنْ قَليل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.([32])   فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور آن لحظاتى را که پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به کجا منتهى شدند و کجا رفتند.   و بينديش که تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .   33- قالَ(عليه السلام): يَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أيّامٌ، کُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُکَ.([33])   فرمود: اى فرزند آدم، بدرستى که تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار که جبران ناپذير است ـ .   34- قالَ(عليه السلام): مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِيَةِ اللهِ کانَ أفْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجييءِ ما يَحْذَرُ.([34])   فرمود: هرکس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، کارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناک و بيمناک مى باشد مبتلا مى گردد.   35- قالَ(عليه السلام): الْبُکاءُ مِنْ خَشْيَةِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُکاءُ الْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ.([35])   فرمود: گريان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يکى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.   36- قالَ(عليه السلام): لا يَکْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.([36])   فرمود: بينش و عقل و درک انسان تکميل نمى گردد مگر آن که ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقايق، تبعيّت و پيروى کند.   37- قالَ(عليه السلام): أَهْلَکَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.([37])   فرمود: دو چيز مردم را هلاک و بيچاره گردانده است:   يکى ترس از اين که مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.   و ديگرى فخر کردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر ديگران است.   38- قالَ(عليه السلام): مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَيْهِ الاْفْضَلَيْنِ مُحَمَّد وَ عَليّ، و أطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.([38])   فرمود: هر شخصى که حقّ والدينش محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ، و عليّ (عليه السلام) را که با شرافت و با فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ايشان تبعيّت و اطاعت کند; در قيامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را که خواستار باشى، مى توانى انتخاب کنى و در آن وارد شوي.   39- قالَ(عليه السلام): مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ کَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ.([39])   فرمود: هرکس رضايت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشکلات او را کفايت خواهد نمود.   و کسى که رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور اين شخص را به مردم واگذار مى کند.   40- قالَ(عليه السلام): إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.([40])   فرمود: شيعيان و پيروان ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ـ آن کسانى هستند که أفکار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد           پاورقيها : [1] - تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5. [2] - نهج الشّهادة: ص 39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4. [3] - مستدرک الوسائل: ج 9، ص 24، ح 10099 به نقل از مجموعه شهيد. [4] - محجّة البيضاء: ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2. [5] - تحف العقول: ص 179، بحارالأنوار: ج 75، ص 119، ح 2. [6] - بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10. [7] - نهج الشّهادة: ص 47. [8] - بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 10. [9] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 339، بحارالأنوار: ج 46، ص 153، ح 16. [10] - بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2. [11] - کافى: ج 6، ص 445، ح 4. [12] - أمالى شيخ صدوق: ص 118، بحارالأنوار: ج 44، ص 284، ح 19. [13] - إحقاق الحقّ: ج 11، ص 431. [14] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 348، س 11. [15] - تنبيه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44. [16] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 429، س 6. [17] - محجّة البيضاء: ج 4، ص 228. [18] - نهج الشّهادة: ص 38. [19] - نهج الشّهادة: ص 59. [20] - نهج الشّهادة: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5. [21] - نهج الشّهادة: ص 196. [22] - بلاغة الحسين(عليه السلام): ص 285، بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ح 5. [23] - وسائل الشّيعة: ج 16، ص 65، ح 20993، کافى: ج 2، ص 439، ح 8. [24] - اصول کافى: ج 2، ص 611، بحارالأنوار: ج 89، ص 200، ح 17. [25] - تحف العقول: ص 174، و بحارالأنوار: ج 10، ص 137، ح 4. [26] - بحارالأنوار: ج 70، ص 353، ح 54، به نقل از عيون الأخبارالرّضا(عليه السلام). [27] - وسائل الشّيعة: ح 20، ج 3، ص 243، بحارالأنوار: ج 100، ص 292، ح 39. [28] - مستدرک الوسائل: ج 9، ص 391، ج 1، بحارالأنوار: ج 69، ص 354، ح 11. [29] - مستدرک الوسائل: ج 11، ص 218، ح 15، بحارالأنوار: ج 75، ص 257، ح 108. [30] - مستدرک الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4. [31] - ينابيع المودّة: ج 2، ص 37، ح 58. [32] - نهج الشّهادة: ص 60. [33] - نهج الشّهادة: ص 346. [34] - اصول کافى: ج 2، ص 373، ح 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 120، س 6، وسائل الشّيعة: ج 16، ص 153، ح 3. [35] - نهج الشّهادة: ص 370، مستدرک الوسائل: ج 11، ص 245، ح 12881. [36] - نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11. [37] - بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96. [38] - نهج الشّهادة: ص 293، تفسيرالامام العسکرى (عليه السلام): ص 330، بحار: ج 23، ص 260، ح 8. [39] - أمالى شيخ صدوق: ص 167، مستدرک الوسائل: ج 12، ص 209، ح 13902. [40] - تفسيرالإمام العسکرى(عليه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11.
بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

چهل حديث از حضرت رضا عليه السلام

1ـ مِنْ اَخْلٰاقِ الاَنْبِياءِ التَّنَظُّفُ

(نظافت از اخلاق پيغمبران است)

نظافت موجب پاکيِّ جسم است نظافت مايه آرام جان است

امام هشتمين فرمود با خلق: نظافت شيوه پيغمبران است

2ـ صاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ اَن يُوَسِّعَ عليٰ عيٰالِهِ

(توانگر را واجب است که در معاش خانواده‌اش توسعه بخشد)

توانگر را بود واجب که مى‌بخشد زن و فرزند را از مال دنيا

دهد وسعت به امر زندگانى به شکر نعمت حيِّ توانا

3ـ مَنْ لَمْ يَشْکُرِ المُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقينَ لَمْ يَشْکُرالله عَزَّوَجَلَّ

(کسى که شکر انعام مردمان نگذرد، شکر خداى تعالى نکرده باشد)

شنيده ام که على بن موسى کاظم خديو طوس، بفرمود نکته اى زيبا:

کسى که نيکويى خلق را نداشت سپاس نکرده است سپاس خداى بى‌همتا

4ـ اَلْايمٰانُ اَداءُ الفَرائِضِ وَاجتِنٰابُ الْمحارِمِ

(ايمان، انجام فرايض است، و پرهيز از محرمات)

فرمود رضا امام هشتم: انجام فرايض است ايمان

دورى ز محرّمات و زشتى پرهيز ز ناصواب و عصيان

5ـ لَمْ يَخْنکَ الْاَمينُ، وَلٰکِنْ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ

(امين به تو خيانت نکرده، ولى تو خائن را امين شمرده‌اى)

کسى که بيم ندارد زکردگار عليم ورا به خدمت خلق خدا مکن تعيين امين نکرده خيانت، تو از ره غفلت امين شمرده خيانت شعارِ بدآيين

6ـ اَلصَّمْتُ بابٌ مِنْ اَبوابِ الْحِکْمَةِ

(سکوت، درى از درهاى حکمت است)

زبان تو گر تحت فرمان نباشد خموشى گزين، تا نيفتى به ذلّت!

على بن موسى الرضا راست پندى: سکوت است بابى زابوابِ حکمت

7ـ اَلْاَخُ الْاَکْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَبْ

(برادر بزرگتر به منزله پدر است)

برادر چو دانا شد و آزموده ورا با پدر مى‌شمارش برابر

بگفتا امامِ بحق، نورِ مطلق به جاى پدر هست: مِهمتر برادر

8ـ صَديقُ کلِّ امْرِءٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ

(دوست هر کس عقل اوست، و دشمنش نادانى وى)

به نزديک نادان بود تارگيتى زدانش بکن گيتيِ تار، روشن

بفرمود فرزند موسى بن جعفر: ترا عقل: يار است و جهل است: دشمن

9ـ التَّودُّدُ اِلَى النٰاسِ نِصْفُ الْعَقْلِ

(اظهار دوستى به مردم، نيمى از خرد است)

هميشه در پى تيمار بينوايان باش کمک به خلف، زکردار خالق احداست

امام راست دراين رهگذر، کلامى نغز: که در محبت با خلق، نيمى از خرد است

10ـ اَلتَّوکُّلُ اَنْ لَاتَخٰافَ اَحَداً الّا الله

(توکل آن است که جز از خدا نترسى)

بزن بر لطف حق دست توکل که لطف ايزدى باشد ترا بس

توکل آن بود کاندر دو عالم: به غير از حق نترسى از دگر کس

11ـ اَفْضَلُ مٰا تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الاَذَيٰ عَنْهٰا

(بهترين صله رحم، خوددارى از آزار آنان است)

فرمود رضا، ولى مطلق گنجينه علم و فضل و احسان

بهتر صله رَحِم به گيتى ست خوددارى، از گزند ايشان

12ـ اَحْسَنُ النّاسِ مَعٰاشاً مَنْ حَسُنَ مَعٰاشُ غَيْرِهِ فى مَعٰاشِهِ

(بهترين مردم در زندگى آن کس است که ديگران در پرتو زندگيش بخوبى زيند)

بهترين رهرو به راه زندگى ست آن که همچون شمع، روشنگر بود

مردمان در پرتوش راحت زيند زندگى در خدمتش بهتر بود

13ـ اَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ الله، وَالاَدَبُ کُلْفَةٌ

(خرد بخشش الهى است، ولى ادب با کوشش شخص، به دست مى آيد)

رضا، سبط پاک رسول امين که نتوان سر از خدمتيش تافتن

بگفتا: خرد بخشش ايزدى ست ادب را به کوشش توان يافتن

14ـ لَيْسَ لِبَخيلٍ راحةٌ، ولالِحَسُودٍ لَدَّةٌ

(بخيا را راحت و حسود را لذت، نيست)

بُخل رنج است و حسادت محنت است از وليّ آموز درس عبرتى:

راحتى در بخل نتوان يافتن در حَسَد هرگز نيابى لذّتى

15ـ مٰا الْتَقَتْ فِئتٰانِ قَطُّ الّا نُصِرَ اَعْظَمُهٰا عَفْواً

(از دو گروه متخاصم خدا آن را که عفوش بيشتر است، نصرت مى دهد)

عفو آيين بزرگان باشد بخشش آيينه دور انديش است

دو گروهى که به جنگند و ستيز نصرت آن راست که عفوش بيش است

16ـ عَوْنُکَ لِلضَّعيفِ اَفْضَلُ مَنِ الصَّدَقَةِ

(کمک کارى به ضعيف، افضل از صدقه است)

سخنى دارم از امام همام که مفيد است بهر هر طبقه

دستگيرى زناتوان و ضعيف بيقين بهتر است از صدقه

17ـ اَلمُؤمِنُ اِذَا اَحسَنَ اِسْتَبْشَرَ وَ اِذا اَسٰاءَ اِسْتَغْفَرَ

(مؤمن چنان است که اگر نيکى کند خرسند گردد، و اگر بد کند بخشايش طلبد)

گرز بخت بد به کس بد کرده اى هان! مشو نوميد از درگاه ربّ!

مؤمن ار نيکى کند شادان شود ورکند بد، مى‌کند بخشش طلب

18ـ اَلْمُسْلِمُ، اَلَّذى سَلِمَ المُسِلمُونَ مِنْ لِسانِهِ وَ يَدِهِ

(مسلمان کسى است که مسلمانان از زبان و دستش به سلامت باشند)

شنو پند فرزند موسى بن جعفر امام بحق، ماه برج امامت

کسى هست مسلم که باشند مردم زدست و زبانش به امن و سلامت

19ـ لَيْسَ مِنّٰا مَنْ لَمْ يأمَنْ جٰارُهُ بوائِقَهُ

(کسى که همسايه از شر وى ايمن نباشد، از ما نيست)

به همسابه نيکى کن اى نيکمرد که همسايه را بر تو حقها بود

از آن کس که همسايه ايمن نبود بفرمود مولا: نه از ما بود

20ـ اَلتَّوٰاضُعُ اَنْ تُعْطِيَ النٰاسَ مِن نَفسِکَ مٰا تُحِبُّ اَنْ يُعطوکَ مِثلَهُ

(فروتنى آن بود که به مردمان کنى که خواهى با تو آن کنند)

چنان سرکن اى دوست با نيک و بد: که باشد ز تو نيک و بد در امان

تواضع چنان کن به خلق خداى که خواهى کند خلق با تو چنان

21ـ مِنْ عَلٰاماتِ الْفَقيهِ، اَلْحُکْمُ، وَالْعِلمُ وَالصَّمتُ

(از نشانه هاى فقيه، قضاوت بحق و علم و سکوت است)

بصير باش به احکام دينِ حق که خداى از آن فقيه که، دانا به حکم اوست، رضاست

نشانه هاى فقاهت به نزد پير خرد: قضاوت بحق و دانش و سکوت بجاست

22ـ اَلصَّفْحُ الجَميلُ، اَلْعَفْوُ مِنْ غيرِ عِتابٍ

(نيکو در گذشتن، آن باشد که کس را بدون عتاب ببخشايى)

عفو چون کرده اى، خطاب مکن! کار بى جا و ناثواب مکن!

وه چه نيکوست، عفو بى منت عفو کردى اگر، عتاب مکن!

23ـ لاَيَأبيَ الْکَرامَةَ اِلّا الحِمارُ

(هديه را که در آن منت نباشد جز احمق، رد نمى کند)

بشنو کلام نغز فرزند پيمبر گفتار او روشنگر دلهاى تار است:

جز مردم احمق نتابد رخ زاحسان هرکس کند احسان مردم رد، حمار است

24ـ اَلسَّخِيُّ يَأکُلُ مِنْ طَعٰامِ النّاسِ لِيَأکُلُوا مِنْ طَعٰامِهِ

(سخاوتمند از طعام مردم مى خورد تا از طعامش بخورند)

سخى مى خورد نان زخوان کسان که مردم برغبت زخوانش خورند

بخيل از سر بخل نان کسى نيارد خورد تا که نانش خورند

25ـ اَلسَّخِيُّ قريبٌ مِنَ الله، قَريبٌ مِنَ الْجَنَّةِ، قَريبٌ مِنَ النّاسِ

(سخى به خدا و بهشت و مردمان نزديک است)

سخاوتمند هرگز نيست تنها که تنهايى، نصيب ديگران است

سخى باشد قريب رحمت حق به نزديک بهشت و مردمان است

26ـ صَديقُ الْجٰاهِلِ فِى التَّعَبِ

(دوست مردم نادان در رنج باشد)

به نادان مکن دوستى، چون ترا گدازد زکردار خود روز و شب

بگفتا على بن موسى الرّضا: رفاقت به نادان غم است و تعب

27ـ اَفْضَلُ الْعَقْلِ مَعرِفَةُ الْاِنْسَانِ بِرَبِّهِ

(والاترين خرد معرفت آدمى به پروردگار است)

زخاطر مبر شکر يزدان پاک که شکر نِعَم، نعمت افزون کند

بهين دانش، اى دوست! آن دانشى است که‌ات رهبرى سوى بيچون کند

28ـ مَنْ رَضِيَ بِالْيَسيِر مِنَ الْحَلٰالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ

(کسى که به حلال اندک خشنود باشد زندگيس آسان گذرد)

رضا باش برداده کردگار که خشنودى از حق بود بندگى

اگر شاد گردى به اندک حلال سبک بگذرى از پُل زندگى

29ـ مَنْ رَضِيَ بِالْقَلِيلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ اليَسيِرُ مِنَ الْعَمَلِ

(کسى که به روزى اندکى که خدايش داده راضى باشد خداوند عمل اندکش را قبول فرمايد)

کلامى شنو از شهنشاه طوس وليّ خداوند و سبط رسول

چو بر رزق اندک رضايى خداى کند طاعت اندکت را قبول

30ـ اَلصَّمْتُ يَکسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ هُوَ دَليلٌ عَلى کُلِّ خَيْرٍ

(خاموشى دوستى ببار آرد و هم دليلى است بر نيکى)

زحسن خموشى و اوصاف آن چنين گفت شاه خراسان، رضا

خموشى به بار آورد دوستى شود رهگشاى همه خوبها

31ـ مَنْ حٰاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهٰا خَسِرَ

(کسى که به حساب خويش رسد، سود برد و کسى که از خود غافل شود زيان بيند)

تو اى که ديده فروبسته‌اى ز کرده خويش هميشه زشتى احوال ديگران بينى

حساب نفس بدانديش کُن، که سود برى شوى چو غافل از اعمال خود زيان بينى

32ـ مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ، وَ مَنْ اَبْصَرَ فَهِمَ، وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ

(کسى که عبرت گيرد بينا شود و آن که بينا شود بفهمد و آن کس که فهم کند، دانا گردد)

امام راست کلامى که مرد باتدبير هزار نکته از آن يک کلام مى خواند

کسى که عبرت گيرد بسى شود بينا کسى که بينا گردد بفهمد و داند

33ـ اَفْضَلُ المٰالِ مٰا وُقِيَ بِهِ الْعِرْضُ

(بهترين مال آن بود که آبرو نگهدارد)

توانگر را بگو امروز کن ايثار سيم و زر که فردا سيم و زر در اختيار ديگران باشد

بهين مال آن بود که کان موجب حفظ شرف گردد اگر در راه ديگر صرف شد، حاصل زيان باشد

34ـ اَلْمُؤمِنُ اذا غَضِبَ لَمْ يُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ

(مؤمن را خشمش از طريق حق خارج نمى‌سازد)

سخنى بشنو از امام غريب تا شود علم و دانشت افزون:

مرد مؤمن اگر به خشم شود نرود از طريق حق بيرون

35ـ اَلْمُؤمِنُ اِذا قَدَرَلَمْ يَأخُذْ اَکْثَرَ مِنْ حَقِّهِ

(مؤمن چنان است که اگر قدرت يابد بيش از حق خود نگيرد)

نکته‌اى بشنو ز فرزند رسول آن که مردم را امام و پيشواست:

گر که قدرت دست مؤمن اوفتاد بيشتر از حقِّ خود هرگز نخواست

36ـ اَلنَّظَرُ إليَ ذُرِّبَّةِ مُحَمَّدٍ عِبٰادَةٌ

(نظر به ذرّيه پيامبر، عبادت است)

بکن عادت به کردار بزرگان که نتوان کرد آسان ترک عادت

نظر کردن به فرزند پيمبر بود در پيش مرد حق، عبادت

37ـ اِنَّمَا الْحِمْيَةُ مِنَ الشّيءِ، اَلْاِ قْلالُ مِنْهُ

(پرهيز از خوردنيها، کم خوردن از آن است)

شنو از على بن موسى الرضا کلامى که افزايدت عقل و هوش:

چو پرهيز خواهى کنى از خوراک به کم خوردن خوردنيها بکوش!

38ـ لٰا يَعْدَمُ الْعُقُوبَةَ مَنْ اَدْرَعَ بِالْبَغْيِ

(آن کس که ظلم بزيادت کند، نبايد عقوبت را ناديده گيرد و نبوده شمارد)

گويد آن کس که ظلم کردن فزون که عقوبت نبوده، نشمارد

گر بخواهد زيد به آرامش کيفر روزگار نگذارد

39ـ لٰا تَطْلُبُوا الْهُديٰ فى غَيْرِ الْقُرآنِ فَتَضِلّوا

(هدايت را در غير قرآن مجوييد که گمراه مى شويد)

بگفتا رضا ماه برج ولايت هدايت مجوييد از غير قرآن!

بجز راه قرآن مپوييد راهى! که گمراهى آخر بود حاصل آن

40ـ مِنْ عَلٰامَةِ إيمٰانِ الْمُؤمِنِ، کِتمٰانُ السِّرِ وَ الصَّبرُ فِى البَأسٰاءِ وَ الضَّرَاءِ وَ مُداراةُ النّاسِ.

(از نشانه هاى ايمان مؤمن، پنهان داشتن اسرار، و شکيبايى در شدت و دشوارى و مداراى با مردم است)

از علامات مرد حق باشد: راز دارى و صبر بر سختى

با مدارا به مردمان پويد راه آزادگى و خوشبختى


منابع
1
: تحف العقول.

2 : تحف العقول.

3 : تحف العقول.

4 : تحف العقول.

5 : تحف العقول.

6 : تحف العقول و عيون اخبار الرضا.

7 : تحف العقول.

8 : تحف العقول و عيون اخبار الرضا.

9 : تحت العقول.

10 : تحف العقول و عيون اخبار الرضا.

11 : تحف العقول.

12 : تحف العقول.

13 : تحف العقول.

14 : تحف العقول.

15 : تاريخ يعقوبي.

16 : تحف العقول.

17 : عيون اخبار الرضا.

18 : عيون اخبار الرضا.

19 : عيون اخبار الرضا.

20 : عيون اخبار الرضا.

21 : عيون اخبار الرضا.

22 : عيون اخبار الرضا.

23 : عيون اخبار الرضا.

24 : عيون اخبار الرضا.

25 : عيون اخبار الرضا.

26 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

27 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

28 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

29 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

30 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

31 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

32 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

33 : وفات الامام الرضا، مقرّم.

34 : وفات الامام الرضا.

35 : وفات الامام الرضا.

36 : وفات الامام الرضا.

37 : عيون اخبار الرضا.

38 : وفات الامام الرضا.

39 : عيون اخبار الرضا.

40 : وفات الامام الرضا.

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

قالَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ عَلِيُّ بْنُ أَبیطالب(علیه السلام):

1- خیر پنهانى و کتمان گرفتارى

مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ.

از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است.

2- ویژگى هاى زاهد

أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ.

زاهد در دنیا کسى است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.

3- تعادل در جذب و طرد افراد

«أَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»

با دوستت آرام بیا، بسا که روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بیا، بسا که روزى دوستت شود.

4- بهاى هر کس

قیمَةُ کُلِّ امْرِء ما یُحْسِنُ.

ارزش هر کسى آن چیزى است که نیکو انجام دهد.

5- فقیه کامل

«اَلا أُخْبِرُکُمْ بِالْفَقیهِ حَقَّ الْفَقیهِ؟ مَنْ لَمْ یُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ یُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللّهِ وَ لَمْ یَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَیْرَ فى عِبادَة لَیْسَ فیها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَیْرَ فى عِلْم لَیْسَ فیهِ تَفَکُّرٌ. وَ لا خَیْرَ فى قِراءَة لَیْسَ فیها تَدَبُّرٌ.»

آیا شما را از فقیه کامل، خبر ندهم؟ آن که به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نومید نسازد، و از مکر خدایشان آسوده نکند، و از قرآن رو به چیز دیگر نکنـد، و خیـرى در عبـادت بدون تفقّه نیست، و خیـرى در علم بدون تفکّر نیست، و خیرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نیست.

6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس

«إِنَّما أَخْشى عَلَیْکُمْ إِثْنَیْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَیُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»

همانا بر شما از دو چیز ميترسم: درازى آرزو و پیروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پیروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.

7- مرز دوستى

«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدیقِکَ صَدیقًا فَتَعْدى صَدیقَکَ.»

با دشمنِ دوستت دوست مشو که [با این کار] با دوستت دشمنى میکني.

8- اقسام صبر

«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصیبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَيالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِیَةِ.»

صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترک] معصیت.

9- تنگدستى مقدَّر

مَنْ ضُیِّقَ عَلَیْهِ فى ذاتِ یَدِهِ، فَلَمْ یَظُنَّ أَنَّ ذلِکَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَیَّعَ مَأْمُولاً.

وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فى ذاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَظُنَّ أَنَّ ذلِکَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.

هر که تنگدست شد و نپنداشت که این از لطف خدا به اوست، یک آرزو را ضایع کرده و هر که وسعت در مال یافت و نپنداشت که این یک غافلگیرى از سوى خداست، در جاى ترسناکى آسوده مانده است.

10- عزّت، نه ذلّت

اَلْمَنِیَّةُ وَ لاَ الدَّنِیَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ یَوْمانِ: فَیَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ فَإِذا کانَ لَکَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا کانَ عَلَیْکَ فَلا تَحْزَنْ فَبِکِلَیْهِما سَتُخْتَبَرُ.

مردن نه خوار شدن! و بى باکى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مکن، و چون به زیانت گردید غم مخور، که به هر دوى آن آزمایش شوي.

11- طلب خیر

ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.

هر که خیر جوید سرگردان نشود، و کسى که مشورت نماید پشیمان نگردد.

12- وطن دوستى

عُمِّرَتِ الْبِلادُ بِحُبِّ الأَوْطانِ.

شهرها به حبّ و دوستى وطن آباداند.

13- سه شعبه علوم لازم

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ.

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

14- سخن عالمانه

تَکَلَّمُوا فِى الْعِلْمِ تَبَیَّنَ أَقْدارُکُمْ.

عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.

15- منع تلقین منفى

لا تُحَدِّثْ نَفْسَکَ بِفَقْر وَ لا طُولِ عُمْر.

فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقین نکن.

16- حرمت مؤمن

سِبابُ الْمُؤْمِنِ فِسْقٌ وَ قِتالُهُ کُفْرٌ وَ حُرْمَةُ مالِهِ کَحُرْمَةِ دَمِهِ.

دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگیدن با او کفر، و احترام مالش چون احترام خونش است.

17- فقر جانکاه

أَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الاَْکْبَرُ، وَ قِلَّةُ الْعِیالِ أَحَدُ الْیَسارَیْنِ وَ هُوَ نِصْفُ الْعَیْشِ.

فقر و ندارى بزرگترین مرگ است! و عائله کم یکى از دو توانگرى است، که آن نیمى از خوشى است.

18- دو پدیده خطرناک

أَهْلَکَ النّاسَ إِثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.

دو چیز مردم را هلاک کرده: ترس از ندارى و فخرطلبي.

19- سه ظالم

أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعینُ عَلَیْهِ وَ الرّاضِيُ بِهِ شُرَکاءُ ثَلاثَةٌ.

شخص ستمکار و کمک کننده بر ظلم و آن که راضى به ظلم است، هر سه با هم شریکاند.

20- صبر جمیل

أَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَةِ حَسَنٌ جَمیلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْکَ.

صبر بر دو قسم است: صبر بر مصیبت که نیکو و زیباست، و بهتر از آن صبر بر چیزى است که خداوند آن را حرام گردانیده است.

21- اداى امانت

أَدُّوا الاَْمانَةَ وَ لَوْ إِلى قاتِلِ وُلْدِ الاَْنْبیاءِ.

امانت را بپردازید گرچه به کشنده فرزندان پیغمبران باشد.

22- پرهیز از شهرت طلبى

قالَ(علیه السلام) لِکُمَیْلِ بْنِ زِیاد:رُوَیْدَکَ لاتَشْهَرْ، وَ أَخْفِ شَخْصَکَ لا تُذْکَرْ، تَعَلَّمْ تَعْلَمْ وَ اصْمُتْ تَسْلَمْ، لا عَلَیْکَ إِذا عَرَّفَکَ دینَهُ، لا تَعْرِفُ النّاسَ وَ لا یَعْرِفُونَکَ.

آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار که شناخته نشوى، یاد گیر تا بدانى، خموش باش تا سالم بماني.
بر تو هیچ باکى نیست، آن گاه که خدا دینش را به تو فهمانید، که نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند (یعنى، گمنام زندگى کنى).

23- عذاب شش گروه

إِنَّ اللّهَ یُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّة : أَلْعَرَبَ بِالْعَصَبیَّةِ وَ الدَّهاقینَ بِالْکِبْرِ وَ الاُْمَراءَ بِالْجَوْرِ وَ الْفُقَهاءَ بِالْحَسَدِ وَ التُّجّارَ بِالْخِیانَةِ وَ أَهْلَ الرُّسْتاقِ بِالْجَهْلِ.

خداوند شش کس را به شش خصلت عذاب کند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تکبّر، و فرمانروایان را به جور، و فقیهان را به حسد، و تجّار را به خیانت، و روستایى را به جهالت.

24- ارکان ایمان

أَلاِْیمانُ عَلى أَرْبَعَةِ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلِ عَلَى اللّهِ، وَ التَّفْویضِ إِلَى اللّهِ وَ التَّسْلیمِ لاَِمْرِللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ.

ایمان چهارپایه دارد: توکّل بر خدا، واگذاردن کار به خدا، تسلیم به امر خدا و رضا به قضاى الهي.

25- تربیت اخلاقى

«ذَلِّلُوا أَخْلاقَکُمْ بِالَْمحاسِنِ، وَ قَوِّدُوها إِلَى الْمَکارِمِ. وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَکُمُ الْحِلْمَ.»

اخلاق خود را رامِ خوبى ها کنید و به بزرگوارى هایشان بکشانید و خود را به بردبارى عادت دهید.

26- آسانگیرى بر مردم و دورى از کارهاى پست

«لاتُداقُّوا النّاسَ وَزْنًا بِوَزْن، وَ عَظِّمُوا أَقْدارَکُمْ بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِيِّ مِنَ الاُْمُورِ.»

نسبت به مردم، زیاد خرده گیرى نکنید، و قدر خود را با کناره گیرى از کارهاى پست بالا برید.

27- نگهبانان انسان

«کَفى بِالْمَرْءِ حِرْزًا، إِنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ النّاسِ إِلاّ وَ مَعَهُ حَفَظَةٌ مِنَ اللّهِ یَحْفَظُونَهُ أَنْ لا یَتَرَدّى فى بِئْر وَ لا یَقَعَ عَلَیْهِ حائِطٌ وَ لا یُصیبَهُ سَبُعٌ، فَإِذا جاءَ أَجَلُهُ خَلُّوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَجَلِهِ.»

آدمى را همین دژ بس که کسى از مردم نیست، مگر آن که با او از طرف خدا نگهبان هاست که او را نگه ميدارند که به چاه نیفتد، و دیوار بر سرش نریزد، و درنده اى آسیبش نرساند، و چون مرگ او رسد او را در برابر اجلش رها سازند.

28- روزگار تباهیها

«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا یُعْرَفُ فیهِ إلاَّ الْماحِلُ وَ لا یُظَرَّفُ فیهِ إِلاَّ الْفاجِرُ وَ لا یُؤْتَمَنُ فیهِ إِلاَّ الْخائِنُ وَ لا یُخَوَّنُ إِلاَّ المُؤتَمَنُ، یَتَّخِذُونَ اْلَفْئَ مَغْنًَما وَ الصَّدَقَةَ مَغْرَمًا وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنًّا، وَ الْعِبادَةَ استِطالَةً عَلَى النّاسِ وَ تَعَدِّیًا و ذلِکَ یَکُونُ عِنْدَ سُلطانِ النِّساءِ، وَ مُشاوَرَةِ الاِْماءِ، وَ إِمارَةِ الصِّبیانِ.»

زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن ارج نیابد، مگر فرد بيعرضه و بيحاصل، و خوش طبع و زیرک دانسته نشود، مگر فاجر، و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن و به خیانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستکار و امین! در چنین روزگارى، بیتالمال را بهره شخصى خود گیرند، و صدقه را زیان به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسیله بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و این وقتى است که زنان، حاکم و کنیزان، مشاور و کودکان، فرمانروا باشند!

29- زیرکى به هنگام فتنه


«کُنْ فِى الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ، وَ لا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.»

هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش که نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شیرش دوشند.

30- اقبال و ادبار دنیا

«إذا أَقْبَلَتِ الدُّنیا عَلى أَحَد أَعارَتْهُ مَحاسِنَ غَیْرِهِ، وَ إِذا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحاسِنَ نَفْسِهِ.»

چون دنیا به کسى روى آرد، نیکویى هاى دیگران را بدو به عاریت سپارد، و چون بدو پشت نماید، خوبى هایش را برباید.

31- ناتوان ترین مردم

«أَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسابِ الاِْخْوانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.»

ناتوانترین مردم کسى است که توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او کسى است که دوستى به دست آرد و او را از دست بدهد.

32- فریاد رسى و فرح بخشيِ گرفتار

«مِنْ کَفّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ إِغاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفیسُ عَنِ الْمَکْرُوبِ.»

از کفّاره گناهان بزرگ، فریاد خواه را به فریاد رسیدن، و غمگین را آسایش بخشیدن است.

33- نشانه کمال عقل

«إِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلامُ.»

چون خرد کمال گیرد، گفتار نقصان پذیرد.

34- رابطه با خدا

«مَنْ أَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیاهُ. وَ مَنْ کانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ کانَ عَلَیْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.»

آن که میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا میان او و مردم را اصلاح ميکند و آن که کار آخرتِ خود را درست کند، خدا کار دنیاى او را سامان دهد. و آن که او را از خود بر خویشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.

35- افراط و تفریط

«هَلَکَ فِيَّ رَجُلانِ مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال.»

دو تن به خاطر من هلاک شدند: دوستى که اندازه نگاه نداشت و دشمنى که بغض ـ مرا ـ در دل کاشت.

36- روایت و درایت

«إِعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعایَة لاعَقْلَ رِوایَة، فَإِنَّ رُواةَ الْعِلْمِ کَثیرٌ، وَ رُعاتُهُ قَلیلٌ.»

هر گاه حدیثى را شنیدید آن را با دقّت عقلى فهم و رعایت کنید، نه بشنوید و روایت کنید! که راویان علم بسیارند و رعایت کنندگانِ آن اندک در شمار.

37- پاداش تارک گناه

«مَا الُْمجاهِدُ الشَّهیدُ فى سَبیلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْرًا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَکادَ الْعَفیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکًا مِنَ الْمَلائِکَةِ.»

مُزد جهادگرِ کشته در راه خدا بیشتر نیست از مرد پارسا که ـ معصیت کردن ـ تواند ـ لیکن ـ پارسا ماند و چنان است که گویى پارسا فرشته اى است از فرشته ها.

38- پایان ناگوار گناه

«أُذْکُرُوا انقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ.»

به یاد آرید که لذّتها تمام شدنى است و پایان ناگوار آن بر جاى ماندني.

39- صفت دنیا

«فى صِفَةِ الدُّنْیا: تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ.»

در صفت دنیا فرموده است:ميفریبد و زیان ميرساند و ميگذرد.

40- دینداران آخر الزّمان

«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا یَبْقى فیهِ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الاِْسْلامِ إِلاَّ اسْمُهُ. مَساجِدُهُمْ یَوْمَئِذ عامِرَةٌ مِنَ الْبِناءِ خَرابٌ مِنَ الْهُدي. سُکّانُها وَ عُمّارُها شَرُّ أَهْلِ الاَْرْضِ، مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِى الْخَطیئَةُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْها فیها.

وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ إِلَیْها.

یَقُولُ اللّهُ تَعالى «فَبى حَلَفْتُ لاََبْعَثَنَّ عَلى أُولئِکَ فِتْنَةً أَتْرُکَ الْحَلیمَ فیها حَیْرانَ» وَ قَدْ فَعَلَ. وَ نَحْنُ نَسْتَقیلُ اللّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ.»

مردم را روزگارى رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد.

آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند.

خداى تعالى فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد.

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

چهل سخن گهربار از ابن الرضا، حضرت امام جواد علیه السلام

1.تو را به پنج چیز سفارش می کنم :

اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن
اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن
اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو
اگر مدحت کنند شاد مشو 
و اگر نکوهشت کنند، بیتابی مکن.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)

2.سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (170)

3.چیزی  با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

4.نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

5.سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است :

از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی
به کسی که از تو بریده است بپیوندی
و هنگامی که با تو به نادانی  رفتار شود ، بردباری کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

6.خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 7.دانشمندی  که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

8.هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 9.هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

10.هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

 11.از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ، حقی  را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

 

12.پیوند با خویشان(صله رحم) ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ، حساب آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 71، ص (111)

 13.بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 65، ص (152)

 14.بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امین دانسته است ، چه آن شخص ، نیک باشد یا بد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (179)

15.غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست ، به او ببندی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

16.خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 17.تواضع ، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شأنش باشد ، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 18.برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 19.خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 7 ، ص (267)

 20.هر که علم و دانش را بجوید برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با سفها بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، باید آتش را جای نشستن خود گیرد.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، 2 ، ص (38)

 21.خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .

کافی ، ج 2 ، ص (663)

 22.سه خصلت است که دارنده اش نمی میرد تا عاقبت شوم آن را ببیند :

ستمکاری
ازخویشان بریدن
و قسم دروغ که نبرد با خداست .

کافی ، ج 75، ص (174)

 23.به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نمی کند ، جز این که حاجتش را بر آورد .

کافی ، ج 2 ، ص (475)

 24.خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزی ها در آن تقسیم گردد و حاجت های بزرگ بر آورده شود .

کافی ، ج 2 ، ص (478)

 25.دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است .

کافی ، ج 2 ، ص (507)

 26.هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم :

چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد
چشمی که از ترس خدا گریان شود
و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود.

کافی ، ج 2 ، ص (80)

 27.شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود می تند ، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکل تر می کند ، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد .

کافی ، ج 2 ، ص (316)

 28.چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها ، و چه بسیار بد است بدی ها پس از نیکی ها .

کافی ، ج 2 ، ص (458)

 29.چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 73، ص (20)

30.هیچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود ، نیست .

کافی ، ج 2 ، ص (482)

 31.هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمی شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمی خورد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (151)

 32.افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود ، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (54)

 33.خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ، اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (215)

 34.مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

35.هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

 36.سه چیز پشت انسان را می شکند :

مردی که عمل خویش را زیاد شمارد
 گناهانش را فراموش کند
 و به رای خویش ، خوشنود باشد.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 69، ص (314)

37.هر کس ظاهرش از باطنش بهتر باشد ، ترازوی اعمالش سبک می شود .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 4 ، ص (404)

 38.امروز ، غنیمت است ، در حالی که نمی دانی فردا ، از آن کیست .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (179)

 39.هر کس خشم خود را ، با آنکه بر اظهار آن تواناست ، فرو برد ، خداوند در روز قیامت قلبش را از امنیت و آرامش پر می کند .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 7 ، ص (303)

40.دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم .

تحف العقول ، ص (304)

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
چهل حدیث امام محمد باقر (علیه السلام )
1- چه بسا شخص حريص بر امری از امور دنيا ، که بدان دست يافته و باعث نافرجامى و بدبختی او گرديده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسيده ، ولی به وسيله آن سعادتمند گرديده است . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (166)
2- تو را به پنج چيز سفارش مى کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابی مکن . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (167)
3- سخن نيک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گيريد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (170)
4- چيزی با چيزی نياميخته است که بهتر از حلم با علم باشد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص(172)
5- نهايت کمال ، فهم در دين و صبر بر مصيبت ، و اندازه گيری در خرج زندگانى است . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربی ، ج 75، ص(172)
6- سه چيز از خصلتهای نيک دنيا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بريده است بپيوندی ، و هنگامی که با تو به ندانی رفتار شود ، بردباری کنی . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (173)
7- خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از يکديگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (173)
8- دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (173)
9- هيچ بنده ای عالم نيست ، مگر اينکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زيردست خود را خوار نشمارد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (173)
10- هر که خوش نيت باشد ، روزى اش افزايش مى يابد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (175)
11- هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده مى گردد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربی ، ج 75، ص (175)
12- از سستی و بى قراری بپرهيز ، که اين دو ، کليد هر بدی مى باشند ، کسی که سستی کند ، حقی را ادا نکند ، و کسی که بى قرار شود ، بر حق صبر نکند . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (175)
13- پيوند با خويشان ، عملها را پاکيزه مى نمايد ، اموال را افزايش مى دهد ، بلا را دور مى کند ، حسا آخرت را آسان مى نمايد ، و مرگ را به تاخير مى اندازد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربی ، ج 71، ص (111)
14- بهترين چيزی را که دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 65، ص (152)
15- خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار مى دهد ، چنانکه سفر کرده ای براى خانواده خود هديه مى فرستد ، و او را از دنيا پرهيز مى دهد ، چنانکه طبيب مريض را پرهيز مى دهد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (180)
16- بر شما باد به پرهيزکاری و کوشش و راستگويی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امين دانسته است ، چه آن شخص ، نيک باشد يا بد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (179)
17- غيبت آن است که درباره برادرت چيزی را بگويی که خداوند بر او پوشيده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عيبی را که در برادرت نيست ، به او ببندی . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (178)
18- خداوند ، دشنام گوی بى آبرو را دشمن دارد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (176)
19- تواضع ، راضی بودن به نشستن در جايی است که کمتر از شانش باشد ، و اينکه به هر کس رسيدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (176)
20- برترين عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (176)
21- خداوند در روز قيامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنيا به آنها داده است ، دقت و باريک بينی مى کند . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 7 ، ص (267)
22- آن که از شما به ديگری علم بياموزد ، پاداش او ( نزد خدای تعالی ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بيشتر مى باشد . کافى ، ج 1 ، ص (35)
23- هر که علم و دانش را جويد برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، يا با سفها بستيزد ، و يا مردم را متوجه خود نمايد ، بايد آتش را جای نشستن خود گيرد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، 2 ، ص (38)
24- خداوند عزوجل کسی را که در ميان جمع ، بدون ناسزاگويی شوخی کند ، دوست دارد . کافى ، ج 2 ، ص (663)
25- سه خصلت است که دارنده اش نمى ميرد تا عاقبت شوم آن را ببيند : ستمکاری ، ازخويشان بريدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست . کافى ، ج 75، ص (174)
26- به خدا سوگند هيچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند ، جز اينکه حاجتش را بر آورد . کافى ، ج 2 ، ص (475)
27- خداوند عزوجل از ميان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسيار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زيرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزيها در آن تقسيم گردد و حاجتهای بزرگ بر آورده شود . کافى ، ج 2 ، ص (478)
28- دعای انسان پشت سر برادر دينى اش ، نزديکترين و سريعترين دعا به اجابت است . کافى ، ج 2 ، ص (507)
29- هر چشمی روز قيامت گريان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا شب را بيدار باشد ، چشمی که از ترس خدا گريان شود ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود . کافى ، ج 2 ، ص (80)
30- شخص حريص به دنيا مانند کرم ابريشم است که هر چه بيشتر ابريشم به دور خود مى تند ، راه بيرون شدنش را دورتر و مشکل تر مى کند ، تا اينکه از غم و اندوه بميرد . کافى ، ج 2 ، ص (316)
31- چه بسيار خوب است نيکى ها پس از بدى ها ، و چه بسيار بد است بدى ها پس از نيکى ها . کافى ، ج 2 ، ص (458)
32- چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بى گناه از يکديگر جدا مى شوند . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 73، ص (20)
33- از دشمنی بپرهيزيد ، زيرا فکر را مشغول کرده و مايه نفاق مى گردد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربی ، ج 2 ، ص (301)
34- هيچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاريکی شب از ترس خدا و برای او ريخته شود ، نيست . کافى ، ج 2 ، ص (482)
35- هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمى شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمى خورد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 68، ص (151)
36- افزايش نعمت از جانب خداوند قطع نمى شود ، مگر اينکه شکر از جانب بندگان قطع گردد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 68، ص (54)
37- خداوند دنيا را به دوست و دشمن خود مى دهد ، اما دينش را فقط به دوست خود مى بخشد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 2 ، ص (215)
38- مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمى دهد ، از او دريغ نمى کند ، و به او گمان بد نمى برد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (176)
39- هيچ کس از گناهان سالم نمى ماند ، مگر اينکه زبانش را نگه دارد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 75، ص (178)
40- سه چيز پشت انسان را مى شکند : مردی که عمل خويش را زياد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به رای خويش ، خوشنود باشد . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربى ، ج 69، ص (314)
بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

چهل حدیث گرانقدر از بی بی دو عالم و شفیعه محشر حضرت زهرا سلام الله علیها(امیدوارم
مورد عنایت بی بی قرار گرفته باشیم)
  قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء ( سلام الله علیها) : نَحْنُ وَسیلَتُهُ فی خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ انْبیائِهِ.([۱])
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما اهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار می باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان پیامبران الهی هستیم.

 

۲ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: اتَیْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: ایْنَ بَعْلُکِ؟ فَقالَتْ(علیها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَی السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِکَهِ تَشاجَرُوا فی شَیْیء، فَسَالُوا حَکَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَاَوْحیَ اللّهُ إلَیْهِمْ انْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ ابی طالِب (علیه السلام).([۲])
عبد اللّه بن مسعود گوید: روزی بر فاطمه زهراء(علیها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت کجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: برای چه موضوعی؟! فرمود: بین عدّه ای از ملائکه الهی مشاجره ای شده است; و تقاضا کرده اند یک نفر از آدم ها بین ایشان حکم و قضاوت نماید; و خداوند به ملائکه وحی فرستاد: خودتان یک نفر را انتخاب نمائید; و آن ها هم حضرت علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) را برگزیدند.

 

۳ـ قالَتْ(علیها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانی، وَالْهَیْکَلُ النُّورانی، قُطْبُ الاقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.([۳])
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف امام علیّ (علیه السلام) فرمود : او پیشوائی الهی و ربّانی است، تجسّم نور و روشنائی است، مرکز توجّه تمامی موجودات و عارفان است، فرزندی پاک از خانواده پاکان می باشد، گوینده ای حقّ گو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.

 

۴ـ قالَتْ(علیها السلام): ابَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلیٌّ، یُقْیمانِ اَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.([۴])
فرمود: حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله) و علیّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروی کنند آن ها را از انحرافات دنیوی و عذاب همیشگی آخرت نجات می دهند; و از نعمت های متنوّع و وافر بهشتی بهره مندشان می سازند.

 

۵ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ اصْعَدَ إلیَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.([۵])
فرمود: هرکس عبادات و کارهای خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را برای او تقدیر می نماید.

 

۶ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّاً فی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.([۶])
فرمود: همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگاری ها در دوستی علیّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

۷ـ قالَتْ (علیها السلام): إلهی وَ سَیِّدی، اسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فی مُفارِقَتی اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتی، وَشیعَهِ ذُرّیتَی.([۷])
فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانی که آن ها را برگزیده ای، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائی من با ایشان، از تو می خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشی.

 

۸ـ قالَتْ (علیها السلام): شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالی اَوْلیائِنا وَ مُعادی اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.([۸])
فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائی که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

۹ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا انّی اکْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّی سَاُقْسِمُ عَلَی اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْجابَهِ.([۹])
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمی ترسیدم که عذاب الهی بر بی گناهی، نازل گردد; متوجّه می شدی که خدا را قسم می دادم و نفرین می کردم. و می دیدی چگونه دعایم سریع مستجاب می گردید.

 

۱۰ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ! لا کَلَّمْتُکَ ابَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فی کُلِّ صَلوه.([۱۰])
پس از ماجرای هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازی تو را نفرین خواهم کرد.

 

۱۱ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّی اُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، انَّکُما اَسْخَطْتُمانی، وَ ما رَضیتُمانی، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لاشْکُوَنَّکُما إلَیْهِ.([۱۱])
هنگامی که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه می گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید، و مرا راضی نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

 

۱۲ـ قالَتْ (علیها السلام): لا تُصَلّی عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ ابی رَسُولِ اللّهِ فی امیر الْمُومنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لی حَقیّ، وَ اخَذُوا إرْثی، وَ خَرقُوا صَحیفَتی اللّتی کَتَبها لی ابی بِمُلْکِ فَدَک.([۱۲])
فرمود: افرادی که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمومنین علیّ (علیه السلام) شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

 

۱۳ـ قالَتْ (علیها السلام): إلَیْکُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِکُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیرکُمْ، هَلْ تَرَکَ ابی یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.([۱۳])
خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بی تفاوتی و سهل انگاری هایتان، عذری برای شما باقی نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم برای کسی جای عذری باقی گذاشت؟

 

۱۴ـ قالَتْ (علیها السلام): جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ([۱۴])
فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود. و روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را برای استحکام اساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

 

۱۵ـ قالَتْ (علیها السلام): یا ابَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَیَّ وَ حَدَّثَنی انّی اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالی وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.([۱۵])
فرمود: ای ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل کسی هستم از اهل بیتش که به او ملحق می شوم و چاره ای از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهی خوشنود باش.

 

۱۶ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَهَ ایّام اوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فی حَیاتِهِ وَ حَیاتِکِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.([۱۶])
فرمود: هر که بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند. راوی گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد; و یا پس از مرگ.

 

۱۷ـ قالَتْ (علیها السلام): ما صَنَعَ ابُو الْحَسَنِ إلاّ ما کانَ یَنْبَغی لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِب۲ُهُمْ.([۱۷])
فرمود: آنچه را امام علیّ (علیه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت ـ انجام داد، وظیفه الهی او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات می نماید.

 

۱۸ـ قالَتْ (علیه السلام): خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.([۱۸])
فرمود: بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

۱۹ـ قالَتْ (علیها السلام): اوُصیکَ یا ابَا الْحَسنِ انْ لا تَنْسانی، وَ تَزُورَنی بَعْدَ مَماتی.([۱۹])
ضمن وصیّتی به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نکن; و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا.

 

۲۰ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّی قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلیَ الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَای، فَلا تَحْمِلینی عَلی سَریر ظاهِر، اُسْتُرینی، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ.([۲۰])
در آخرین روزهای عمر پر برکتش ضمن وصیّتی به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده می دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه ای روی بدنش تشییع می کنند. و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می نمایند. مرا بر تخت ـ و بلانکاردی ـ که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ـ ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

 

۲۱ـ قالَتْ (علیها السلام): … إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانی فَإنّی اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح.([۱])
مرد نابینائی وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمی بیند، من او را می بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوی زن را استشمام می کند.

 

۲۲ـ قالَتْ (علیها السلام): اصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَهً لِدُنْیاکُمْ، قالِیَهً لِرِجالِکُمْ.([۲])
بعد از جریان غصب فدک و احتجاج حضرت، بعضی از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وی را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقه ای به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

 

۲۳ـ قالَتْ (علیها السلام): إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما امَرْناکَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.([۳])
فرمود: اگر آنچه را که ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ دستور داده ایم عمل کنی و از آنچه نهی کرده ایم خودداری نمائی، تو از شیعیان ما هستی وگرنه، خیر.

 

۲۴ـ قالَتْ (علیها السلام): حُبِّبَ إلَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فی وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فی سَبیلِ اللّهِ.
فرمود: سه چیز از دنیا برای من دوست داشتنی است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا; و انفاق و کمک ـ به نیازمندان ـ در راه خداوند متعال.

 

۲۵ـ قالَتْ (علیها السلام): اُوصیکَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدی بِإبْنَهِ اُخْتی امامَهَ، فَإنَّها تَکُونُ لِوُلْدی مِثْلی، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.([۴])
در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن می باشند.

 

۲۶ـ قالَتْ (علیها السلام): الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّهَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّهَ.([۵])
فرمود: همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است; و نتیجه آن نعمت های بهشتی خواهد بود.

 

۲۷ـ قالَتْ (علیها السلام): ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.([۶])
فرمود: روزه داری که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودی از روزه خود نمی برد.

 

۲۸ـ قالَتْ (علیها السلام): اَلْبُشْری فی وَجْهِ الْمُوْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّهَ، وَ بُشْری فی وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقی صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.([۷])
فرمود: تبسّم و شادمانی در برابر مومن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنی از عذاب خواهد بود.

 

۲۹ـ قالَتْ (علیها السلام): لا یَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فی یَدِهِ ریحُ غَمَر.([۸])
فرمود: کسی که بعد از خوردن غذا، دست های خود را نشوید دست هایش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتی برایش بوجود آید ـ کسی جز خودش را سرزنش نکند.

 

۳۰ـ قالَتْ (علیها السلام): اصْعَدْ عَلَی السَّطْحِ، فَإنْ رَایْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّی لِلْغُرُوبِ فَاعْلِمْنی حَتّی ادْعُو.([۹])
روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود می فرمود: بالای پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا برای خود ـ و دیگران ـ دعا کنم.

 

۳۱ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَلایُبالی.([۱۰])
فرمود: همانا خداوند متعال تمامی گناهان بندگانش را می آمرزد و از کسی باکی نخواهد داشت.

 

۳۲ـ قالَتْ (علیها السلام): الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاهِ فی مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.([۱۱])
فرمود: هر شخصی نسبت به مرکب سواری، و فرش منزل خود و برگزاری نماز در آن از دیگری در اُلویّت است، مگر آن که دیگری امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمایند.

 

۳۳ـ قالَتْ (علیها السلام): یا ابَه، ذَکَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراهً یَوْمَ الْقیامَهِ، وا سَوْاتاهُ یَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.([۱۲])
اظهار داشت: ای پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسی ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ.

 

۳۴ـ قالَتْ (علیها السلام): إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، اشْفَعُ عُصاهَ اُمَّهِ النَّبیَّ ۶٫([۱۳])
فرمود: هنگامی که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، را شفاعت می نمایم.

 

۳۵ـ قالَتْ (علیها السلام): فَاکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلی اُنْسِ الاْحْیاءِ.([۱۴])
ضمن وصیّتی به امام علیّ (علیه السلام) اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردی، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتی بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان می باشد.

 

۳۶ـ قالَتْ (علیها السلام): یا ابَا الحَسَن، إنّی لاسْتَحی مِنْ إلهی انْ اکَلِّفَ نَفْسَکَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ.([۱۵])
خطاب به همسرش امیرالمومنین علیّ (علیه السلام) کرد و اظهار نمود: من از خدای خود شرم دارم که از تو چیزی را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشی.

 

۳۷ـ قالَتْ (علیها السلام): خابَتْ اُمَّهٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.([۱۶])
فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهی که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

 

۳۸ـ قالَتْ (علیها السلام): … وَ النَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَهِ ایجاباً لِلْعِّفَهِ.([۱۷])
فرمود: خداوند متعال منع و نهی از شرابخواری را جهت پاکی جامعه از زشتی ها و جنایت ها; و دوری از تهمت ها و نسبت های ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد; و دزدی نکردن، موجب پاکی جامعه و پاکدامنی افراد می گردد.

 

۳۹ـ قالَتْ(علیها السلام): وَ حَرَّمَ – اللّه – الشِّرْکَ إخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ انْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اطیعُوا اللّه فیما امَرَکُمْ بِهِ، وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.([۱۸])
فرمود: خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند; پس آن طوری که شایسته است باید تقوای الهی داشته باشید و کاری کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید. بنابر این باید اطاعت و پیروی کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهی کرده است، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت) از خدای سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

 

۴۰ـ قالَتْ (علیها السلام): امّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلی اهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَهَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِی اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّی یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام).([۱۹])
فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنی خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروی و متابعت کرده بودند حتّی دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمی کردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکی پس از دیگری منتقل می گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) می گردید که او نهمین فرزند از حسین (علیه السلام) می باشد.

 

  منابع:

[۱] ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج ۱۶، ص ۲۱۱٫ [۲] – اختصاص شیخ مفید: ص ۲۱۳، س ۷، بحارالانوار: ج ۳۷، ص ۱۵۰، ح ۱۵٫ [۳] ـ ریاحین الشّریعه: ج ۱، ص ۹۳٫ [۴] ـ تفسیر الإمام العسکری (علیه السلام): ص ۳۳۰، ح ۱۹۱، بحارالانوار: ج ۲۳، ص ۲۵۹، ح ۸٫ [۵] ـ تنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورّام: ص ۱۰۸ و ۴۳۷، بحار: ج ۶۷، ص ۲۴۹، ح ۲۵٫ [۶] ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج ۲، ص ۴۴۹ مجمع الزّوائد: ج ۹، ص ۱۳۲٫ [۷] ـ کوکب الدّریّ: ج ۱، ص ۲۵۴٫ [۸] ـ بحارالانوار: ج ۶۸، ص ۱۵۵، س ۲۰، ضمن ح ۱۱٫ [۹] ـ اصول کافی: ج ۱، ص ۴۶۰، بیت الاحزان: ص ۱۰۴، بحارالانوار: ج ۲۸، ص ۲۵۰، ح ۳۰٫ [۱۰] ـ صحیح مسلم: ج ۲، ص ۷۲، صحیح بخاری: ج ۶، ص ۱۷۶٫ [۱۱] ـ بحارالانوار: ج ۲۸، ص ۳۰۳، صحیح مسلم: ج ۲، ص ۷۲، بخاری: ج ۵، ص ۵٫ [۱۲] ـ بیت الاحزان: ص ۱۱۳، کشف الغمّه: ج ۲، ص ۴۹۴٫ [۱۳] ـ خصال: ج ۱، ص ۱۷۳، احتجاج: ج ۱، ص ۱۴۶٫ [۱۴] ـ ریاحین الشّریعه: ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمه الزّهراء (علیها السلام): ص ۳۶۰، قطعه ای از خطبه طولانی و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار. [۱۵] ـ بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۲۰۰، ح ۳۰٫ [۱۶] ـ بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۸۵، ح ۱۷٫ [۱۷] ـ الإمامه والسّیاسه: ص ۳۰، بحارالانوار: ج ۲۸، ص ۳۵۵، ح ۶۹٫ [۱۸] ـ بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸٫ [۱۹] ـ زهره الرّیاض ـ کوکب الدّری: ج ۱، ص ۲۵۳٫ [۲۰] ـ تهذیب الاحکام: ج۱، ص ۴۲۹، کشف الغمّه: ج ۲، ص ۶۷، بحار:ج ۴۳، ص ۱۸۹،ح ۱۹٫[۱] ـ بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۹۱، ح ۱۶، إحقاق الحقّ: ج ۱۰، ص ۲۵۸٫ [۲] ـ دلائل الإمامه: ص ۱۲۸، ح ۳۸، معانی الاخبار: ص ۳۵۵، ح ۲٫ [۳] ـ تفسیر الإمام العسکری (علیه السلام): ص ۳۲۰، ح ۱۹۱٫ [۴] ـ بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۹۲، ح ۲۰، اعیان الشّیعه: ج ۱، ص ۳۲۱٫ [۵] ـ کنزل العمّال: ج ۱۶، ص ۴۶۲، ح ۴۵۴۴۳٫ [۶] ـ مستدرک الوسائل: ج ۷، ص ۳۳۶، ح ۲، بحارالانوار: ج ۹۳، ص ۲۹۴، ح ۲۵٫ [۷] ـ تفسیر الإمام العسکری (علیه السلام): ص ۳۵۴، ح ۲۴۳، مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۲۶۲، بحارالانوار: ج ۷۲، ص ۴۰۱، ح ۴۳٫ [۸] ـ کنزل العمّال: ج ۱۵، ص ۲۴۲، ح ۴۰۷۵۹٫ [۹] ـ دلائل الإمامه: ص ۷۱، س ۱۶، معانی الاخبار: ص ۳۹۹، ضمن ح ۹٫ [۱۰] ـ تفسیر التّبیان: ج ۹، ص ۳۷، س ۱۶٫ [۱۱] ـ مجمع الزّوائد: ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، مسند فاطمه: ص ۳۳ و ۵۲٫ [۱۲] ـ کشف الغمّه: ج ۲، ص ۵۷، بحار الانوار: ج ۸ ، ص ۵۳، ح ۶۲٫ [۱۳] ـ إحقاق الحقّ: ج ۱۹، ص ۱۲۹٫ [۱۴] – بحارالانوار: ج ۷۹، ص ۲۷، ضمن ح ۱۳٫ [۱۵] ـ امالی شیخ طوسی : ج ۲، ص ۲۲۸٫ [۱۶] ـ مدینه المعاجز: ج ۳، ص ۴۳۰٫ [۱۷] ـ ریاحین الشّریعه: ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمه الزهراء (علیها السلام): ص ۳۶۰، قطعه ای از خطبه طولانی و معروف آن مظلومه. [۱۸] – همان مدرک قبل. [۱۹] ـ الإمامه والتبصره: ص ۱، بحارالانوار:

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

چهل حدیث از امام حسن عسکری ( ع )

قالَ الاِْمامُ الْعَسْکَری (علیه السلام) :

1. پرهیز از جدال و شوخی «لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»: جدال مکن که ارزشت میرود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند.
2. تواضع در نشستن «مَنْ رَضِی بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّی یَقُومَ.»: هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.
3. هلاکت در ریاست و افشاگری
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ یَمینًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِی یَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْی وَ إِیّاکَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّیاسَةِ، فَإِنَّهُما یَدْعُوانِ إِلَی الْهَلَکَةِ.»:
آن که را به راست و چپ رود واگذار! به راستی چوپان، گوسفندانش را به کمتر تلاشی گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش کرده و سخن پراکنی کنی و در پیریاست باشی، زیرا این دو، آدمی را به هلاکت میکشانند.
4. گناهی که بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتی لا تُغْفَرُ : لَیْتَنی لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراکُ فِی النّاسِ أَخْفی مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَی الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِی اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
از جمله گنـاهانی کـه آمرزیده نشود ایـن است که [آدمی ] بگوید: ای کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نکنند. سپس فرمود: شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.
5. نزدیکتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أَقْرَبُ إِلَی اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَیْنِ إِلی بَیاضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهی چشم به سفیدیاش نزدیکتر است.
6. دوستی نیکان و دشمنی بدان
«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضیلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَیْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْی عَلَی الْفُجّارِ.»:
دوستی نیکان به نیکان، ثوابست برای نیکان. و دوستی بدان به نیکان، فضیلت است برای نیکان. و دشمنی بدان با نیکان، زینت است برای نیکان. و دشمنی نیکان با بدان، رسوایی است برای بدان.
7. سلام نشانه تواضع
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتنی، سلام کردن بر هر کسی است که بر او میگذری، و نشستن در پایین مجلس است.
8. خنده بیجا
«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْکُ مِنْ غَیْرِ عَجَب.»:
خنده بیجا از نادانی است.
9. همسایه بد
«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتی تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأی حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأی سَیِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهای کمرشکن، همسایه ای است که اگر کردار خوبی را بیند نهانش سازد و اگر کردار بدی را بیند آشکارش نماید.
10. پندی گویا و جامع
«أُوصیکُمْ بِتَقْوَی اللّهِ وَ الْوَرَعِ فی دینِکُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلی مَنِ ائْتَمَنَکُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلی الله علیه وآله وسلم) صَلُّوا فی عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذا وَرَعَ فی دینِهِ وَ صَدَقَ فی حَدیثِهِ وَ أَدَّی الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِی فَیَسُرُّنی ذلِکَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا زَیْنًا وَ لا تَکُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبیح، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ.»:
لَناحَقٌّ فی کِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهیرٌ مِنَ اللّهِ لا یَدَّعیهِ أَحَدٌ غَیْرُنا إِلاّ کَذّابٌ. أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَی النَّبِی(صلی الله علیه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلی رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّیْتُکُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُکُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمْ السَّلامَ.»:
شما را به تقوای الهی و پارسایی در دینتان و تلاش برای خدا و راستگویی و امانتداری درباره کسی که شما را امین دانسته ـ نیکوکار باشد یا بدکار ـ و طول سجود و حُسنِ همسایگی سفارش میکنم. محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم)برای همین آمده است. در میان جماعت های آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت کنید. و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هر یک از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته میشود: این یک شیعه است، و این کارهاست که مرا خوشحال میسازد. تقوای الهی داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتی، تمام دوستی خود را به سوی ما بکشانید و همه زشتی را از ما بگردانید، زیرا هر خوبی که درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدی درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. در کتاب خدا برای ما حقّی و قرابتی از پیامبر خداست و خداوند ما را پاک شمرده، احدی جز ما مدّعی این مقام نیست، مگر آن که دروغ میگوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ کنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) سلام و تحیّت بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ کنید و شما را به خدا میسپارم، و سلام بر شما.
11. اندیشه در کار خدا
«لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فی أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه [حقیقتِ] عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
12. پلیدی خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدی است.
13. ویژگی های شیعیان
«شیعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِیَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاکِیَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَی الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَیَفْجُرُ لَهُمْ یَنابیعُ الْحَیَوانِ بَعْدَ لَظْی مُجْتَمَعِ النِّیرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:
پیروان ما، گروه های نجات یابنده و فرقه های پاکی هستند که حافظان [آیین] مایند، و ایشان در مقابل ستمکاران، سپر و کمککار ما [هستند]. به زودی چشمه های حیات [منجی بشریّت] بعد از گدازه توده های آتش! پیش از ظهور برای آنان خواهد جوشید.
14. ناآرامی کینه توز
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
کینه توز ، ناآرامترینِ مردمان است.
15. پارساترین مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَی الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترین مردم کسی است که در هنگام شبهه توقّف کند. عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد. زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید. کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.
16. وجود مؤمن
«أَلْمُؤْمِنُ بَرَکَةٌ عَلَی الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَی الْکافِرِ.»:
مؤمن برای مؤمن ،برکت و بر کافر، اتمام حجّت است.
17. محصول اعمال
«إِنَّکُمْ فی آجال مَنْقُوصَة وَ أَیّام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ یَأْتی بَغْتَةً، مَنْ یَزْرَعْ خَیْرًا یَحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ یَزْرَعْ شَرًّا یَحْصِدُ نِدامَةً، لِکُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا یُسْبَقُ بَطیءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا یُدْرِکُ حَریصٌ ما لَمْ یُقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِی خَیْرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِی شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»:
شما عمر کاهنده و روزهای برشمرده ای دارید، و مرگ به ناگهان میآید، هر کس تخم خیری بکارد به خوشی بِدْرَوَد، و هر کس تخم شرّی بکارد به پشیمانی بِدْرَوَد. هر که هر چه بکارد همان برای اوست. کُندکار را بهره از دست نرود و آزمند آنچه را مقدرّش نیست در نیابد، هر که به خیری رسد خدایش داده، و هر که از شرّی رهد خدایش رهانده.
18. شناخت احمق و حکیم
«قَلْبُ الأَحْمَقِ فی فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکیمِ فی قَلْبِهِ.»:
قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست.
19. تلاش برای رزق مقدّر
«لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»:
رزق و روزی ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.
20. عزّتِ حقگرایی
«ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إِلاّ عَزَّ.»:
هیچ عزیزی حقّ را رها نکند، مگر آن که ذلیل گردد و هیچ ذلیلی به حقّ نیاویزد، مگر آن که عزیز شود.
21. دوست نادان
«صَدیقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»:
دوست نادان، مایه رنج است.
22. بهترین خصلت
«خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیءٌ: أَلاِْیمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»:
دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چیزی نیست:ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.
23. نتیجه جسارت بر پدر
«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلی والِدِهِ فی صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَی الْعُقُوقِ فی کِبَرِهِ.»:
جرأت و دلیری فرزند بر پدرش در کوچکی، سبب عاقّ و نارضایتی پدر در بزرگی میشود.
24. بهتر از حیات و بدتر از مرگ
«خَیْرٌ مِنَ الْحَیاةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَیاةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِکَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»:
بهتر از زندگی چیزی است که چون از دستش دهی، از زندگی بدت آید، و بدتر از مرگ چیزی است که چون به سرت آید مرگ را دوست بداری.
25. وابستگی و خواری
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»:
چه زشت است برای مؤمن، دلبستگی به چیزی که او را خوار دارد.
26. نعمت بلا
«ما مِنْ بَلِیَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها.»:
هیچ بلایی نیست، مگر این که در آن از طرف خدا نعمتی است.
27. اکرام بدون افراط
«لا تُکْرِمِ الرَّجُلَ بِما یَشُقُّ عَلَیْهِ.»:
هیچ کس را طوری اکرام مکن که بر او سخت گذرد.
28. ارزش پند پنهان
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَدْ شانَهُ.»:
هر که در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر که آشکارا برادرش را پند دهد او را کاسته.
29. تواضع و فروتنی
«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا یُحْسَدُ عَلَیْها.»:
تواضع و فروتنی، نعمتی است که بر آن حسد نبرند.
30. سختی تربیت نادان
«رِیاضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ.»:
پرورش دادن نادان و ترک دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.
31. شادی بیجا
«لَیْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»:
اظهار شادی نزد غمدیده، از بی‌ادبی است.
32. جمال ظاهر و باطن
«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»:
صورت نیکو، زیبایی ظاهری است،و عقل نیکو، زیبایی باطنی است.
33. کلید تمام گناهان
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فی بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکَذِبَ.»:
تمام پلیدی ها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.
34. چشم پوشی از لغزش و یادآوری احسان
«خَیْرُ إِخْوانِکَ مَنْ نَسِی ذَنْبَکَ وَ ذَکَرَ إِحْسانَکَ إِلَیْهِ.»:
بهترین برادران تو کسی است که خطایت را نادیده گیرد و احسانت را یادآور شود.
35. مدح نالایق
«مَنْ مَدَحَ غَیْرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»:
هر که نالایقی را ثنا گوید، خود در موضعِ اتّهام قرار گیرد.
36. راه دوست یابی
«مَنْ کانَ الْورَعُ سَجِیَّتَهُ، وَ الْکَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ کَثُرَ صَدیقُهُ.»:
کسی که پارسایی خوی او، و بخشندگی طبیعت او، و بردباری خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند.
37. انس با خدا
«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:
کسی که با خدا مأنوس باشد، از مردم گریزان گردد.
38. خرابی مناره ها و کاخ ها
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصیرِ الَّتی فِی الْمَساجِدِ.»:
39. 39- نماز شب، سیر شبانه
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.»:
وصول به خداوند عزّوجلّ، سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.
40. ادبی بسنده
«کَفاکَ أَدَبًا تَجَنُّبُکَ ما تَکْرَهُ مِنْ غَیْرِکَ.»:
در مقام ادب برای تو همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود، از آن دوری کنی.

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 چهل حديث ازحضرت امام صادق عليه السلام

ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت کند که در تفسير آيه 158 انعام فرمود:

«يعنى خروج القائم المنتظر منا ثم قال عليه السلام: يا ابابصير طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبتة و المطيعين له فى ظهوره اولئک اولياء الله الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»

يعنى خروج قائم منتظر ما

سپس فرمود : اى ابابصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما کسانيکه در غيبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نيز فرمانبردار اويند  آنان اولياى خدا هستند که نه خوفى بر آنهاست و نه اندوهگين مى شوند.

کمال الدين ج2 باب 33 ح 54

 

 

طبيب و درد و درمان

 

 

امام صادق عليه السلام به مردى فرمودند:

 

 

« انک قد جعلت طبيب لنفسک و بين لک الداء و عرفت آية الصحة و دللت على الدواء، فانظر کيف قيامک تردها»

ترجمه: تو را طبيب خودت کرده اند و درد را هم برايت گفته اند و نشانه ى سلامتى را نيز به تو ياد داده اند و به دارو هم راهنمايى کرده اند، اکنون بنگر تا چگونه درباره ى آن رفتار کني.

شرح – مجلسى ( ره) گويد: درد همان اخلاق زشت و گناهان کشنده است و نشانه ى سلامتى همان نشانه هايى ست که خدا و رسول و ائمه اطهار فرموده اند مانند آيات اول سوره مومنون و ساير آنچه در اوصاف مومنين و متقين گفته شده و دارو  توبه و استغفار است و همچنين همنشينى با اخيار و پرهيز کردن از اشرار و زهد در دنيا و...

کافى/ جلد چهارم/  باب محاسبه

 

 

آثار قرآن خواندن خصوصا در جوانی

امام صادق علیه السلام فرمودند:

» من قرا القرآن فهو غنی و لا فقر بعده و الا ما به غنی »

هر که قرآن بخواند بی نیاز شود و نیازی پس از آن نیست( و اگر به قرآن بی نیاز نشود) هیچ چیز لو را بی نیاز نکند.

و نیز امام صادق فرمودند:

« من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه و جعله الله عزوجل مع السفره الکرام البررة و کان قرآن حجیزا عنه یوم القیامة... »

دستور به خواندن قرآن از روی آن

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

« من قرا قرآن فی المصحف متع ببصره و خفف عن والدیه و ان کانا کافرین»

هرکه قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد، اگرچه آن دو کافر باشند.

و نیز فرمودند:

« ثلاثة یشکون الی الله عز و جل: مسجد خراب لا یصلی فیه اهله و عالم بین جهال و مصحف معلق قد وقع علیه الغبار لا یقرا فیه. »

سه چیز است که بدرگاه خدای عزوجل شکایت کند:

مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند

و دانشمند و عالمی که میان نادان ها و جهال باشد

و قرآنی که گرد بر آن نشسته و کسی ان را نخواند.

اسحاق بن عمار گوید: بحضرت صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم من قرآن را حفظ دارم. آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی قرآن؟

فرمود: « بل اقراه و انظر فی المصحف فهو افضل اما علمت ان النظر فی المصحف عبادة؟ »

بلکه آن را بخوان و نگاه به قرآن کن که بهتر است. آیا ندانسته ای که نگاه کردن در قرآن عبادت است؟

اصول کافی / ج2 /  « کتاب فضل القرآن » « باب قرآة القرآن فی المصحف» احادیث 1،3، 5

 

 

خطاب خداوند در قرآن

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« نزل القرآن بایاک اعنی و اسمعی یا جاره »

قرآن مانند این ضربالمثل عربی نازل شده: به تو می گویم ولی ای همسایه تو گوش کن. ( نظیر این ضرب المثل در زبان فارسی : به در می گویم که دیوار بشوند)

و در روایت دیگری می فرماید:

« معناه ما عاتب الله عزوجل به علی نبیه فهو یعنی به ما قد مضی فی القرآن مثل قوله : { و لولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئا قلیلا} عنی بذلک غیره »

معنای آن اینست ( معنای حدیث قبل) که هرچه خدای عزوجل به پیامبرش صلی الله علیه و آله عتاب فرموده مقصود از آن دیگران است. مانند گفتار خداوند : { سوره اسرا آیه 74 – اگر نبود که ما تو را استوار داشتیم نزدیک بود کج شوی به سوی ایشان } و با این کلام غیر او را قصد کرده است.

اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 14

 

 

معناى قرآن و فرقان

از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: قرآن و فرقان دو چیزند( دو معنی دارند) یا یک چیزند؟ فرمود:

« القرآن جملة الکتاب و الفرقان المحکم الواجب العمل به »

قرآن همه ی کتاب است و فرقان همان قسمت محکم آن است که عمل به آن واجب است.

اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 1

 

 

پیامد قرآن خواندن و عمل نکردن به آن

 

 

عمل به آیات قران

 

 

 امام صادق علیه السلام مى‌فرمايد:

«رب تالى القرآن و القرآن يلعنه».(1)چه بسا تلاوت کنندة قرآن که قرآن لعنتش مى‌کند

 وقتى از حضرت سئوال شد آنان کيانند فرمود: کسانى که قرآن را مى‌خوانند اما به آن عمل نمى‌کنند

همچنین مى‌فرمايد: «من قراء القرآن من هذه الامه ثم دخل النار فهو ممن کان يتخذ بآيات الله هزوا». (2)کسى که قرآن رابخواندولى به آن عمل نکندبه آتش دوزخ دچار خواهد شد چرا که گوئى در دنيا به تمسخر قرآن مشغول بوده است.

1 ـ بحارالانوارجلد11ص223

2 ـ جامع‌الاخبار ص 56.

 

 

سه ویژگی لازم برای قاری قرآن

امام صادق علیه السلام می فرماید: «قاری قرآن به سه چیز نیاز دارد: دلی خاشع، بدنی فارغ، جایی خالی، و چون دل او برای خدا خاشع گردید شیطان رجیم از او گریزان خواهد شد.»

تفسیر نورالثقلین، ج3، ص.85

 

 

حق تلاوت آیات

امام صادق علیه السلام درباره حق تلاوت آیات می فرماید: آیات آن را با دقت بخوانند، حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل نمایند، به وعده های آن امیدوار، و از وعیدهای آن ترسان باشند، از داستان های آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهی آن را بپذیرند، به خدا قسم منظور حفظ کردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره ها، یادگرفتن اعشار و اخماس* آن نیست.»

ارشاد دیلمی، نقل از تفسیر نمونه، ج1، ص.431

 

 

هر روز 50 ایه از قرآن

امام صادق علیه السلام می فرماید:

قرآن عهدنامه خدا برای مردم است. شایسته است که انسان مسلمان به آن عهدنامه نگاه کند و در هر روز پنجاه آیه بخواند.

 

 

هشدار در مورد قانع شدن به نحو

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«من إنْهَمَکَ فِى‏طَلَبِ النَّحْوِ، سُلِبَ الْخُشُوعُ‏»

کسى که تمام کوشش خود را در راه طلب نحو صرف کند، از خشوع محروم مى‏شود.

مستدرک الوسائل، ج 4، ص 279، مؤسّسة آل‏البيت.

 

آگاهى به معناى آيات‏ و هشدار در مورد ترک تدبر در قرآن

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«ألْمُقْرِى‏ءُ بِلاعِلْمٍ کَالْمُعْجِبِ بِلامالٍ وَلامُلْکٍ‏»

 قرائت کننده بدون علم و آگاهى، مثل کسى است که بدون مال و ملک از خود راضى باشد.

مستدرک الوسائل، ج 4، ص 252، مؤسّسة آل‏البيت.

و همچنین از  امام صادق‏عليه السلام نقل شده است که فرمود:

 اى مفضّل! اگر شيعيان ما در قرآن تدبّر مى‏کردند، در فضيلت ما شک نمى‏نمودند.

بحارالانوار، ج 53، ص 26.

 

 

کیفیت خواندن قرآن

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

« إنَّ القُرآنَ لايُقرَأُ هَذْرَمَةً وَلکِنْ يُرَتَّلُ تَرْتيلاً فَإذا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فيها ذِکْرُ الجَنَّةِ فَقِفْ عِنْدَها وَسَلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ الْجَنَّةَ وَ إذا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فيها ذِکْرُ النَّارِ فَقِفْ عِنْدَها وَ تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ »

هر آينه قرآن با سرعت و شتاب نبايد خوانده شود و بايد هموار و شمرده و با آهنگ خوش خوانده شود و هرگاه به آيه‏اى که در آن نام بهشت برده شده است، گذر کنى آنجا بايست و از خداى عزّوجلّ، بهشت را بخواه و چون به آيه‏اى که در آن ذکر دوزخ است، گذر کنى نزد آن نيز توقّف کن و از دوزخ به خدا پناه ببر.

اصول کافى، ج 4، ص 422.

 

 

قرآن چگونه کتابی ست؟

امام صادق‏ عليه السلام مى‏فرمايد:

«إنَّ هذَالقُرآنِ فيهِ مَنارُالهُدى‏ وَ مَصابيحُ الدُّجى‏ فَلْيَجُلْ جالٍ بَصَرَهُ وِ نَفْتَحُ لِلضِّياءِ، نَظَرَهُ فَإنَّ التَّفَکَّرَ حَياةُ قلْبِ الْبَصيرِ کَما يَمْشيِ الْمُسْتَنيرُ فِى‏الظُّلُماتِ بِالنُّورِ»

همانا قرآن (کتابى) است که در آن جايگاه نور هدايت و چراغ‏هاى شب تار است. پس شخص تيزبين بايد که در آن دقّت نظر کند و براى پرتوش نظر خويش را بگشايد. زيرا که انديشه کردن، زندگانى و مايه حيات قلب بينا است. چنانکه آنکه جوياى روشنايى است، در تاريکى‏ها به سبب نور راه پيمايد.

اصول کافى، ج 4، ص 400، انتشارات علميه اسلاميه.

 

 

حفظ قرآن با مشقت

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«اى الذى يعالج القرآن و يحفظه بمشقه منه و قله حفظ له اجران»

 کسى که قرآن را با مشقت و تحمل سختى حفظ مى‌کند، دو اجر در پيش دارد يکى اجر نفس کار است و ديگرى اجر توفيق عمل …

اصول کافى ج 2 ص 606.

 

 

ارتقاء سطح دانش و معرفت کودک

امام صادق عليه‏السلام به جميل‏بن ‏درّاج فرمودند:

"بَادِرُوا اَحدَاثَکُم بِالحَدِيثِ قَبلَ اَن تَسبِقَکُم اِلَيهِم المُرجِئَةُ"؛

فرزندانتان را با کلام [ما] آشنا کنيد پيش از آن که مرجئه (و ديگر فرقه‏هاى منحرف عقيدتى) بر شما سبقت بگيرند [ و آنان را منحرف سازند]

فروع کافى، ج2، ص94. به نقل از مرکز نشر اعتقادات

 

 

آموزش‏هاى دينى و تقويت مبانى اعتقادى کودک

 

 

امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند:

 

 

هنگامى که کودک به سه سالگى رسيد لا اله الا اللّه را به او بياموزيد و او را رها کنيد (همين مقدار کافى است).

وقتى هفت ماه ديگر گذشت محمد رسول اللّه (صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله) را به او آموزش دهيد و سپس او را رها کنيد تا چهار ساله شود. آن‏گاه صلوات فرستادن را به او بياموزيد.

در پنج سالگى به او سمت راست و چپ را آموزش دهيد و قبله را نشان او داده و بگوييد سجده کند.

آن‏گاه او را تا شش سالگى واگذاريد. فقط پيش روى او نماز بخوانيد و رکوع و سجود را يادش دهيد تا هفت سالش هم تمام شود.

وقتى هفت سالگى را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعليم دهيد و به او بگوييد نماز بخواند، تا هنگامى که نه ساله شد وضو و نماز را به نيکى آموخته باشد.

و هنگامى که آن‏ دو را به خوبى ياد گرفت خدا پدر و مادر او را به خاطر اين آموزش‏شان خواهد آمرزيد.

وسائل‏الشيعة، ج15، ص193. به نقل از مرکز نشر اعتقادات

 

 

دختران و پسران

امام صادق عليه‏السلام فرمود:

"البَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ البَنُونُ نِعمَةٌ وَ اِنَّما يُثَابُ عَلَى الحَسَنَاتِ و يُسألُ عَنِ النِعمَةِ"؛

دختران نيکى و پسران نعمت‏اند و همانا بر نيکى‏ها پاداش داده و از نعمت‏ها سؤال مى‏شود.

اسلام با در نظر داشتن روحيات لطيف دختر، به والدين دستور داده که در برخى از رفتارهاى خانوادگى مانند تقسيم هدايا، دختران را مقدم شمارند.

وسائل‏الشيعة، ج15، ص104؛ فروع کافى، ج2، ص82. به نقل از مرکز نشر اعتقادات

 

 

ضرورت مهرورزى و توجه به عواطف کودکانه

امام صادق عليه‏السلام فرموده‏اند:

"اِنَّ اللّه لَيَرحَمُ العَبدُ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِه"؛

همانا پروردگار بنده‏اش را به دليل زيادى مهرورزى نسبت به کودک خود مى‏بخشايد.

 وسائل‏الشيعة، ج21، ص483. به نقل از مرکز نشر اعتقادات

 

تقسیم بندی دوران زندگی فرزندان پسر

از امام صادق(ع) روايت شده است:

الغلام يلعب سبع سنين و يتعلم الکتاب سبع سنين و يتعلم الحلال و الحرام سبع سنين؛

فرزند پسر هفت سال بازى مى‏کند و هفت سال قرآن مى‏آموزد و هفت سال حلال و حرام را ياد مى‏گيرد.

المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۱۲۱.

 

 

تربیت فرزند در هفت سال اول دوم و سوم

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

« دع یلعب سبع سنین و یودب سبع سنین و الزمة نفسک سبع سنین »

فرزند خود را در هفت سال آزاد بگذار تا بازی کند و هفت سال او را با آداب و روش های مفید تربیت کن و در هفت سال سوم مانند یک رفیق صمیمی مصاحب و ملازمش باش.

وسائل / ج 5 / ص 125 به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

*  در این حدیث امام صادق علیه السلام احترام و اکرام نوجوانان را با کلمه « ملازمت » با اولیایشان بیان نموده است. اولیا تا قبل از بلوغ بر فرزندان خود حکومت می کنند ولی از آغاز 15 سالگی موظفند به شخصیت آنان احترام بگزارند و به جای فرمان دادن، رفیق صمیمی و مصاحب باصفای آنان باشند.

نوجوانی که مورد تکریم پدر و مادر است در شورای خانواده شرکت می کند و به نظراتش ترتیب اثر داده می شود، نوجوانی که پدرش با وی مانند یک رفیق صمیمی رفتار می کند و خلاصه شخصیتش همواره گرامی شمرده می شود، کوشش می کند خود را به پستی آلوده نکندو رفتارش شایسته ی این تکریم باشد.

 

 

تغذیه مادر و تاثیر روی فرزند

" امام صادق " علیه السلام فرمودند :

" به زنان خویش دردوران نفاس شان خرمای برنی بخورانید تا اولاد شما خوب وزیبا شوند. "(1)

و فرمودند زن بارداری که به بخورد فرزندش خوشبو و سپیدرو می گردد.(2) 

   1 - "  کتاب مکارم اخلاق  " , ج 1 , ص 193 و 192

   2  - "  فروغ کافی  " ج6 

به نقل از مقاله نقش خانواده در تربيت کودک/ تهيه  و  تدوين  :  اعظم احمد زاده

 

 

فرزند صالح

امام ‏صادق عليه‏السلام فرمودند:

"مِيرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ...؛

ميراث خداوند به بنده مؤمنش فرزند صالح است

وسائل الشيعة، ج15، ص97. به نقل از مرکز نشر اعتقادات

 

 

حقوق پدر و مادر و حقوق فرزند

 

 

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

 

 

«  یجب الوالدین علی الولد ثلاثة اشیاء : شکرهما علی کل حال، و طاعتهما فیما یامرانه و ینهیانه عنه فی غیر معصیة الله و نصیحتهما فی السر و العلانیة و تجب للولد علی والده ثلاث خصال:  اختیاره لوالدته و تحسین اسمه و المبالغة فی تادیبه  »

پدر و مادر را بر فرزند سه حق است: شکر آنان در هر حال، اطاعتشان در هر امر و نهی که معصیت خدا نباشد و خیرخواهی برای آنها در نهان و عیان

و فرزند را بر پدر سه حق است: مادر خوب انتخاب کردن، نام نیکو نهادن و پرورش خوب دادن

تحف العقول، ص 337 به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

 

 

سریع ترین عبادت برای رسیدن به خشنودی خداوند

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

« بر الوالدین من حسن معرفة العبد بالله تعالی اذ لا عبادة اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله تعالی من بر الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی»

حسن سلوک نیکی به والدین از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالی است، چرا که هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیکی به پدر و مادر به خشنودی خداوند تعالی نمی رساند آن هم احسانی که محض تحصیل رضای پروردگار باشد.

مستدرک، ج 15، ص 198 به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

 

 

مورد لعن

امام جعفر صادق علیه السلام فرموده اند:

« ملعون قاطح رحم، ملعون من ضرب والده و والدته »

آن کس که قطع رحم کند ملعون است و آن کس که پدر و مادر خود را بزند ملعون و از رحمت الهی بی بهره است.

بحار، ج71، ص 85 به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

 

 

بهترین اعمال

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

« افضل الاعمال : الصلوة لوقتها و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله»

بهترین اعمال به جا آوردن نماز است در وقت آن و نیکی کردن به والدین و جهاد در راه خداست.

تحف العقول، ص 238 به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

 

 

حقی که زن بر شوهرش دارد

امام صادق علیه السلام درمورد حقی که زن بر شوهرش دارد فرمود:

حق زن بر شوهر، غذا دادن، لباس پوشاندن، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است

اگر مردی چنین رفتاری نماید، وظیفه شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.

بحار ج 104 ص 151 به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام، شرح نراقی

 

 

نعمت همسر شایسته

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

«در دنيا چيزى بهتر از همسرشايسته وجود ندارد. زنيکه شوهرش از ديدار او مسرور و شاد گردد »

بحار ج 103 ص 217. به نقل از کتاب همسرداری /ابراهيم امينى

 

 

اخلاق پیامبر گونه

امام صادق علیه السلام فرمود:

يکى از اخلاق پيمبران اينست که نسبت‏به‏همسرانشان محبت دارند

بحار جلد 103 ص 236 به نقل از کتاب همسرداری /ابراهيم امينى

 

 

اظهار محبت

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

هر کس از دوستان ما باشد به‏همسرش بيشتر اظهار محبت مى کند

بحار جلد 103 ص 223 به نقل از کتاب همسرداری /ابراهيم امينى

 

 

همسرانتان را دوست‏بداريد

 

 

امام صادق عليه السلام فرمود:

 

 

زن از مرد آفريده شده و تمام‏توجهش به سوى مردها معطوف ميباشد.پس همسرانتان را دوست ‏بداريد

بحار جلد 103 ص 226 به نقل از کتاب همسرداری /ابراهيم امينى

 

 

خوشبختی و سعادت در گرو احترام به همسر

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر زنى که از شوهرش احترام کند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود

بحار ج 103 ص 253. به نقل از کتاب همسرداری /ابراهيم امينى

 

 

یک زوج نمونه

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

« کان امیرالمومنین علیه السلام یحتطب و یسقی و یکنس و کانت فاطمة تطحن و تعجن و تخبز»

امیرالمومنین علیه السلام در خانه به کارهای مشکل  می پرداخت هیزم جمع آوری می کرد، آب به منزل می آورد و جارو و نظافت منزل را بعهده داشت و فاطمه زهرا سلام الله علیها گندم را با آسیاب دستی آرد می کرد و خمیر می کرد و نان می پخت.

بحار ج 43 ص 151 / به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام، شرح نراقی

 

 

با عمل کردن خودتان مردم را به خیر دعوت کنید

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوة و الخیر فان ذلک داعیه

دعوت کننده ی مردم باشید با غیر زبانهایتان ( با اعمالتان) تا ببینند از شما ورع و اجتهاد و نماز و خیر را، پس آن ( انجام دادن اعمال خود بهترین) دعوت کننده ی اوست.

وسائل،ج 11، ص 194 به نقل از الحیاة

 

 

آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است؟

از امام صادق علیه السلام سوال شد آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است؟

امام صادق علیه السلام فرمودند:

انما هو علی القوی المطاع العالم بالمعروف من المنکر، لا علی الضعفة الذین لا یهتدون سبیلا

این کار بر شخصی واجب است که مورد احترام و اطاعت دیگران باشد و نسبت به تشخیص معروف از منکر عالم باشد، نه بر ضعیفی که خود در انتخاب راه متحیرند.

بحار ج 97 ص 93 به نقل از میزان

 

 

یک مثال از نتیجه ی ترک امر به معروف و نهی از منکر

یک مثال از نتیجه ی ترک امر به معروف و نهی از منکر

امام صادق علیه السلام به یکی از یارانشان فرمودند:

اگر شما دور بنی عباس را نمی گرفتید آنها ما را خانه نشین نمی کردند سکوت شما ما را خانه نشین کرد.

وسائل / ج 12 / ص 144 به نقل از کتاب امر به معروف و نهی از منکر / محسن قرائتی

 

 

اعلام دشمنی با خدا !

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

کسی که بتواند جلوی مفاسد را بگیرد، ولی نگیرد، دوست دارد بخدا معصیت شود. چنین کسی اعلام دشمنی با خدا کرده است.

مستدرک ج 12 ص 184 ( متن عربی)

 

 

نزدیکترین حالات بنده به پروردگار

امام صادق علیه السلام فرمودند:

أَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ

نزدیکترین حالات بنده به پروردگار، حالت سجده است.

 (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

 

 

نشناختن امام زمان

امام صادق(ع) فرمودند:

مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانِهِ ماتَ میتةً جاهِلیةً

هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده  است

بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

گلهایی معطر از بوستان احادیث امام باقر(ع)

چهل حدیث

1- چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا ، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده ، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (166)

--------------------------------------------------------------------------------

2- تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)

 

--------------------------------------------------------------------------------

3- سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (170)

 

--------------------------------------------------------------------------------

4- چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

 

--------------------------------------------------------------------------------

5- نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

 

--------------------------------------------------------------------------------

6- سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به ندانی رفتار شود ، بردباری کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 

--------------------------------------------------------------------------------

7- خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 

--------------------------------------------------------------------------------

8- دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 

--------------------------------------------------------------------------------

9- هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 

--------------------------------------------------------------------------------

10- هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

 

--------------------------------------------------------------------------------

11- هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

 

--------------------------------------------------------------------------------

12- از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ، حقی را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

 

--------------------------------------------------------------------------------

13- پیوند با خویشان ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ، حسا آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 71، ص (111)

 

--------------------------------------------------------------------------------

14- بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 65، ص (152)

 

--------------------------------------------------------------------------------

15- خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار می دهد ، چنانکه سفر کرده ای برای خانواده خود هدیه می فرستد ، و او را از دنیا پرهیز می دهد ، چنانکه طبیب مریض را پرهیز می دهد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (180)

 

--------------------------------------------------------------------------------

16- بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امین دانسته است ، چه آن شخص ، نیک باشد یا بد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (179)

 

--------------------------------------------------------------------------------

17- غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست ، به او ببندی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

 

--------------------------------------------------------------------------------

18- خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 

--------------------------------------------------------------------------------

19- تواضع ، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شانش باشد ، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 

--------------------------------------------------------------------------------

20- برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 

--------------------------------------------------------------------------------

21- خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 7 ، ص (267)

 

--------------------------------------------------------------------------------

22- آن که از شما به دیگری علم بیاموزد ، پاداش او ( نزد خدای تعالی ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بیشتر می باشد . کافی ، ج 1 ، ص (35)

 

--------------------------------------------------------------------------------

23- هر که علم و دانش را جوید برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با نابخردان بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، باید آتش را جای نشستن خود گیرد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، 2 ، ص (38)

 

--------------------------------------------------------------------------------

24- خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .

کافی ، ج 2 ، ص (663)

 

--------------------------------------------------------------------------------

25- سه خصلت است که دارنده اش نمی میرد تا عاقبت شوم آن را ببیند : ستمکاری ، ازخویشان بریدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست .

کافی ، ج 75، ص (174)

 

--------------------------------------------------------------------------------

26- به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند ، جز اینکه حاجتش را بر آورد . کافی ، ج 2 ، ص (475)

 

--------------------------------------------------------------------------------

27- خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهای بزرگ بر آورده شود .

کافی ، ج 2 ، ص (478)

 

--------------------------------------------------------------------------------

28- دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . کافی ، ج 2 ، ص (507)

 

--------------------------------------------------------------------------------

29- هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد ، چشمی که از ترس خدا گریان شود ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود .

کافی ، ج 2 ، ص (80)

 

--------------------------------------------------------------------------------

30- شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود می تند ، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکل تر می کند ، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد .

کافی ، ج 2 ، ص (316)

 

--------------------------------------------------------------------------------

31- چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها ، و چه بسیار بد است بدی ها پس از نیکی ها . کافی ، ج 2 ، ص (458)

 

--------------------------------------------------------------------------------

32- چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 73، ص (20)

 

--------------------------------------------------------------------------------

33- از دشمنی بپرهیزید ، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق می گردد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (301)

 

--------------------------------------------------------------------------------

34- هیچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود ، نیست . کافی ، ج 2 ، ص (482)

 

--------------------------------------------------------------------------------

35- هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمی شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمی خورد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (151)

 

--------------------------------------------------------------------------------

36- افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود ، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (54)

 

--------------------------------------------------------------------------------

37- خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ، اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (215)

 

--------------------------------------------------------------------------------

38- مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

 

--------------------------------------------------------------------------------

39- هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

 

--------------------------------------------------------------------------------

40- سه چیز پشت انسان را می شکند : مردی که عمل خویش را زیاد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به رای خویش ، خوشنود باشد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 69، ص (314)

بنیان گذار مداحی سیاسی کیست؟

 

بنیان گذار مداحی سیاسی کیست؟

فرارو- بی شک منصور ارزی نام آور ترین و شناخته شده ترین مداح سالیان گذشته است. چه اینکه بسیاری از کسانی که اکنون برای خود نام اندوخته و بیرقی آویخته اند، روزگاری شاگردی محضر او را کرده اند و در برابرش زانوی ادب زمین زده اند تا شاید زمانی میکروفون حاج منصور به سمت شان بچرخد تا ایشان هم اشکی بگیرند و فیضی ببرند.

گذشته از پیشگام بودن مداحی مدرن ایران، اظهار نظر های آتشین سیاسی حاج منصور که هیچ چهارچوبی را برنمی تابد نیز نقش بسزایی در شهرت روز افزون وی دارد.

نقدهای سیاسی حاج منصور پس از پایان جنگ و روی کار آمدن دولت سازندگی آغاز شد اما پس از دوم خرداد اوج گرفت و تند و تیز تر شد.

اولین اظهار نظر تند حاج منصور علیه اصلاحات پیش از روی کار آمدن دولت اصلاحات بود. او در آستانه هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری انتقادات تندی نسبت به عملکرد سید محمد خاتمی در وزارت ارشاد مطرح کرد و صریحا از رقیب وی یعنی علی اکبر ناطق نوری حمایت کرد.
 
این سخنان که در مسجد شهدای تهران انجام شد اولین سوء استفاده سیاسی از جایگاه مداحی اهل بیت بود که تاکنون ادامه یافته است. 

مداحی اهل بیت در ایران پیشینه ای به قدمت تاریخ دارد و مداحان از آنجا که ذکر مصیبت امامان را می گویند و در رثای آنان نوحه خوانی می کنند جایگاهی خاص در میان قشر مذهبی جامعه دارند و این جایگاه بعضی از مداحان را وسوسه کرده است تا گرایش ها و تمایلات

اولین اظهار نظر تند حاج منصور علیه اصلاحات پیش از روی کار آمدن اصلاحات بود. وی در آستانه هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری انتقادات تندی نسبت به عملکرد سید محمد خاتمی در وزارت ارشاد مطرح کرد و صریحا از رقیب وی یعنی علی اکبر ناطق نوری حمایت کرد.
سیاسی خویش را در لابلای ذکر مصیبت یا مدح ائمه بیان کنند.

این افراد به این مسئله توجه نمی کنند که حضور مردم در مجلس آنان برای شرکت در عزاداری است و مجلس امامان جای تبلیغات سیاسی نیست و از لحاظ اخلاقی مذموم است و از نظر شرعی مشکل دارد اما انبوه مردم آنچنان وسوسه کننده است که برخی مداحان این مسائل را نادیده بگیرند و از مجلس ائمه سوء استفاده سیاسی بکنند. غافل از اینکه این امر می تواند مردمی را که تمایلی به شنیدن نظرات سیاسی مداحان ندارند از مجلس امامان دور کند.

حاج منصور کیست؟
منصور ارضی متولد اردیبهشت سال 1332 در منطقه‌ خانی آباد تهران است. مداحی را از سن 5 سالگی تحت نظارت عموی خود حاج حسن ارضی آموخته‌است. او در سال‌های مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی توانست وجهه‌ای خاص برای مداحی در جامعه ایجاد کند.

در سال‌های بعد و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در بعضی از جبهه‌های جنگ حضور داشته ‌است که از جمله می توان به خرمشهر،دزفول،اهواز،دو کوهه جبهه‌های غرب سنندج، مریوان، سقز، ارومیه، مهاباد، مهران و بوکان اشاره کرد.

اما معروف‌ترین آنها منطقه‌ دو کوهه است که منصور ارضی در آنجا مراسم دعای کمیل را برگزار می‌کرده‌است. با گذشت زمان و پایان جنگ تحمیلی مداحی وجه‌ای مذهبی-سیاسی به خود گرفت که یکی از پیشگامان این حرکت منصور ارضی بود. 

او محفلی را در مسجد شهدا واقع درخیابان آهنگ تشکیل داد. پس از مسجد شهدا، مسجد ارک پایگاه اصلی منصور ارضی به شمار می‌رفت که تاکنون نیز در آن جا برنامه‌ی مداحی دارد.

او در حال حاضر بیشتر اوقات بر گزاری مراسم دعای کمیل در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و زیارت عاشورا در حسینیه صنف لباس فروشان تهران را به عهده دارد. 

بیت الزهرا و حسینیه چمنی نیز از جمله فعالیت‌های ثابت حاج منصور ارضی به شمار می‌روند.

بسیاری از مریدان و پامنبری های منصور ارزی کسانی اند که تحت نام "انصار حزب الله" شناخته می شوند. اینان در قبال مسائل
بسیاری از مریدان و پامنبری های منصور ارزی کسانی اند که تحت نام "انصار حزب الله" شناخته می شوند. اینان در قبال مسائل سیاسی کشور نظریات تندی دارند و در زمان دولت محمد خاتمی جدی ترین مخالفان اجتماعی او محسوب می شدند و هیئت های مذهبی اصلی ترین پایگاه اجتماع آنها است.
سیاسی کشور نظریات تندی دارند و در زمان دولت محمد خاتمی جدی ترین مخالفان اجتماعی او محسوب می شدند و هیئت های مذهبی اصلی ترین پایگاه اجتماع آنها است.

ارزی و مواضع کنونی
با روی کار آمدن احمدی نژاد حاج منصور به حمایت از وی پرداخت و در مقابل نیز رئیس دولت نهم گاهی در مجالس وی حاضر می شد، اما رئیس جمهور شدن شخصی باب میل حاج منصور دلیل نشد تا او تیغ زهرآگین انتقاد را از سمت هاشمی و اصلاح طلبان کنار بکشد.

در این میان اما اظهارات حاج منصور درباره قالیباف تعجب همگان را برانگیخت. قالیباف که از فرماندهان جنگ و سپاه پاسداران است در دایره اصولگرایان قرار می گیرد.
 
صحبت های جنجالی ارزی در مورد شهردار تهران نشان داد که او در حمایت از دولت مطلوب اش به هیچکس حتی خودی ها رحم نمی کند. 

او در مراسم روز عرفه پارسال گفته بود: «در عین حال که ابن سعد را لعن می‌کنیم باید ابن سعد‌های زمان را نیز بشناسیم. آن ملعون در مقابل فرمایش حضرت ابا عبدلله الحسین (ع)که در قبال کشتن من به گندم ری هم نمی‌رسی با تمسخر گفت که اگر به گندمش نمی‌رسم به جوی طویله‌های آن که می‌رسم. برخی از ابن سعدهای زمان ما هم همین گونه‌اند وهر طوری که شده قصد دارند گوشه‌ای را اشغال کنند وحالا اگر به گندم ریاست جمهوری نرسیده‌اند ،جوی فلان سازمان و شهرداری و مدیرکلی هم برایشان کافی است.»

منصور ارزی اما گذشته از انتقاد ها و بعضا توهین هایش به اشخاص مختلف یکبار نیزت هدید به ضرب و شتم کرده است تا بار دیگر روزهای تلخ اصلاحات یادآوری شود.

با بالا گرفتن زمزمه ها در خصوص حضور عبدالله نوری در انتخابات ریاست جمهوری حاج منصور او را صریحا تهدید کرد.

پیام حاج منصور ارضی برای عبدالله نوری تنها در یک جمله مستتر بود؛ «اگر نوری بخواهد کاندیدا شود، می دهیم حسابش را برسند.» 

او در شب بیست و یکم ماه رمضان و در مراسم لیالی قدر این پیغام را برای نوری فرستاد تا آغاز فعالیت های انتخاباتی مداحان را کلید بزند و ضمن آن، این نظریه را تایید
با فرا رسیدن ماه محرم آنها که حاج منصور را می شناسند، منتظرند که ببینند او اینبار در تاسوعا و عاشورای حسینی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری چه موضعی اتخاذ خواهد کرد و چه کسی را مورد نوازش قرار خواهد داد.
کند که تاریخ تکرار می شود.

چرا که او در همین مراسم ضرب و شتم عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی، وزرای دولت خاتمی در سال 77 را یادآوری کرد و گفت: «از طرف من به او بگویید اگر جان خود را دوست دارد وارد این میادین نشود.»

او خاطره سال 77 را پیش روی نوری و سایر اصلاح طلبان آورد که گروه «انصار حزب الله» بعد از پایان نماز جمعه تهران به عطاالله مهاجرانی و عبدالله نوری وزرای وقت ارشاد و کشور حمله کردند. 

آخرین سخنان سیاسی حاج منصور در آستانه ماه محرم و در همایش مداحان و شاعران حسینی انجام گرفت.

ارضی نصایحی را متوجه مداحان و شاعران دانست و گفت: «نوکر امام حسین باید در صحنه باشد، از همه اتفاقات جامعه درس بگیرد، سخن بگوید و مردم را آگاه کند چه از زبان ابی عبداله و چه از زبان امروز. مداح باید ظلم ها را بگوید. دزدی ها را بگوید. اینکه فقط بگوییم به امام حسین ظلم شده و ظلم را محدود کنیم به آن زمان، این هیچ فایده ای ندارد. تمام مداحان باید این حرکت را شروع کنند. تحول در نوکری اهل بیت لازم است، ما باید نوکر امام حسین باشیم نه نوکر صاحب مجلس و پول و نظرش.»

منصور ارضی در ادامه بر ظلم ستیزی مداحان تاکید کرد و گفت: «مداح وظیفه اش است که از ظلم بگوید، از اینکه برخی در لباس های مختلف رفتند دنبال مطامع دنیا و برای دنیا کارکردند. حال با یهودیان در خارج از کشور بنشینند یا در ایران باشند و با نهضت آزادی ها. این نهضت آزادی از صهیونست ها هم پست تر اند. ظلمی که در دوران قبل از احمدی نژاد، دولت های مختلف به مردم کردند، مال هایی را که دزدیدند، این ها را بگوئید. می گویند مگر می شود این ها را در سینه زنی گفت؟» 

با فرا رسیدن ماه محرم آنها که حاج منصور را می شناسند، منتظرند که ببینند او این بار در تاسوعا و عاشورای حسینی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری چه موضعی اتخاذ خواهد کرد و چه کسی را مورد نوازش قرار خواهد داد.
بیست و یکم خرداد 1390 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)
 

مدح خورشيد

زهد امام

سخاوت امام

تقوا و عبادت

علم و دانش گسترده

  يکى از مسائل بسيار مهمى که امروزه، هم در حوزه اخلاقيات و فلسفه اخلاق و هم در ساحت الهيات و فلسفه دين مطرح است، مساله رابطه دين و اخلاق است. در اين خصوص، مى توان چشم اندازهاى گوناگونى برگزيد و از زواياى مختلفى به اين مساله پرداخت. پاسخ تفصيلى ما به پرسش از رابطه دين و اخلاق هرچه که باشد، به نظر مى رسد که ترديد در سهم بزرگ اديان الهى در بسط و گسترش ارزش هاى اخلاقى در جوامع بشرى، به هيچ وجه شايسته نباشد. با نگاهى به تاريخ زرين پيامبران الهى، بى درنگ در مى يابيم که اين گروه، شايسته ترين و نيک ترين مردمان عصر خويش بوده و زندگانى آنان آکنده از فضايل اخلاقى چه در ناحيه خُلق و خو و چه در جهت رفتار و کردار بوده است. و سرآمد اين شايستگان، پيامبر گرانقدر اسلام است که دوست و دشمن در اعتراف به سجاياى اخلاقى او همداستان اند. اين نکته نيز، هر چند مکرر گوشزد شده است، همواره گفتنى و شنيدنى است که اساساً رسول گرامى اسلامى، غايت پيغام آورى خويش را به غايت رساندن مکارم اخلاقى مى داند و از اين رو، لب به اين سخن گهربار مى گشايد که: انّى بُعثتُ لاُتممَ مَکارِمَ الاخلاق"( همانا براى تکميل مکارم و فضايل اخلاقى مبعوث گرديده ام.) بارى، سخن از نقش دين در توسعه فضايل اخلاقى بسيار مى توان گفت و در اينجا، در مقام تمهيد مقدمه اى بر سخن اصلى خود، يادآور مى شويم که اديان آسمانى، نه تنها مروج و مشوق خوبى ها و نيکى هاى اخلاقى بوده اند، بلکه با ارائه الگوهاى عملى، آدميان را در مشق اخلاق مدارى و فرشته خويى مدد رسانده اند. از ديدگاه ما شيعيان، پيامبر اکرم (ص) و اهل بيت مکرم او الگوهاى عملى اخلاق اند که از آسمان رحمت الهى، بسان دانه هاى پاک باران، بر زمين عطشناک فطرت آدميان باريده اند. از اين رو، شايسته است که همواره در کنار ساير ابعاد به بُعد اخلاقى اين بزرگواران توجه داشته و آنان را سرمشق عملى حيات خويش قرار دهيم.

گوشه هايى از شخصيت اخلاقى امام رضا عليه السلام

شکى نيست که نگاهى جامع به فضايل اخلاقى امام رضا (ع) نيازمند نگارش مقالات بلکه کتاب هايى مفصل است. در اين مختصر، مى کوشيم به قدر جرعه اى از اقيانوس کمالات اخلاقى آن حضرت بنوشيم و از اين رو، چاره اى جز اکتفا به ذکر فرازهايى از ويژگى هاى شخصيتى آن امام همام نداريم، هر چند توصيف خورشيد وجود آن حضرت کارى بس دشوار است .  

زهد امام

يکى از اوصاف انسان هاى بزرگ، زهد و بى ميلى آنها نسبت به دنيا و زينت ها و تجملات آن است و امام رضا(ع) نيز سرآمد زاهدان عصر خويش بود. در روايتى از محمد بن عباد وارد شده است که مى گفت: امام رضا(ع) در تابستان بر روى حصير و در زمستان بر روى پوستينى مى نشست و لباس خشن مى پوشيد.(1) روزى سفيان نورى، امام را در پوششى از خز ملاحظه کرد. پس اين عمل امام(ع) را ناشايست مى شمرد و بر امام(ع) خرده گرفت که چرا لباسى ارزانتر نمى پوشد. آنگاه امام(ع) دست سفيان را گرفت و آن را زيرلباس خود قرار داد و چون دست سفيان به پوستينى که امام(ع) زيرلباس خز پوشيده بود، اصابت کرد، امام (ع) فرمود:" اى سفيان! پوشيدن لباس خز براى خلق است و پوشيدن پوستين براى حق!"

سخاوت امام

تاريخ زندگانى امام رضا(ع) گواهى مى دهد که در نزد حضرت، از امور دنيا چيزى محبوبتر از احسان به مردم و انفاق به تهيدستان نبود. تا آنجا که در اوان استقرار در خراسان، در يکى از روزهاى عرفه، تمام اموال خويش را ميان فقرا قسمت کرد. اين عمل امام(ع) بر فضل بن سهل گران آمد و امام(ع) را زيان ديده خواند. على بن موسى(ع) به او فرمود: چنين نيست، بلکه اين عمل، با توجه به پاداش آن، عين سود بردن است.(2) همچنين در روايت آمده است که روزى تنگدستى رو به امام(ع) نمود، گفت:" به من به اندازه جوانمردى و مروتت عطا کن." امام (ع) پاسخ داد:" چنين کارى از توان من خارج است." شخص نيازمند که متوجه خطاى خويش شده بود، دوباره گفت:" به من به قدر جوانمردى خودم عطا کن." امام (ع) پاسخ داد:" چنين کنم" پس رو به خادم خويش کرده فرمود:" به او صد دينار بده."(3)  

تقوا و عبادت

يکى از بارزترين ويژگى هاى شخصيتى امام رضا(ع) ارتباط عميق معنوى با خدا است که در کثرت عبادت و خويشتندارى حضرت تجلى مى نمود. ابراهيم بن عباس در روايتى مى گويد:" امام(ع) شبها بسيار کم مى خوابيد و غالباً شب را از ابتدا تا صبحگاهان به احياء و عبادت مى گذراند و بسيار روزه مى گرفت و هيچ ماهى نبود که در آن لااقل سه روز روزه نباشد.(4) و از شبراوى نيز روايت شده که امام رضا(ع):" همواره با وضو و نماز همراه بود و تمام مدت شب را با نماز مى گذراند..."(5) همچنين، از امام(ع) دعاهايى نقل شده است که همگى سرشار از روح بندگى و انس با حضرت معبود و توکل بر ذات احدى اوست. از جمله آن که مى فرمود:" يا من دلّنى على نفسه و ذلل قلبى بتصديقه اسالک الامن و الايمان فى الدنيا و الاخرة"(6)؛ " اى کسى که مرا به سوى خودت رهنمون گشتى و دلم را به واسطه تصديق خود آرام گرداندي. از تو ايمان و امنيت در دنيا و آخرت را خواستارم."

علم و دانش گسترده

از ديگر ابعاد سترگ شخصيت على بن موسى(ع) احاطه شگرف آن امام بر انواع علوم و دانش ها است تا آنجا که دشمن او، يعنى مامون، از اعتراف به اين واقعيت گريزى نداشت و مى گفت:" من در زمين کسى داناتر از اين مرد - يعنى امام رضا(ع)- سراغ ندارم"(7) امام (ع) داناترين اهل زمان خويش بود و از همين رو، عالمان و فقيهان از سراسر بلاد اسلامى به حضورش شرفياب شده، پاسخ پرسش هاى علمى خود را مى يافتند. عبدالسلام هروى که از عالمان زمان امام(ع) بوده، مى گويد:" کسى را داناتر از على بن موسى(ع) نديدم و هيچ عالمى با او ملاقات نمى کرد مگر آن که همين شهادت را نسبت به مقام علمى او مى داد. مامون امام(ع) را در مجالسى که تعدادى از دانشمندان اديان ديگر و نيز فقيهان و متکلمان حضور داشتند، دعوت مى کرد و امام(ع) در بحث علمى بر همه آنان چيره مى گشت..."(8)­ يکى از مظاهر شگفت انگيز علم امام(ع) که از علم لايزال الهى سرچشمه مى گرفت، تسلط او بر همه زبان ها بود. اباصلت هروى مى گويد: امام رضا(ع) با هر يک از مردمان به زبان خودش صحبت مى کرد و چون در اين خصوص با او سخن گفتم فرمود:" اى اباصلت من حجت خدا بر تمام مردم هستم و ممکن نيست خدا حجتى را براى قومى برگزيند در حالى که زبان آن قوم را نمى داند..."(9) سخن در باب کمالات امام على بن موسى(ع) بسيار است و مجال اين نوشتار اندک. از اين رو، سخن را خاتمه مى دهيم و از خداوند، توفيق پيروى از آن امام همام(ع) و ساير پيشوايان دين را طلب مى کنيم.  

پانوشت:

1- عيون اخبارالرضا، ج2،ص 178. 2- مناقب، ج 4، ص390. 3- همان . 4- بحارالانوار،ج 49، ص91. 5- الاتحاف يحب الاشراف، ص 59. 6- اصول کافى،ج 2، ص 579. 7- الارشاد، ج 2، ص261. 8- اعلام الورى،ج 3، ص4. 9- مناقب، ج 4، ص362. * * *

راز رضا عليه السلام



صلاى ولايت

از آن زمان که تو در نيشابور، سر از کجاوه برون آوردى و به کرشمه‌اى، آتش شوق بر جگر سوخته خلايق عاشق زدى و صلاى توحيد سر دادى و آن را مأمن و پناهگاه محکم و خدشه ‌ناپذير خواندى، راز ورود به اين قلعه را فاش کردى که تويي. از آن زمان، ما خورشيد ولايت تو را در سرزمين قلب‌هاى خويش هميشه در کار طلوع يافتيم و حيات را بى حضور تو در سرزمين خويش ناممکن فهميديم. عشق ما به اين خاک، تنها از اين روست که تو در آن آرميده‌اى و پيوند ناگسستنى دل ما به اين فضاى ملکوتى از اين جهت، که تو در آن تنفس مى‌کنى و رايحه شوق‌آفرين تو در آن مى‌پيچد. چه کسى مى‌گويد که ما بى ‌حضور تو توان برخاستن داشتيم؟ چه کسى مى‌گويد که ما بى‌ استشمام بوى تو، راه به حقيقت مى‌برديم؟ چه کسى مى‌گويد که ما جز در پرتو تابناک تو، جستن خداوند را مى‌توانستيم؟ ما هنوز«الله‌اکبر»هاى تو را با سر و پاى برهنه در نماز شورآفرين عيد، از ياد نبرده‌ايم. همان طنين گرم ناله‌هاى غريبانه و مظلومانه توست که ما پابرهنگان و مظلومان در اين جهان بزرگ را توان ايستادنى چنين بخشيده است. ما از تو آموخته‌ايم که هر جا دشمن، لباس فريب بر تن کرد، جامه خدعه پوشيد، نقاب نيرنگ بر چهره آويخت، بر پشتى مکر تکيه زد و به تخت حيله نشست، با نواى اعجازآفرين «الله‌اکبر»، لباس فريب را بر تنش بدريم، جامه خدعه را بر اندامش پاره کنيم، نقاب نيرنگ را بر چهره‌اش بشکنيم، پشت و رويش را هويدا کنيم، از تخت حيله‌اش به زير افکنيم، به رسوايى‌اش بکشانيم و به عزايش بنشانيم.

زخم کهنه

« السلام‌عليک يا على‌ بن ‌موسى‌‌الرضا... اشهد انک قد اقمت الصلوة  و...» اين چه ظلمى است که بر تو رفته است و دشمن با تو چه کرده است که ما از وراى صدها سال، وقتى در کنار ضريح عشق‌ آفرينت زانو مى‌زنيم، بايد شهادت دهيم که تو اقامه نماز کردى و ايتاى زکات! بايد شهادت دهيم که تو آمر به معروف و ناهى از منکر بودي. اين چه شهادتى است که مظلوميت تو در آن موج مى‌زند! مگر نه تو خود نماز مجسم بودى؟ مگر نه نماز در دست‌هاى تو قامت مى‌بست؟ مگر نه قيام و قعود جهان، چشم و گوش به مکبر مژگان تو دوخته بود؟ مگر نه سجود، تموج دل دريايى تو بود؟ مگر نه معروف، رضاى تو بود و منکر، خشم و غضب تو؟ مگر نه شما جايى ميان خالق و مخلوق بوديد و واسطه فيض؟ «نزلونا عن الربوبيه و قولوا فينا ما شئتم» مگر کلام شما نبود؟ پس چيست راز اينگونه سلام گفتن بر تو؟ راز شهادت به اقامه نماز تو و ايتاى زکات تو؟ راز شهادت به عبادت تو، تا رسيدن به سرمنزل يقين؟ توان برگرفتن اين مُهر، توان گشودن اين راز در درست‌هاى ما نيست. اما پيداست هم که اين راز، تنها راز تو نيست؛ راز پدران توست و راز فرزندان تو. سرچشمه اين راز زلال، در محراب مظلوميت على است (عليه‌السلام)؛ آنجا که شهادتش در محراب، مردم مرعوب و گنگ را به تعجب وامى‌دارد که مگر على نماز مى‌خواند؟ و اين راز از جنس همان رازى است که با جگر سوخته امام حسن (ع) به طشت مى‌ريزد، اما هيچ دلى نمى‌لرزد و هيچ اشکى نمى‌ريزد. و اين راز از سنخ همان رازى است که وقتى عشق رسول‌الله (ص) بر سرنيزه‌ها، خارجى معرفى مى‌شود، هجوم بى‌رحمانه سنگ از بام‌هاى جهالت و کنگره‌هاى قساوت، بر هويت خورشيد تکرار مى‌گردد. و اين همان رازى است که در گريه‌هاى سجاد(ع) موج مى‌زند. و اين همان رازى است که امام باقرِ(ع) جوان را بى هيچ دغدغه واکنشى، از ميان مردم مى‌ربايد. و اين همان رازى است که همه عمر صادق آل محمد را به محو گذشته‌هاى محرف و غبارآلوده صرف مى‌کند. و اين همان رازى است که بر جنازه ستم ‌کشيده امام صابر(ع)- امام کاظم-  فرياد مى‌کند: «هذا امام الرفضه». دشمن چه کرده است با شما آل‌الله؟ چه تصويرى از شما در ذهن عالميان کشيده است که ما شيعيان هم از وراى صدها سال، بايد به نماز خواندن و زکات دادن شما گواهى دهيم؟ اين است که در زمان ولادت تو هم که ولادت عشق است و تجلى اسماى حسناى خداوند بر زمين، اشک چشمهايمان خشک نمى‌شود و سنگينى غم جانمان کاستى نمى‌پذيرد. خدا ظهور قائمتان را نزديک فرمايد تا اين زخم کهنه چند ساله را مرهم و درمانى جانانه باشد. آمين.  " سيد مهدى شجاعى" * * *

پاى درس امام رضا عليه السلام

  فلسفه بعثت پيامبران و به تبع آنان امامان عليهم السلام براى تربيت نفوس بشر و ارتقاء بخشيدن به مراتب عالى معنويت بوده است. لذا اين بزرگواران پيوسته در آموزش مکارم اخلاق کوشا بوده تا انسان به مرتبه اى برسد که به مقام خليفة اللهى نائل آيد. حال که بشريت به بزرگترين بلاى الهى دچار گشته و از فيض مستقيم امام محروم شده بايد به ريسمان سنن نبى اکرم و فرمايشات اهل بيت عليهم السلام متمسک شده و در برابر فرامين و نصايح ايشان زانوى ادب زده و شاگردى نمايد تا شايد راه را از بيراهه تميز داده و به سعادت ابدى که همانا تحصيل رضايت حضرت حق مى باشد، برسد.   

عمل صالح و دوستى آل محمد

عن الرّضا عليه السلام : لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العبادة اتکالا على حب آل محمد عليهم السلام ولا تدعوا حبّ آل محمـد عليهم السلام لامرهـم اتّکـالاً علـى العبـادة فـانـّه لايقـبل احـدهـمـا دون الاخر. امام رضا عليه السلام فرمود : مبادا اعمال نيک را به اتکاى دوستى آل محمد عليهم السلام رها کنيد؛ و مبادا دوستى آل محمد عليهم السلام را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ کدام از ايـن دو، به تنهايى پذيرفته نمى شود .(1)

پنج صفت مهم

عن الرّضا عليه السلام : خمـسٌ مـن لـم تکـن فيه فلا تـرجـوه لشـيءٍ مـن الـدنيـا و الاخـرة من لم تعرف الوثاقة فى ارومته و الکرم فى طباعه والرصانة فى خلقه والنبل فى نفسه و المخافة لربّه . امام رضا عليه السلام فرمود: پنج صفت است که در هر کس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد: ـ کسى که در نهادش اعتماد نبينى ـ کسى که در سرشتـش کرم نيابـى ـ کسـى که در آفرينشـش استـوارى نبينى ـ کسى که در نفسش نجابت نيابى ـ کسى که از خدايش بيمناک نباشد.(2)  

نتيجه رضايت از خدا

عن الرّضا عليه السلام: مَن رَضى عن الله تعالى بالقَليل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَليل مِنَ العَمل. (3) امام رضا عليه السلام فرمود: هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود.

برخورد مناسب با چهار گروه

عن الرّضا عليه السلام : اصحاب السلطان بـالحَذر، وَ الصـّدّيق بـالتّـواضُع، وَ العدوّ بـالتّحـــرُز، وَ العامّة بالبشـر.(4) امام رضا عليه السلام فرمود: - از سلطان و زمامـدار دورى کن - و با دوست با تواضع و فروتنى؛ - و با دشمـن بـا احتيـاط  و اجتناب؛ - و بـا مـردم بـا روى خـوش رفتار کن .

ديدار و اظهار دوستى با هم

عن الرّضا عليه السلام: تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا ولا تحـاشمـوا .(5) امام رضا عليه السلام فرمود: به ديدن يکديگر رويد تا يکديگر را دوست داشته باشيد و دست يکديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد .

ميانه روى و احسان

عن الرّضا عليه السلام: عليکم بالقَصد فى الْغِنى وَ الْفَقر، وَ الْبرّ مِن القليل و الکثير؛ فان الله تبارک و تعالـى يعظم شقّة التـَّمرة حتـى يـَأتـى يـَوْم الْقيامة کجبل احـد . (6) امام رضا عليه السلام فرمود : بر شما باد به ميانه روى در فقـر و ثروت ؛ و نيکى کردن چه کم و چه زياد - زيرا خـداوند متعال در روز قيامت يک نصفه خرما را چنان بزرگ نمايـد که ماننـد کـوه احد باشد .

بهترين اعمال بعد از واجبات

عن الرّضا عليه السلام: ليـس شـَيء مِـن اْلاعْمـالِ عنـد الله عزّوجلّ بعدَ الفـرائض أفضل مِن إدْخـالِ السُّرور علَى المؤمن. (7) امام رضا عليه السلام فرمود: بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ايجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نيست .  

نتيجه خدمت به مؤمن

عن الرّضا عليه السلام: مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه يـَوم القيامة.(8) امام رضا عليه السلام فرمود: هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

حسن ظن به خدا

عن الرّضا عليه السلام : أحسـن الظّن بالله فانّ مَن حسـن ظنّه بالله کان عنـد ظنّه ، وَ مَن رَضى باْلقَليل مِنَ الرّزق قُبلَ مِنه اليَسير مِن العمل، وَ مَن رَضى باليَسير مِن الحلال خفّت مؤونته و نعم اهله ، وَ بصّره الله دار الدّنـيا وَ دَواءهـا، وَ أخـرَجه منها سـالِماً إلى دارالسّلام.(9) امام رضا عليه السلام فرمود: به خداوند خوش بين باش، زيرا هر که به خدا خوش بين باشد، خدا با گمان خـوش او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنود باشد، خـداوند به کردار اندک او خشنود باشد ، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشـد، بارش سبک و خانـواده اش در نعمت باشد، و خـداوند او را به دنيا و دوايـش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسلام بهشت مى رساند .

بدترين مردم

عن الرّضا عليه السلام : إنّ شـرّ النـّاس مـَن مَنع رفـدَه ، وَ أکل وحـدَه، وَ جلـدَ عبـدَه .(10) امام رضا عليه السلام فرمود : به راستـى که بـدترين مردم کسى است که يارياش را ( از مردم ) باز دارد و تنها بخورد، و افراد تحت امرش را بزند .

حقيقت توکل

سئل الـرضـاعليه السلام:  عن حـد التـوکل؟ فقـال: أن لاتَخـافَ أحـدً إلاّ الله .(11) از امام رضا عليه السلام از حقيقت تـوکل سـوال شـد، فرمـود: اين که جز خدا از کسـى نترسى .

سلاح پيامبران

عن الـرضـا عليه السلام:  انه کـان يقـول لاصحـابه: عليکم بسِلاح اْلانبياء . فقيل: وَ ما سلاحُ اْلانبياء؟ قال: الدعاء .(12) حضـرت رضا عليه السلام هميشه به اصحاب خـود مـى فـرمود: بر شما باد اسلحه پيامبران . پرسيدند : اسلحه پيـامبـران چيست؟ فـرمـود: دعا .

صله رحم با کمترين چيز

عن الرّضا عليه السلام : صِلْ رحمک وَ لَـوْ بشَربَة مِن ماءٍ، وَ أفضَل مـا تُوصل بِه الـرّحـِم کفُّ الاذّى عنها .(13) امام رضا عليه السلام فرمود : پيوند خـويشـاوندى را برقرار کنيد گر چه با جرعه آبى باشد؛ و بهترين پيوند خـويشـاونـدى، خـود دارى از آزار خـويشـاونـدان است.

ويژگيهاى دهگانه عاقل

عن الرّضا عليه السلام : لا يتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تکونَ فيه عَشر خِصـال: - اَلخيــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - يَستکثِر قليلُ الخير مِن غيره - وَ يَستقل کَثيرُ الخير مـِن نفسه - لا يسام من طلب الحـوائج اليه - ولا يمل مـن طلب العلـم طول دهره - الفقرفى الله احبّ اليه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى اليه من الشهره ثـم قال عليه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ قيل له: ما هى؟ قال عليه السلام: لايرى احدا إلا قال: هو خير منى و اتقى .(14) امام رضا عليه السلام فرمود : عقل شخص مسلمـان تمـام نيست، مگر ايـن که ده خصلت را دارا بـاشـد : ـ از او اميد خير باشد ـ از بدى او در امان باشند ـ خير اندک ديگرى را بسيار شمارد ـ خير بسيار خود را اندک شمارد ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود ـ فقـر در راه خـدا از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد ـ خـوارى در راه خـدا از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـان تـر بـاشـد ـ سپس فـرمـود: دهمين چيست ؟ پس فـرمـود: کسى را ننگـرد جز ايـن که بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزکـارتـــر است .

دوستى با مردم

عن الرّضا عليه السلام: التّودُّد اليَ النّاس نصفُ العَقل .(15) امام رضا عليه السلام فرمود: دوستى با مردم، نيمى از عقل و خرد ورزى است .

پاکيزگى

عن الرّضا عليه السلام : مِن أخلاقِ الاَنبياء التنظف .(16) امام رضا عليه السلام فرمود : از اخلاق پيـامبـران، نظافت و پـاکيزگــى است .

نتيجه کار خوب و بد

عن الرّضا عليه السلام : الـمستتر بـالـْحسنه يـَعـدلُ سبعين حسنة، وَ الْمذيع بالسّيئة مَخذول، وَ المُستتر بالسّيئَة مغفوُر لَه .(17) امام رضا عليه السلام فرمود: پنهان کننده کار نيک ( پاداشش) برابر هفتاد حسنه است، و آشکار کننده کار بد سـر افکنـده است، و پنهان کننـده کـار بـد آمـرزيـده است .

سه ويژگى برجسته مومن

عن الرّضا عليه السلام : لايکـون الْمُـؤمـن مُـؤمنـاً حتـى تکـون فيه ثلاثُ خصـال: ـ سنّة من ربّه ـ وسنّة من نبيّه ـ و سنّة من وليّه فـَامّا السّنة مـِن رَبّه فکتمان سـرّه؛ و امّـا السّنة من نبيّه فمـُداراة النّاس؛ و امّـا السّنة مـن وليّه فـاصّبـر فـى الْبـأسـاء و الضّـرّاء .(18) امام رضا عليه السلام فرمود: مـومـن ، مـومـن واقعى نيست، مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــد: سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش. اما سنت پروردگارش، پـوشاندن راز خود است؛ اما سنت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است؛ اما سنت امامـش، پس صبر کردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است .

خوشى وعيش دنيا

سئل الامام الرضا عليه السلام: عن عيش الدنيا؟ فقال: سعة المَنزل وَ کثرةُ المُحبّين .(19) از حضـرت امـام رضا عليه السلام دربـاره خـوشـى در دنيـا سـوال شـد، فـرمـــــود: وسعت منزل و زيادى دوستان .

بخيل و حسود

عن الرّضا عليه السلام: ليـس لِبخيل راحَة، ولا لِحَسـُود لذة ، وَلا لِملـوک وَفـاء، وَلا لِکَذوب مُــروّة .(20) امام رضا عليه السلام فرمود: بخيل را آسايشى نيست ، و حسود را خوشى و لذتى نيست ، و پادشاهان را وفايى نيست ، و دروغگو را مروت و مردانگى نيست.

پى نوشت ها:

1- بحار الانوار،ج 78، ص 348. 2- تحف العقـول، ص 446 / بحارالانوار،ج 78، ص 339. 3- بحـارالانـوار، ج 78، ص 357. 4- بحارالانوار،ج 78، ص 356. 5- بحارالانوار،ج 78، ص 347. 6- بحارالانوار، ج 78، ص 346. 7- بحارالانوار، ج 78، ص 347. 8- اصول کافى، ج 3، ص 268. 9- تحف العقول، ص 449. 10- تحف العقول، ص 448. 11- تحف العقول، ص 445. 12- اصـول کـافـى، ج 4، ص 214. 13- تحف العقول، ص 445. 14- تحف العقول، ص 443. 15- تحف العقول، ص 443. 16- تحف العقول، ص 442. 17- اصول کافى،ج 4، ص 160. 18- اصـول کـافـى، ج 3، ص 339 / تحف العقـــول، ص 442. 19- بحارالانوار، ج 76، ص 152. 20- تحف العقول، ص 450.
* * *
شعر


خوش، آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود
  زلفت سمن، بهار خطت یاسمن شود     ریزم ز بس به یاد عقیق لبت سرشک   دامن ز کاوش مژه، کان ِیمن شود     جز پرده های دیده یعقوب، باب(1) نیست   پیراهنی که محرم آن گلبدن شود     جز چشم آشنا نتواند سفید شد   در کشوری که یوسف ما را وطن شود     باشد همان به رهگذرت ای نسیم مصر   چشمم اگر سفیدتر از پیرهن شود     خیزد چو گرد شور قیامت ز رهگذر   روزی که ترک غمزه او راهزن شود   در دل نهفته عشق بتان را گذاشتیم   این باده ریختیم به خم تا کهن شود     هر دل که زخمی صف مژگان یار شد   چون شانه محرم سر زلف سخن شود     ساقی به جرعه ریز می پَرتکال(2) ر   تا این سفال کهنه بهار ختن(3) شود     نگذاشت دست حادثه در باغ روزگار   شاخی که آشیانه مرغ چمن شود     خواهم تن شکسته سپارم به ارض طوس   گردد چو خاک، خاک ِ در بوالحسن شود     جان جهان، امام امم، معدن کرم   کز فیض خلق او همه عالم ختن شود     شاها توئی که خسرو خاور غلام تست   نبود روا که تیره مرا انجمن شود     مگذار بیش ازین ز سپهر ستم مدار   جان حزین خسته اسیر محن شود     گردد اگر مدیح نگار تو خامه ام   هر نقطه ای به صفحه غزال ختن شود     آن را که شوق کعبه کویت زجا برد   هر قطره ای در آبله، درّعدن شود     فردا دهم به طره(4) حورانش ارمغان   گردی اگر ز کوی تو عطر کفن شود     نو کرده ام به نام تو دیوان عشق ر   تا حشر نام من نتواند کهن شود    
حزین لاهیجی

* * *

ضامن آهو
سلام اى ضامن آهو رضا
سلام اى مظهر ياهو رضا
سلام اى کريم عترت رضا
بانى سفره محبت رضا
سلام اى نور ولايت رضا
غربت پر شور ولايت رضا
سلام اى روح عبادت رضا
ياسمن سرخ شهادت رضا
سلام اى جلوه قرآن رضا
عابر کوچه ‏هاى ايمان رضا
سلام اى تجلى هو رضا
سلام اى دلبر مه‏ رو رضا
سلام اى صفاى هستى رضا
ساقى ميخانه هستى رضا
سلام اى توسل حق رضا
صوت خوش تکلم حق رضا
سلام اى امام عاشق رضا
دسته گل آل محمد رضا
سلام اى نسيم رحمت رضا
شکوفه ناز شقايق رضا
سلام اى شمس حقيقت رضا
سبزترين نور امامت رضا
سلام اى ماه مدينه رضا
کليم سيناى طريقت رضا
سلام اى وارث مادر رضا
حديث زخمهاى سينه رضا
سلام اى ليله بدرم رضا
شب تولد تو قدرم رضا
منم منم عاشق بى‏قرارت
چهارده سلام من نثارت
***
سلام من
شب است و فيض حضور است در کنار امام
به آسمان همه نور است از امام اَنام
سلام من به حريمى که جبرئيل امين
ز پرده ‏دارى آن يابد اعتبار و مقام
سلام من به حريمى که ذات اقدس حق
دهد به زائر آن خانه اجر و فيض مدام
سلام من به حريمى که در طوافش هست
براى خيل ملايک صفا و سعى تمام
سلام من به حريمى که جنّ و انس و ملک
دهند صاحب آنرا ز روى صدق سلام
سلام من به امامى که عالم و آدم
به حرمت قدمش از ادب کنند قيام
سلام من به امامى که هست شمس شموس
گرفته مهر و مه از نور روى پاکش وام
سلام من به امامى که خوان نعمت او
بود شمول طفيلش همه خواص و عوام
سلام من به امامى که شد ولى خدا
سپرده در کف او ربّ ذوالکرام، زمام
سلام من به امامى که با عدالت خود
رضاى حق طلبد در طريقت اسلام
سلام من به امامى که از کرامت او
بود پناه غريبان و مردم ناکام
سلام من به امامى که ضامن آهوست
گرفته قلب رئوفش ز ذات حق الهام
سلام من به شه طوس امام مظلومان
که شد شهادتش او را به عمر حسن ختام
سلام من به رضا، ثامن الحجج از دل
که يافت عالم هستى از او دوام و قوام
به آنکه عالم آل محمّدى باشد
بگو دو صد صلوات و دو صد درود و سلام
سزد که بشنوم از مقتداى خود سخنى
که واجب آمده در شرع دين جواب سلام
بسى خجسته بود آن زمان که غرق شعف
ز آب کوثر عشقش دهد مرا يک جام
سعادت دو جهان شد برات تربت او
به خاکبوس درش  « مصلح»  است کم ز غلام

 

عالم آل محمد
مه ذيقعده شب يازدهم
سرزد از شرق مه چهاردهم
خانه‏ ى موسى جعفر از نور
برده امشب سبق از وادى طور
نور اين خانه کجا طور کجا
شمع کاشانه کجا حور کجا
مرحبا نجمه، که ماه آورده
ماه خورشيد پناه آورده
زاده‏ ى حضرت صادق موسى
باب حاجات خلايق موسى
همچو گل کودک نوزادش را
خوبتر از همه اولادش را
در بغل گيرد و لبخند زند
بوسه بر عارض فرزند زند
اين پدر فخر کند بر پسرش
آفرين بر پدر و بر پسرش
هر دو از نور عبوديت غرق
که ميانشان نتوان دادن فرق
نشنوى گر زيمن بوى خدا
از مدينه بشنو نور خدا
شد ز نورش همه دلها روشن
شد ز بويش همه عالم گلشن
اى خوش آن پاک دلى کز نزديک
گفت بر حضرت مهدى تبريک
مَظهر و مُظهرِ سرمد آمد
عالم آل محمد آمد
***
لبخند آفتاب
آسمان را عرشيان امشب چراغان مى‏کنند
کهکشان در کهکشان آئينه بندان مى‏کنند
قدسيان امشب به عين مقدم شمس الشموس
اختران را بهر کسب نور مهمان مى‏کنند
تشنگان معرفت امشب به زير آسمان
ابرهاى رحمت حق باز باران مى‏کنند
انجمن آراست نام ثامن ‏الاطهار و باز
نام او را عاشقان شمع شبستان مى‏کنند
تازه مى‏گردد دل من چون گل شبنم زده
آيه ‏ى نام ورا هر جا که عنوان مى‏کنند
هر که اشک شوق ريزد از برايش روز حشر
دامن او را پر از ياقوت و مرجان مى‏کنند
روضه او هست تا آئينه‏ ى باغ بهشت
زائران او مکان در باغ رضوان مى‏کنند
در حريم او که باشد بهر ما دارالشفا
دردمندان دردهاى خويش درمان مى‏کنند
اى « وفائى»  هر که گردد زائرش با معرفت
مشکل او را به روز حشر آسان مى‏کنند
***
مونس قلبها
ز بيت موسى جعفر مَه برج ولا سرزد
که خورشيد جمالش طعنه بر خورشيد خاور زد
عزيز مصطفى آمد انيس قلب ما آمد
به گرد شمع رخسارش دلم پروانه ‏سان پر زد
صداى شاد باش عرشيان بر فرشيان آمد
چو بوسه بر رخ فرزند خود موسى‏بن ‏جعفر زد
به بزم ما صفا آمد، به درد ما دوا آمد
رضا آمد، رضا آمد، سعادت حلقه بر در زد
به احمد تهنيت گويد امين جبرئيل اکنون
چو پا اندر جهان آن پاره ‏ى قلب پيمبر زد
جهان از مقدمش رشگ جنان گرديد سرتاسر
ز نور چهره‏اش ارض و سما از زيب و زيور زد
دل من بسته بر مويش، بهشت من بود کويش
غبار درگه او را امين حق به شهپر زد
به يمنش عيدى ما را فرج بنما عطا يا رب
فراق مهديش بر جان و قلب شيعه آذر زد
مکن يا رب جدا از دامنش دست « هنرور»  را
به هر صبح و مسا يابن‏الحسن با ديده ‏تر زد
شاعر : هنرور

 

شب ميلاد رضا
همه جا غرق صفا شد، شب ميلاد رضا
پر طراوت همه جا شد، شب ميلادرضا
همه جا آينه ‏بندان، همه جا آينه ‏وار
محشر آينه‏ ها شد، شب ميلاد رضا
آسمانها به زمين خيره که اين توده خاک
مرکز نور خدا شد، شب ميلاد رضا
شب ميلاد کرامت، شب ميلاد کرم
شب ميلاد وفا شد، شب ميلاد رضا
يا رئوف است همى نغمه قدسى نفسان
شب تسبيح و دعا شد، شب ميلاد رضا
بارش رحمت و رأفت، همه جاريست مگر
شب ميلاد رضا شد، شب ميلاد رضا
خانه نجمه بود قبله دلها و بر آن
کعبه هم قبله نما شد، شب ميلاد رضا
بعد موسى که بود رهبر معصوم بشر
حل شد اين مسئله تا شد، شب ميلاد رضا
همه فيض و همه لطف و همه شور و همه نور
شب قدر آمده ياشد، شب ميلاد رضا
عالم آل محمد به جهان جلوه نمود
عَلَم علم به پا شد، شب ميلاد رضا
دومين بضعة منّى که پيمبر فرمود
بود نشناخته تا شد، شب ميلاد رضا
هشتمين حجت حق پرده ز رخسار گرفت
حاجت شيعه روا شد، شب ميلاد رضا
نور زهرا (س) و محمد ز فروغ ازلى
روشنى بخش فضا شد، شب ميلاد رضا
بهتر از هر چه که خورشيد بر او مى‏تابد
باز بر خلق عطا شد، شب ميلاد رضا
به تماشاى بهشت حرم او ز بهشت
هر در و پنجره وا شد، شب ميلاد رضا
ما محبّان رضاييم و چو ما اهل ولاست
هر که پيوسته به ما شد، شب ميلاد رضا
ذکر زوّار جگر سوخته گرد حرمش
يا معين الضّعفا شد، شب ميلاد رضا
قلم صنع خداوند مگر بنگارد
دردهايى که دوا شد، شب ميلاد رضا
رسدش نامه آزادى محشر، هر کس
که در اين خانه گدا شد، شب ميلاد رضا
بهره از ذوق «شفق» برد «مؤيد» که سرود
شب ميلاد رضا شد ، شب ميلاد رضا
***
کبک رحمت
مژده‏ اى دل که دلربا آمد
دلربائى گره گشا آمد
محنت ودرد و غم فرارى شد
شادى و رحمت و صفا آمد
بعد شوال ماه ذيقعده
شامل رحمت خدا آمد
از منادى ندا رسد در گوش
مژده‏ اى مؤمنين رضا آمد
نجمه را داده ذات حق پسرى
که از او جان به جسم ما آمد
هشتمين جانشين ختم رسل
حجت ذات کبريا آمد
هفتمين نور ديده‏ گان على
ششمين يار مجتبى آمد
پنجمين حافظ خون حسين
کاتب شرح کربلا آمد
چارمين رهبر عبوديت
رهبرى پاک و پارسا آمد
سومين پاسدار بحر علوم
بهر تفسير هل أتى آمد
دومين اوستاد فقه و اصول
معنى نون انّما آمد
اولين پور موسى جعفر
بهر تثبيت ارتضا آمد
آدم از بهر گفتن تبريک
در بر ختم انبيا آمد
ده بشارت به نوح دريا دل
که به فلک تو ناخدا آمد
مژدگانى بده به ابراهيم
که تو را ضامن بقا آمد
بهر دربانى درش موسى
دست بر سينه با عصا آمد
زنده عالم شد از دم گرمش
که مسيحا به التجا آمد
عالم آل احمد است رضا
يادگار محمد است رضا
***
قلزم رحمت
عرصه گيتى ز نو،خرّم و زيبا شده
ماه خراسان پديد، ز شهر بطحا شده
خسرو اقليم طوس، شاه انيس النفوس
کرده به دلها جلوس، دافع غمها شده
سيّد و سالار ما، مونس و غمخوار ما
دلبر و دلدارما، جاذب دلها شده
قبله ما روى او، چشم همه سوى او
خاک سر کوى او، کُحل بصرها شده
خلق ثناگوى او، زنده دل از بوى او
منوّر از روى او، عالم بالا شده
ماه ولايت رضا، مهر امامت رضا
شمس هدايت رضا، شافع عقبى شده
بحر کرامت رضا، گنج سخاوت رضا
قُلزم رحمت رضا، ز لطف يکتا شده
پادشه انس و جان، دادرس بى‏کسان
به خلق کون و مکان، ملجأ و مأوى‏شده
نظم « هنرور»  قبول، کن توبه حقّ رسول
مادح آل رسول، با دل شيدا شده
شاعر : هنرور

 

***
ولادت
به ولادت تو جانا شده آسمان مزّين
به نظارت است گيتى که رسد ز راه ضامن
تو اميد خلق هستى به جهان عشق جانا
که جهان ز کفر سازى به ولاى خويش ايمن
به تن آى جان هستى که تشيع است واله
بنموده است دل را چو براى دوست مأمن
همه ز اشتياق رويت به قرائت‏ اند قرآن
که ز حق پيام گيرند و به عشق حق دميدن
چو به عرش پا نهادى که کنى جهان منوّر
بنگر به خلق جانا سوى جشن کوى و برزن
چو شکوفه بهاران به ترنم آر گيتى
که ز عرش گسترانده به ولايت تو دامن
تو بتاب نور رحمت به قلوب عاشقانت
که به عشق سويت آيد به شفاعتش برهمن
چو ز عرش مژده آيد که به گلستان درآيى
بدهند عاشقان جان چو که جان فدا کنم من
ز تو دست بر ندارد چو حکيم زنده باشد
که تو خود ز نور باران به ولايتى مدون
شاعر : سيد مهدى ايزدى دهکردى (حکيم)

 

***
دست گره‏گشا
من کيستم گداى تو يا ثامن ‏الحجج
شرمنده عطاى تو يا ثامن الحجج
باللَّه نمى‏روم بر بيگانگان به عجز
تا هستم آشناى تو يا ثامن‏ الحجج
از کار ما گره نگشايد کسى مگر
دست گره گشاى تو يا ثامن الحجج
تا آخرين نفس نکشم دست التجا
از دامن ولاى تو يا ثامن الحجج
خواهم ز بخت همت و از حق سعادتى
تا سر نهم به پاى تو يا ثامن الحجج
باشد صفاى صبح نيشابور يادگار
ز انفاس جان فزاى تو يا ثامن‏ الحجج
دارلشفاست کوى تو و خود تويى طبيب
درد من و دواى تو يا ثامن ‏الحجج
هستى چو پاره تن پيغمبر خدا
جان جهان فداى تو يا ثامن‏ الحجج
بنما عنايتى به مؤيد که نسپرد
راهى به جز رضاى تو يا ثامن ‏الحجج
***

 

شاعر : عباس براتى پور

 

«جشن شادى »
موسم جشن و طرب شده، شيعه اندر تاب و تب شده
گشته ميلاد امام رضا، جشن شادى بين به پا شده
(ضامن آهو امام رضا (2) اى گل خوشبو امام رضا (2))
(امام رضا - امام رضا - امام رضا) (2)
جان من بادا فداى تو، هستى ام ريزم به پاى تو
کفتر کوى توام ببين، خارراه از پاى من بچين
(ضامن آهو امام رضا (2) اى گل خوشبو امام رضا (2))
(امام رضا - امام رضا - امام رضا) (2)

   ........   مطالب قدیمی‌تر >>
آرشیو موضوعات
آمــار زائرینـ
کلام نابـ
 
 
همه زندگیم خرج حسینـ استـ | : ایــمانـ غلامی
 

پیچک